فی بوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی بوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله برج قابوس

اختصاصی از فی بوو دانلود مقاله برج قابوس دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


مقدمه
بنای آجری میل گنبد قابوس از نقطه نظر عظمت معماری، ویژگی‌های هنری و تکنیکی در زمره بزرگ ترین مفاخر معماری قرن چهارم هجری قمری به شمار می‌آید.
ساختمان این میل که آرامگاه شمس المعالی قابوس بن وشمگیر زیاری است، در بالای تپه‌ای در میان پارک بزرگ شهر گنبد کاووس واقع شده است .این بنا از زیباترین و باشکوه‌رین بناهای اوایل دوره اسلامی است که با وجود استفاده بسیار کم از عناصر تزیینی دارای ساختارهای متناسب، موزون، مستحکم و زیباست که نوعی احساس شکوه و زیبایی را به بیننده القا می‌کند. ساختمان میل در اصل متشکل از سه قسمت شالوده، ساقه و گنبد مخروطی است که روی هم رفته 55 متر ارتفاع دارد. ساقه این میل بر روی پایه‌ای مدور قرار دارد و تنها نزدیک به 2 متر آن بیرون از زمین است و بر اساس مطالعات به عمل آمده بخش بزرگی از آن در ول زمین فرو رفته است.خود ساق با نمای دایره‌ای پرده‌دار ، بر روی این شالوده قرار دارد و 37 متر ارتفاع دارد. در بدنه ساقه بنا 10 پره مثلثی شکل با فواصل معین و با تناسب و زیبایی کامل قرار گرفته است، به طوری که علاوه بر ایجاد زیبایی ، از حجم ساده و بی قواره ساقه کاسته و نیز موجب استحکام بنا شده است.تنها تزیین این ساقه در بالای در ورودی مشتمل بر دو رشته کتیبه کوفی آجری است که یکی در ارتفاع 8 متری از سطح زمین و دیگری زیر پا کار گنبد تعبیه شده است . عرض این کتیبه 80 سانتی متر و هر دو مشتمل بر یک عبارت تاریخی است که سال (397 هـ.ق. و 375 هـ.ش) را نشان می‌دهد . این کتیبه عاری از هر گونه پیرایه و تزئینات است و همچون خود گنبد تنها به استحکام و ماندگاری آن توجه شده است . خطوط و حروف کتیبه با آجر ساده قرمز رنگ که روی آن سائیده شده بدون هیچ گونه روکشی در درون قاب‌های آجری جای گرفته است. خطوط کوفی ساده این کتیبه ، دارای برجستگی است و در عین حال ، نوعی تراش ظریف و زیبایی متناسبی دارد که از هر جهت با شکل ساختمان آرامگاه تناسب دارد .گذشته از سادگی کتیبه در هنگام نصب خطوط و قاب‌سازی آن این نکته مراعات شده که از هر جهت ماندگاری آن بر روی بدنه تضمین شود. برای این منظور هر کدام از حروف آجری و آجرهای قاب کتیبه ریشه‌های بلندی دارد که درون دیوار گنید فرو رفته است . به همین خاطر و به علت پختگی آجر قرمز و استحکام آن هنوز پس از هزار سال ،‌کتیبه تقریباً سالمی بر جای مانده است . تکرار یک متن در دو جای بنا نیز به ماندگاری محتوای کتیبه کمک بزرگی کرده است. بدنه بنا سراسر از آجر قرمز رنگ ساخته شده است. آجرهای سخت این بنا که در نهایت پختگی و استحکام هستند، به علت تابش آفتاب در طول قرن‌ها به رنگ زرد طلایی در آمده‌اند که خود بر زیبایی بنا افزوده است. شکل آجرهایی که در بدنه بنا به کار رفته است معمولی و یکسان است ، به جز آجرهایی که در بدنه گنبد مخروطی مورد استفاده واقع شده است . آجرها خوب پخته شده و خوب به ملاط چسبیده و سخت توپر و یکپارچه است.گنبد مخروطی بنا به ارتفاع 18 متر و بر روی ساقه بنا شده است. این گنبد بر خلاف بیش تر برج‌ها و گنبدهای آرامگاهی یک پوش است و بدون هیچ واسطه‌ای بر روی بدنه برج قرار گرفته و شیب تند و سطح صاف و صیقلی آن به ماندگاری گنبد کمک فراوان کرده است . درون بنای گنبد قابوس ساده و تنها با اندود گچ پوشش یافته که با گذشت زمان به سیاهی گراییده است.بر بالای سر در ورودی بنا دو رشته مقرنس زیبای ساده کار شده که جزو اولین نمونه مقرنس‌های هنر اسلامی ایران به شمار می‌رود. هم‌چنان که از متن کتیبه بر می‌آید این بنا در سال 397 هـ.ق. توسط شمس المعالی قابوس بن وشمگیر آل زیار جهت آرامگاه شخصی بنا شده است . نام‌برده که در آن روزگار فرمانروای گرگان بود، مردی دانشمند ـ هنرمند، سلحشور ـ دوست‌دار و مشوق علم و هنر بود . وی در سال 402 هـ.ق. یعنی 5 سال بعد از ساخت گنبد قابوس وفات یافت . این بنا در فهرست بناهای تاریخی ایران به ثبت رسیده است .
istta.ir

 

طول آن 55 درجه و 18 دقیقه، عرض 37 درجه و 17 دقیقه، ارتفاع آ ن از سطح دریا 76 متر می با شد در این شهر به امر قابوس بن وشمگیر از امرای آ ل زیار در سا ل 397هجری قمری بنای یا دبودی ساخته شده است. ارتفاع بنا 68متر و ارتفاع تپه ای که برج بر روی آن قرار دارد10 متر می با شد. محیط دایره ی برج قابوس 75/9 متر است. بعضی از محققین معتقدند که آن جا مدفن قابوس می باشد و بعضی دیگر معتقدند که قابوس بن وشمگیر آن جارا فقط به عـنوان یادبود حکومتش ساخته است نه مقــبره ا یشان. کتیبه ای به خط کــوفی در اطراف آن به چشم می خورد به ا یـن مضمون: « بسم الله الرحمن الرحیم، هذا القصر العالی للا میر شمس المعالی الامیر قابوس بن وشمگیر امر ببنائه فی حیاته سنه تسع و تسعین و ثلاث مائه قمریه و سـنه خمس و سـبعین و ثـلـثـمائه شمسیه» یعنی « بسم الله الرحمن الرحیم، این قصر عالی متعـلـق به شمس المعالی امیر بــن قابوس بن وشمگیر که در زمان حیات، امر به بنای آن کرد در سال 397هـجری قمری »

 

در مورد این بنا یک نفر به ما اطلاعاتی می دهد:« این گنبد عبارت از مناره ای است به شکل استوانه مضلع و دارای 10 ضلع متساوی و عرض هر ضلع 4/5 متر و هر کدام از این 10 ضلع مرکب ا ز سه ترک است و هر ترکی 2 متر عرض دارد اکنون چنان می نما ید که این برج که در روی تپه وا قع است، لیکن مسلم است که این تپه نه مصنوعی است و نه طبیعی بلکه تپه ای است که به وا سطه ی انهدام ابنیه دور گنبد بر روی هم ا حداث شده. 10 متر ارتفاع نوک مخروطی گنبد است میان آن مخروط هم خالی است و روزنه ای به سمت جنوب غربی داردولی راهش تاکنون معــلـوم نشده است آن چه ظاهرا معلوم شده باید گفت، کف گنبد روی زمیـن در زیـر تپه با شد زیرا گنبد ( در این جا منظــور از گــنبد برج قابوس است ) به این بـزرگی را نمی توا ن روی تپه ای به این بزرگی بنا کرد محیط دا خل گــنبد 144/30 متر، محـیط خارجی 278/60 متر، مساحت تپه ی گنبد تقریبا 4800متر است. این گنبد حوادث متعــددی را به خود دیده است:« یک بار نــادر شاه به ناحیه شما ل ایران آمده و چون راهپیمایی زیادی کرده بود ا ز دیده میل گنبد خوشحال شد زیرا حدس می زد که این جا شهر بزرگی باید باشد چون آن جا را تقریبا غیر مس.ک.ک..نی و ده کوچکی دید بسیار ناراحت شد امر به تخریب گنبد داد ولی خوشبختانه از این بلا در امان ماند». وهم چنین عده ای از سران ایل گوگلان به گمان این که در زیر آن گنجی نهفته است امر به پی کنی آن می کنند ولی بعد از مدتی دست از این کار می کشند ولی بنا به گــفته ی مردی ( مرد ایکس ) انگلیسی ها مــقدار زیادی از کالاهای نفـیسه آن جا را برده ا ند. خرابه های شهر جرجان ( شهـر باستانی ) در قسمت غــربــی گـــنبد قرار دارد. چـون این شهر بین دو قبیله یموت و گوگلان حا ئـل بوده ا ست از نظر اقتصادی ا ز دو قوم بهره مند می شوند

 

زیر آن برج بلند کسی آرمیده است. صاحب آن آرامگاه قدیمی مربوط به قرن چهارم هجری است. زیر آن برج بلند آجری که در میانه شهر گنبد کاووس قرار دارد قابوس بن وشمگیر به خواب ابدی رفته است. شمس المعالی قابوس بن وشمگیر آل زیار دانشمند، هنرمند و مشوق علم و هنر بوده که قبل از مرگ دستور ساخت آن را می دهد. بقعه آرامگاه وی که بنای آجری است در اعداد بزرگ ترین مفاخر معماری قرن چهارم هجری است و در شمال شرقی ایران در شهر گنبد کاووس قرار دارد. این بنای معروف که یکی از بلندترین آثار تاریخی جهان به شمار می آید بر فراز تپه خاکی که قریب ۱۵ متر از سطح زمین بلندتر است قرار دارد. این بنا در سال ۳۹۷ هجری قمری و ۳۷۵ هجری شمسی و در زمان سلطنت شمس المعالی قابوس بن وشمگیر و در شهر جرجان که پایتخت پادشاهان آن دیار بوده بنا شده است. بنایی که از هزار سال پیش تاکنون بر فراز تپه ای خاکی استوار است در عین سادگی یکی از غرو رانگیزترین بناهایی است که نه تنها در خاک ایران بلکه در سراسر جهان شناخته شده است و مورد توجه بسیاری از جهانگردان و باستان شناسان است.
آرامگاه قابوس بن وشمگیر بدون هیچ تزئینی است. فقط بنایی است آجری که ارتفاع آن کلاه از سر می اندازد.
داخل میل فقط یک کتیبه وجود دارد که بر دیوار آن نصب شده که تاریخ ساخت و اینکه آرامگاه متعلق به کیست در آن درج شده است. پروفسور ارتورافام پوپ در مورد این بنا چنین نوشته است: «در زیر سمت شرق کوه های البرز و در برابر صحرا های پهناور آسیا یکی از بزرگ ترین شاهکار های معماری ایران با تمام شکوه و عظمت خود قد برافراشته است. این بنا گنبد قابوس بقعه آرامگاه قابوس بن وشمگیر است. برج آرامگاه از هرگونه آرایش مبراست. برای جنگنده ای با نیروی ایمان و در قتال رودرروی، پادشاهی شاعر در نبرد با ابدیت، آیا آرامگاهی چنین عظیم و مقتدر وجود دارد؟محمدعلی قورخانچی نیز تحقیقی در مورد گنبد قابوس داشته و در کتاب نخبه سینیه خود گنبد قابوس را در نیم فرسخی خرابه های شهر جرجان دانسته و نظیری را برای این گنبد در ایران زمین موجود ندانسته است. در معماری سنتی ایران چنین بنا های عظیم و کشیده ای که میل نیز نامیده می شوند و در طول راه ها برای راهنمایی و تعیین مسیر کاروان ها احداث می شده زیاد برمی خوریم ولی هیچ کدام آنها به پای عظمت گنبد قابوس نمی رسند.این بنا شامل سه قسمت شالوده، ساقه و گنبد مخروطی است که مجموعاً ۵۵ ارتفاع دارد.
ساقه این میل با نمای دایره ای پره دار با ارتفاع ۳۷ متر بر روی پایه ای مدور (شالوده) قرار گرفته که تنها دو متر از آن بیرون زمین است و براساس مطالعات به عمل آمده بخش بزرگی از آن در دل زمین فرو رفته است.در بدنه ساقه بنا ۱۰ پره مثلثی شکل با فواصل معین و با تناسب و زیبایی کامل قرار گرفته است که علاوه بر زیبایی از حجم ساده و بی قواره ساقه کاسته و موجب استحکام بنا شده است.رنگ آجر های قرمز به کار رفته در این گنبد به علت تابش نور خورشید در طول قرن ها به رنگ زرد طلایی درآمده که خود بر زیبایی آن افزوده است.شکل آجر های به کار رفته در بنا به جز آنهایی که در بدنه استفاده شده اند، معمولی و یکسان است.بدنه بنا از آجر قرمز رنگ که به خوبی به ملاط چسبیده و سخت توپر و یکپارچه و در نهایت پختگی و یکپارچه اند، ساخته شده است.
گنبد مخروطی بنا به ارتفاع ۱۸ متر بر روی ساقه بنا شده است. این گنبد برخلاف اکثر برج ها و گنبد های آرامگاهی بدون هیچ واسطه ای بر روی بدنه برج قرار گرفته و شیب تند و سطح صاف و صیقلی آن به ماندگاری گنبد کمک فراوان کرده است.درون بنای گنبد قابوس، ساده و تنها با اندود گچ پوشش یافته که با گذشت زمان به سیاهی گراییده است.این بنا با وجود استفاده بسیار کم از عناصر تزئینی دارای ساختار های متناسب، موزون، مستحکم و زیباست که نوعی احساس شکوه و زیبایی را به بیننده القا می کند.
تنها تزئین این ساقه در بالای در ورودی مشتمل بر دو رشته کتیبه آجری به خط کوفی است که یکی در ارتفاع هشت متری از سطح زمین و دیگری زیر پاکار گنبد تعبیه شده است.عرض این کتیبه ها ۸۰ سانتی متر و بر روی هر کدام دو سال ۳۹۷ هجری قمری و ۳۷۵ هجری شمسی نوشته شده است. این کتیبه ها عاری از هرگونه پیرایه و تزئین هستند و همچون خود گنبد تنها به استحکام و ماندگاری آنها توجه شده است.خطوط و حروف کتیبه ها با آجر های ساده قرمزرنگ که روی آنها به صورت برجسته و بسیار زیبا و ظریف تراشیده شده است، بدون هیچ گونه روکشی در درون قاب های آجری جای گرفته اند.
یکی از دلایل ماندگاری این کتیبه ها پختگی آجر قرمز و استحکام آن است که هنوز پس از گذشت بیش از هزار سال تقریباً سالم مانده و تکرار یک متن در دو جای بنا نیز به ماندگاری محتوای کتیبه ها کمک بزرگی کرده است.
قابوس بن وشمگیر در سال ۴۰۲ هجری قمری یعنی ۵ سال پس از ساخت این گنبد وفات یافت. این بنا در فهرست بناهای تاریخی ایران به ثبت رسیده است
برج گنبد کاووس یا میل گنبد
برج گنبد کاووس یا میل گنبد، واقع در شهر گنبد کاووس در استان گلستان ایران، بلندترین برج آجری دنیاست که در قرن چهارم هجری / یازدهم میلادی بنا شده است. این بنا، طبق کتیبه کوفی آجری گرداگرد آن، در سال 397 هجری قمری برابر با 375 هجری شمسی در زمان سلطنت شمس المعالی قابوس بن وشمگیر از پادشاهان آل زیار ساخته شده است. شهر گنبد کاووس کنونی در حوالی شهر جرجان کهن قرار دارد که پایتخت پادشاهان آل زیار بوده است. این برج از زیباترین و باشکوه ترین بناهای اوایل دوره اسلامی است که علی رغم استفاده بسیار کم از عناصر تزیینی در آن، دارای ساختاری متناسب، موزون، مستحکم و زیباست که نوعی احساس شکوه و زیبایی را به بیننده القا می کند.
این بنای باشکوه بر روی تپه ای ساخته شده است که نزدیک 15 متر از زمین اطراف آن بلندی دارد و ساختمان آن از سه بخش پی، بدنه و گنبد تشکیل شده که روی هم رفته 55 متر ارتفاع دارند. بدین ترتیب، با احتساب ارتفاع تپه، این برج حدود 70 متر از سطح زمین های اطراف مرتفع تر است که این موضوع به شکوه و جلال آن افزوده است.
بدنه برج بر روی پایه ای مدور قرار گرفته که تنها نزدیک به 2 متر آن بیرون از سطح زمین قرار دارد و حجم وسیعی از آن در دل تپه فرو رفته است. بدنه برج از خارج دارای 10 پره مثلثی شکل است (همانند ستاره ده پر) که به فواصل مساوی از یکدیگر قرار دارند و از پای بست بنا شروع و تا زیر گنبد ادامه دارند. بدنه بنا سراسر از آجرهای پخته قرمز رنگ ساخته شده که در نهایت پختگی و استحکام هستند و به علت تابش آفتاب در طول قرن ها به رنگ زرد طلایی زیبایی درآمده که خود بر زیبایی بنا افزوده است.
گنبد مخروطی بنا به ارتفاع 18 متر بدون هیچ واسطه ای بر روی بدنه برج قرار گرفته و دارای شیب تند و سطح صاف و صیقلی بوده و بر خلاف اکثر برج ها و گنبدهای آرامگاهی، تک پوش است که این موارد باعث ماندگاری آن شده است.(1)
شاید کمتر کسی از مردم ایران می دانند که این برج در یک نظرسنجی بین المللی از سوی شماری از معماران مشهور جهان، به عنوان بهترین اثر مهندسی تاریخ بشر انتخاب شده است. دلایل این انتخاب جالب است: این برج که بیش از 50 متر ارتفاع دارد، بیش از هزار سال پیش ساخته شده و در این مدت 2 بار زلزله های شدیدتر از 6 ریشتر را از سر گذرانده، اما همچنان سالم، استوار و پابرجا ایستاده است. برج گنبد فقط از آجر ساخته شده و در آن هیچ خبری از بتون آرمه و اسکلت فلزی و فولاد و ... نیست. در حالیکه نه فرسوده شده و نه زلزله توانسته حتی یک ترک به آن بیندازد. محاسبات مهندس سازنده برج آن قدر دقیق بوده است که برج حتی در شدیدترین زلزله هم پس از لرزه ها و تکان های معمول دوباره دقیقاً سر جای خود بر می گردد. همچنین دقت در برآورد مقاومت مصالح آن نیز حتی افزونتر از محاسباتی است که هم اکنون پیچیده ترین دستگاه های محاسبه انجام می دهند.(2)
در رابطه با کاربرد و انگیزه ایجاد این بنا، با اینکه تاریخ نویسان و محققان میراث فرهنگی غالباً این ساختمان را آرامگاه امیر قابوس می¬دانند، بعضی از تاریخ نگاران نجوم ایران از روی قرائنی پنداشته اند که این بنا به عنوان رصدخانه ساخته شده است. زیرا در کاوش های این بنا از باقیمانده جسد اثری یافت نشده است.
در کتاب «ذخیره خوارزمشاهی» نوشته سید اسماعیل جرجانی درباره منجمی به نام کوشیار گیلانی سخن رفته که در خدمت امیر قابوس بوده است. در کتاب «فرهنگ ادبیات فارسی دری» راجع به کوشیار گیلانی نوشته شده است که رصدخانه ای بنا کرده که به نام وی مشهور بوده است، که البته مکان آن مشخص نگردیده است. بدین ترتیب برخی این احتمال را مطرح کرده اند که برج قابوس همان رصدخانه ای است که به دستور قابوس و بر اساس نقشه و طرح کوشیار گیلانی ساخته شده است.

به عقیده برخی از پژوهشگران نیز، بنای مزبور چه رصدخانه باشد و یا برای مقبره ساخته شده باشد، با توجه به سبک معماری آن که مانند آن در ایران وجود ندارد و همچنان پره های مثلثی آجری که در بدنه آن به کار رفته است، القا کننده مفهوم و معنای اساطیری و رمزی است و نمونه ای است از یک الگوی کلی در معماری که آن را «ستون کیهان» می نامند و رمزی از محور عالم است. به نوشته «میرچا الیاده»، رمز محور کیهان که زمین را به آسمان می پیوندد، تقریباً در همه مکان های قدسی به صور مختلف یافت می شود: برج های هرمی شکل ناقوس دار، ستون های کلیساها، مناره های مساجد، و معابد و ابنیه دینی برج مانند و چند طبقه به شکل هرم که حول محوری مرکزی بنا شده و طبقات مختلفشان به سوی آسمان قد می کشند.(3)

 

برج قابوس بنایی است آجری و متعلق به شمس المعالی قابوس وشمگیر آل زیار است (366ـ 403 هـ . ق.) این بنا بر فراز تپه با ارتفاع پانزده متر( از زمینهای اطراف )و در سال 397 قمری (375 شمسی یزدگردی) به امر شمس المعالی ساخته و پرداخته شده است.
گنبد قابوس شامل برج استوانه ای شکل بلند آجری می باشد که بر روی صفه دایره ای قرار داده شده است، بدنه برج را از خارج با ده بریدگی یا (پشت بند) زینت داده اند که از پایین در میان صفحه ای که از سطح اصلی زمین دو متر و هفتاد و پنج سانتیمتر بلندی دارد جوش داده شده، و از بالا به طره ای که سقف روی آن ساخته شده اتصال یافته است، و چنانکه از طرح بنا برمی آید از نقطه آغاز پشت بندها محیط دایره ای شروع می شود به قطر نه متر و هفتاد سانتیمتر که محوطه دورنی برج را به محیط دیگری به قطر چهارده متر و شصت و شش سانتیمتر محدود میکند، و دیوار برج از خارج به محیط سومی به قطر هفده متر و هشت سانتیمتر منتهی میشود و از مجموع پنج مربعی که بدین ترتیب تشکیل میشود ده پشت بند یا بریدگی که دهانه هر کدام آنها یک متر و شصت پهنا دارد پدید میآید و از آن نیز دهانه دیگری تشکیل می یابد که یک متر و سی و چهار سانتیمتر پهنا داشته و در نتیجه مدخل بنا بوجود میآید بدین طریق زوایای پشت بند مستقیم بوده و همین مستقیم بودن پشت بندها موجب استحکام و تسهیل کار ساختمان برج را فراهم ساخته است. از طرف دیگر محیطی که چهارده متر و شصت و شش سانتیمتر قطر دارد در زوایای درونی پشت بندها بدنه های عریضی را که دارای خطوط منحنی هستند تشکیل میدهد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  17  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله برج قابوس

دانلود مقاله سرمایه اجتماعی

اختصاصی از فی بوو دانلود مقاله سرمایه اجتماعی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه:
گزارش« جهان در حال شهری شدن، از« مرکز سکونتگاههای انسانی سازمان ملل متحد» موسوم به زیستگاه یا HABTTAT نشان می دهد که حکومتها در بهبود شرایط سکونت و زیست شهری مانند تأسیسات آبرسانی سالم، تأسیسات بهداشتی و فاضلاب، چندان موفق نبوده اند، در همین حال فقر شهری در دهه 80 و سالهای نخست دهة 90میلادی بیشتر شده است. World 1996 طرفداران توسعه پایدار شهری نیز این بحث را پیش می کشند که در گذشته توجه تنها به صنعتی شدن افزایش رشد ناخالص ملی بود و آنچه در این میان به فراموشی سپرده شده مردم و نقش آنها در توسعه شهری بوده است.] [Badshah 1996 تداوم مشکلاتی مانند فقر شهری، کاهش کیفیت محیط زیست، مصرف گرایی، خدمات شهری ناکارآمد و نابربری های جنسی، نژادی، اجتماعی و اقتصادی سبب شد تا موضوع تحول در آنها در کانون توجه پژوهشگران و مسئولان اجرایی قرار گیرد،( منوریان 1379) به زعم گزارش مذکور ایده حاکمیت خودب(1) و کاربرد آن اهمیت زیادی برای بهبود شرایط سکونت و زیست داشته است در جاهایی که حاکمیت خوب متشکل از دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی با شراکت یکدیگر به مدیریت امور عمومی پرداخته و نهادهای اداره کننده امور عمومی پرداخته و نهادهای اداره کننده امور دموکراتیک، سنجش پذیر و پاسخگو به نیازها و اولویت های شهروندان بوده اند، توانسته اند با بهبود شرایط زیست امید به زندگی را ده تا پانزده سال افزایش دهند. از سوی دیگر حاکمیت شهری خوب و سنجش پذیر می تواند مشارکت شهروندان و نهادهای مدنی را به توسعه اقتصادی و اجتماعیی شهری جلب کند. این گزارش نشان می دهد دیدگاه رایج نسبت به توسعه شهری که برای رفع فقر و بهبود شرایط زندگی شهرنشینان بر برنامه های دولتی تکیه دارد باید تغییر یابد و دولت ها علاوه بر توجه به الگوی حاکمیت خوب- که هدفش اصلاح سازوکار های سیاستگذاری و برنامه ریزی دولتی و تلاش در جهت شفافیت پذیر ساختان نهادهای حکومتی و پاسخگوکردن آنهاست – به پارادایم حاکمیت خوب وارد شوند پرسشی که در این میان بوجود می آید، این است که چه عواملی بر عملکرد کارآمد نهاد های حکومتی مؤثرند پاتنام 1380 آیا تلاش در جهت اصلاح سیاستگذاری، برنامه ریزی، آموزش کارکنان و تدارک بودجه ها و اعتبارات کافی، موفقیت نهادهای مدیریتی شهرها را در جهت توسعه شهری تضمین می کند؟ آیا آنچه که در این زمینه تعیین کننده و مؤثر است وجود سرمایه های اجتماعی و فرهنگی مانند روحیه مدنیت و سازوکارهای مشارکت و همکاران در میان شهروندان – اعم از شهروند عادی و نخبگان حکومتی- است؟ یا اینکه هر دو دسته از عوامل اشاره شده، یعنی عوامل ساختاری و عوامل فرهنگی – اجتماعی در این زمینه مؤثرند[Cusack.1997] .
تعدادی از پژوهشگران و صاحبنظران علوم اجتماعی و سیاسی کوشیده اند تا با بکارگیری مفهوم« سرمایه اجتماعی»(2) پاسخ های نظری و تجربی به پرسش های مذکور فراهم آورند. این مقاله در تلاش است تا ضمن معرفی مفهوم سرمایه ه اجتماعی از دیدگاه های صاحب نظرانی چون بوردیو، کلمن و پانتام، مروری بر برخی پژوهشهای تجربی انجام شده در این حوزه بعمل آورد. در پایان نیز در مورد مسائل مربوط به کاربرد این مفهوم و سودمندی و ناسودمندی آن در خصوص ایران با توجه به تأسیس شوراهای اسلامی شهرها و« پیدایش سطحی که از حکومت محلی از سال 1377» به این سو، بحث می شود.
مفهوم سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی مفهومی است که پیشینه طولانی ندارد. کاربرد این مفهوم به تدریج از دهه 1990 به این سو در تزها و مقالات دانشگاهی – بویژه در رشته های جامعه شناسی، اقتصاد، سیاست و آموزش- با کارهای افرادی چون جیمزکلمن، پیربوردیو، رابرت پاتنام و فرانسیس فوکویاما افزایش یافته است[Wall et al. 1998] .
همچنین استفاده از مفهوم سرمایه اجتماعی با توجه به روند جهانی شدن و تضعیف نقش دولت های ملی، بعنوان راه حل اجراشدنی، در سطح اجتماعات محلی برای مشکلات توسعه، مورد توجه سیاستگذاران و مسئولان سیاست اجتماعی قرار گرفته است.[Warner.1999]
در نخستین کاربرد های سرمایه اجتماعی از سوی اقتصاددانان، این مفهوم بعنوان دارایی های مالی یا زیرساخت های مادی تعریف شد. در یکی از فرهنگ های اقتصادی در تعریف سرمایه اجتماعی چنین آمده است:
« کل سرمایه های موجود در یک اقتصاد که نه فقط شامل ساختمان ها و ماشین های تولیدی است بلکه تجهیزاتی مانند بیمارستان، آموزشگاه و صنایع دفاعی را نیز دربرمی گیرد»] فرهنگ1371، 2038 [ . این تعریف بعدها با محدودترشدن به برخی هزینه های دولتی اطلاق گردید.
مفهوم دیگر نزدیک به سرمایه اجتماعی، سرمایه انسانی است که به معنی سرمایه گذاری برای پرورش انسانی فرهیخته و سالم و مطلع است. سرمایه انسانی شامل مراقبت های خانوادگی سال های قبل از آغاز آموزش پیش دبستانی برای دستیابی به بهداشت بهتر، سرمایه گذاری در آموزش رسمی دانشگاهی و کارآموزی پس از پایان تحصیلات مدرسه ای و سرمایه گذاری، در اطلاعات بازار کار از طریق جست وجوی شغل است] پیشین 1929 [ .
تعریف رایج سرمایه اجتماعی در جریان اصلی جامعه شناسی امریکایی – بویژه در روایت کارکردگرایانه آن عبارت است از روابط دوجانبه، تعاملات و شبکه هایی که در میان گروه های انسانی پدیدار می گردند و سطح اعتمادی که در میان گروه و جماعت خاصی، بعنوان پیامد تعهدات و هنجارهای پیوسته با ساختار اجتماعی یافت می شود. در مقابل جامعه شناسی اروپایی این مفهوم را در بررسی این موضوع بکار می گیرد که چگونه تحرک پیوندهای مربوط به شبکه های مربوط به شبکه های اجتماعی، سلسله مراتب اجتماعی و قدرت تمایز یافته را تقویت می کند. با وجود این نکات مشترک این دو دیدگاه در مورد سودمندی سرمایه اجتماعی در افزایش برخی ویژگی ها مانند آموزش، تحرک اجتماعی، رشد اقتصادی، برتری سیاسی و نیروی زیست اجتماع است.[Wall.305] . به این ترتیب کارکرد کنونی مفهوم سرمایه اجتماعی می تواند در سه رهیافت متعلق به بوردیو که بر راهبردهای نگهداری با تغییر موقعیت فرد در سلسله مراتب ساختار اجتماعی تأکید دارد، کلمن که با این مفهوم پیوند آشکار میان عقلانیت اقتصادی و سرمایه انسانی می یابد، و پاتنام که بر رابطه میان عملکرد نهادی و سرمایه اجتماعی تأکید می ورزد، طبقه بندی گردد.
دیدگاه پیربوردیو
بوردیو سرمایه اجتماعی را یکی از اشکال« سرمایه» می داند. سرمایه از نظر او سه شکل بنیادی دارد:« سرمایه فرهنگی» که در برخی شرایط به سرمایه اقتصادی بدل می شود و به شکل کیفیات آموزشی نهادینه می گردد؛ و« سرمایه اجتماعی» که از الزامات اجتماعی( پیوندها) ساخته شده است و تحت برخی شرایط به سرمایه اقتصادی تبدیل می شود و ممکن است در شکل عنوان اشرافی نهادینه شود[Bourdieu.1986.243.Cited in Wall] . او به این نکته توجه می کند که ایجاد و اثربخشی سرمایه اجتماعی بستگی به عضویت در یک گروه اجتماعی دارد که اعضای آن مرز های گروه را از طریق مبادله اشیاء و نماها بنیان نهاده اند. فرد با عضویت در گروه مالکیت شبکه با دوامی از روابط نهادی شدة بین افراد- که در خود منابع بالقوع و بالفعلی( سرمایه اجتماعی) برای او دارد – شریک می شود. او با این شیوه استفاده از سرمایه اجتماعی،نوعی توپولوژی اجتماعی را فراهم می کند که در آن موقعیت افراد با توجه به داشته های آنها از سرمایه موجود اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مشخص می شود.
او با توصیف زندگی اجتماعی بعنوان رقابت دائمی برای کسب موقعیت در درون زمینه ای از محدودیت های شدید ناشی از ساختار اجتماعی، درواقع اصطلاحات مارکسیستی را بازمی تاباند. این تفسیر از زندگی اجتماعی فعالیت انسان را عموماً به قصد کنترل و تراکم انواع مختلف سرمایه می داند که سرمایه اقتصادی شکل نخست آن است. البته موضوع بوردیو ازمارکس متفاوت می شود زیرا توجه او به تضاد میان طبقه اقتصادی طبقة حاکم و محکوم نیست بلکه به تضاد میان بخشهای مختلف هر جامعه توجه دارد. افراد برای حفظ یا بهبود موقعیت های اجتماعی شان در محدوده فعالیت های نهادینه شده متعدد مبارزه می کنند. بوردیو بدین منظور مفهوم« خُلق»(4) را که اشاره به گرایش ها، چشم اندازها، و تمایلات مشترک افراد متعلق به طبقه یا موقعیت جنسی یکسان دارد، بکار می برد. شبکه های اجتماعی که خُلق آنها را به فعالیت وامی دارد، می تواند بعداً به شکل نام مشترک، یا عضویت در سازمانی رسمی یا شهروندی نهادینه شوند. بوردیو این موقعیتهای منزلتی شناخته شده اجتماعی و ادراکات آنها را که فرد بطور مشروع با آنان مرتبط است و شیوه مناسبی که تعامل در آنها روی می دهد ، همگی را در تظاهرات سرمایه اجتماعی می داند. به این ترتیب دسترسی به سرمایه اجتماعی، یعنی ارتباط افراد با آنهایی که به سبب دارابودن مقادیر بیشتری از سرمایه اقتصادی و فرهنگی می توانند از طریق راهنمایی، روابط بعدی، وام و مانند آنها به ایشان کمک کنند. مفهوم بوردیوی سرمایه اجتماعی به سبب آنکه تنها راه دانستن وجود آن و سودمندی اش برای افرایش سرمایه اقتصادی پس از وقوع موضوع است، سنجش ناپذیر و مبهم دانسته شده است[Wall. 307]. بحث های بوردیو درباره سرمایه اجتماعی و مفاهیم مرتبط با آن، مطالعات مردم شناختی را درباره نقش برخی گروههای اجتماعی در توسعه هدایت کرده اند.

 

دیدگاه جیمزکلمن
کلمن نیز مفهوم سرمایه اجتماعی را از اقتصاد به جامعه شناسی آورد. او این شکل از سرمایه را- مانند دیگر اشکال آن – مولد می داند و امکان دستیابی به هدف های معینی را که در نبود آن دست نیافتنی است، فراهم می سازد] کلمن، 1377، 462 [ کلمن سازمان اجتمتعی را پدیدآورنده سرمایه اجتماعی می داند. به زعم او سرمایه اجتماعی چیزی واحد نیست بلکه انواع گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: نخست، شامل جنبه ای از یک ساخت اجتماعی هستند؛ و دوم کنش های معین افرادی را که در درون ساختار هستند تسهیل می کنند. سرمایه اجتماعی سبب می شود تا هزینه های دستیابی به هدف های معین کاهش یابد؛ هدف هایی که در نبود سرمایه اجتماعی دستیابی به آنها تنها صرف هزینه های زیاد امکان پذیر می شود. بدین گونه کلم بر سودمندی سرمایه اجتماعی بعنوان منبعی برای همکاری، روابط دوجانبه و توسعه اجتماعی تأکید می ورزد. از نظر او عواملی که سبب ایجاد و گسترش سرمایه اجتماعی می گردند عبارتند از:
کمک، درخواست کمک افراد از یکدیگر، مقدار سرمایه اجتماعی را بیشتر خواهد کرد. هرگاه عواملی مانند رفا و فراوانی و کمک دولت سبب می شود تا افراد نیازشان به یکدیگر کمتر گردد، سرمایه اجتماعی کمتری بوجود خواهد آمد.
ایدئولوژی، اعتقاداتی مانند لزوم کمک به دیگری، یا عمل به سود او، سبب پدیدآمدن سرمایه اجتماعی است. از این رو آن دسته از اعتقادات مذهبی که بر ضرورت کمک و عمل به سود دیگران تأکید دارند، عامل مهمی در شکل گیری سرمایه اجتماعی محسوب می شوند.
اطلاعات، از دیدگاه کلمن ظرفیت بالقوه، اطلاعات یک شکل مهم سرمایه اجتماعی است که جزو ذاتی و جدایی ناپذیر روابط اجتماعی بشمار می رود.
هنجارها، اگر در درون گروه اجتماعی هنجارهای مؤثر و نیرومندی مبنی بر اینکه فرد باید منافع شخصی را رها سازد و به سود جمع عمل کند وجود داشته باشد، سرمایه اجتماعی شکل خواهد گرفت] پیشین 476[.
کلمن در پژوهشی تجربی مفهوم سرمایه اجتماعی را برای تبیین تفاوت بخت افراد در بهبود سرمایه انسانی خودشان با حضور در مدرسه و بنابر همین فرصت های آنان برای بهبود خود و جامعه شان بطورکلی، بکار می گیرد و به این ترتیب میان سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی ارتباط برقرار می کند.
کلمن سرمایه اجتماعی را« کالای عمومی» در حال تولید می داند؛ جمعی که برای تمامی افراد عضو در شبکه های بسته و دارای تعامل با یکدیگر، سودمند است، منبعی که محصول فرعی فعالیت هایی است که اختصاصاً برای ایجاد سرمایه اجتماعی انجام نشده اند. او از جامعه می خواهد که با توجه به کاهش سازمان های نخستین و فرض وجود سرمایه اجتماعی غنی در آنها، به تقویت سرمایه اجتماعی اقدام کند. دیدگاه کلمن درباره سرمایه اجتماعی به این نتیجه میانجامد که جوامع دارای سرمایه اجتماعی زیاد، می توانند به رفاه و سعادت دست یابند. اما جوامعی که سرمایه اجتماعی در آنها ناکافی است گرفتار مسائل متعدد خواهند شد. این بحثی است که فرانسیس فوکویاما آنرا دنبال کرده است. او سرمایه اجتماعی را بعنوان« توانایی افراد برای کار با یکدیگر در جهت اهداف عمومی در گروه ها و سازمانها» تعریف می کند.

در جاهایی که حاکمیت خوب متشکل از دولت، بخض خصوصی و جامعه مدنی به مدیریت امور عمومی پرداخته و نهادهای اداره کننده، امور دموکراتیک، سنجش پذیر و پاسخگو به نیازها و اولویت های شهروندان بوده اند، توانسته اند، با بهبود شرایط زیست،امید به زندگی را ده تا پانزده سال افزایش دهند.
سرمایه اجتماعی سبب می شود تا هزینه های دستیابی به هدفهای معین کاهش یابد؛ هدفهایی که در نبود سرمایه اجتماعی دستیابی به آنها تنها با صرف هزینه های زیاد امکان پذیر می شود، بدین گونه کلمن بر سودمندی سرمایه اجتماعی بعنوان منبعی برای همکاری، روابط دو جانبه و توسعه اجتماعی تأکید می ورزد.
اگر در درون گروه اجتماعی هنجارهای مؤثر و نیرومندی مبنی بر اینکه فرد باید منافع شخصی را رها سازد و به سود جمع عمل کند وجود داشته باشد، سرمایه اجتماعی شکل خواهد گرفت.

 

دیدگاه رابرت پاتنام
تعریف پاتنام از سرمایه اجتماعی شباهت زیادی به تعریف کلمن دارد. از نظر او سرمایه اجتماعی آن دسته از ویژگی های سازمان اجتماعی است که همآهنگی و همکاری را برای منفعت متقابل تسهیل می کند این ویژگیها عبارتند از:
شبکه ها:
شبکه های رسمی و غیررسمی ارتباطات و مبادلات در هر جامعه ای- اعم از مدرن و سنتی، اقتدارگرا و دموکراتیک، فئودالی یا سرمایه داری، وجود دارند. شبکه ها دو نوع اند:« افقی» و « عمودی». در شبکه های افقی شهروندانی عضویت دارند که دارای قدرت و وضعیت برابری هستند. در شبکه های عمودی شهروندان، نابرابر از طریق روابط نابرابر مبتنی بر سلسله مراتب و وابستگی به هم پیوند دارند. کنش های افقی قوی در شبکه های مشارکت مدنی مانند انجمن های همسایگی، کانون های سرودخوانی، تعاونی ها، باشگاههای ورزش و احزاب مردمی روی می دهند. از نظر پاتنام شبکه های مشارکت مدنی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی اند.« هرچه این شبکه ها در جامعه ای متراکم تر باشند احتمال بیشتری وجود دارد که شهروندان بتوانند در جهت منافع متقابل همکاری کنند.»]پاتنام، 296[/. از نظر پاتنام هر چه ساختار سازمانی افقی تر باشد موفقیت نهادی آن در اجتماع بیشتر است. او شبکه عمودی یا سلسله مراتبی را فاقد توان برقراری اعتماد و همکاری اجتماعی می داند. دو عامل اساسی، این قضیه، یکی غیرموثق بودن جریان اطلاعات در شبکه عمودی نسبت به شبکه افقی است.( به سبب اینکه اطلاعات صحیح اجازه بهره کشی و استعمار را نمی دهد.)؛
از نظر پاتنام شبکه های مشارکت مدنی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی اند.« هرچه این شبکه ها در جامعه ای متراکم تر باشد احتمال بیشتری وجود دارد که شهروندان در جهت منافع متقابل همکاری کنند.»
نظریه پردازان منبع جمعی با ارزش نتیجه و دستآورد کنترل اجتماعی
بوردیو در حوزه های اجتماعی خاص با بخش های طبقه ای قدرت گروه فرعی یا فرد بر دیگران زورورزی نمادی – طرد برخی افراد از منابع فرهنگی یا اقتصادی
کلمن در خانواده و سازمان های رسمی افزایش سرمایه انسانی فرد و رفاه اجتماعی- اقتصادی نظریه محافظه کارانه، تأکید بر ساختارهای اجتماعی باثبات
پاتنام در مناطق بزرگ تأسیس نهادهای دموکراتیک کارآمد نظریه محافظه کارانه، تعادل اجتماعی منفی و مثبت
بوردیو نتیجه سرمایه اجتماعی را در نبرد قدرت میان افراد و گروه ها در تلاش برای کسب موقعیت مطلوب تر در فضای اجتماعی پیچیده و سلسله مراتبی جست وجو می کند.

 

 

 

دوم اینکه هنجار های معامله متقابل و مجازات های مربوط به تخلف از آنکه منافع فرصت طلبی می شوند، در شبکه های عمودی برای مقامات عالی کمتر وضع می گردند و کمتر هم اجرا می شوند. او این سودمندیها را برای شبکه های مشارکت مدنی برمی شمارد؛ افزایش هزینه های بالقوه عهدشکنی در معاملات، تقویت هنجارهای قوی معامله متقابل، تسهیل ارتباطات و بهبود جریان اطلاعات در مورد قابل اعتماد بودن افراد و ارائه چارچوبی فرهنگی برای همکاری.
هنجار های معامله متقابل: در گروه اجتماعی هنجارهایی هستند که مهمترین سودمندی آنها تقویت اعتماد، کاهش هزینه معاملات و تسهیل همکاری است. او هنجارهای معامله را از مولدترین اجزای سرمایه اجتماعی می داند. گروهها و جوامعی که بر آنها این هنجارها حاکم است و از آن پیروی می کنند، به شکل مؤثرتری بر فرصت طلبی و مشکلات عمل جمعی فائق می آیند.
اعتماد اجتماعی:
پاتنام اعتماد اجتماعی را ناشی از دو منبع هنجارهای معامله متقابل و شبکه های مشارکت مدنی می داند. اعتماد همکاری را تسهیل می کند و هرچه سطح اعتماد در جامعه ای بالاتر باشد، احتمال همکاری هم بیشتر خواهد بود. همکاری نیز اعتماد را ایجاد می کند. به این ترتیب هرچه سرمایه اجتماعی بیشتر استفاده شود، به جای استهلاک و کاهش، برخلاف سرمایه فیزیکی، بیشتر افزایش خواهد یافت. از نظر پاتنام هرچه تعامل میان افراد بیشتر باشد، آنها اطلاعات بیشتری درباره یکدیگرف به دست می آورند و انگیزه های بیشتری برای اعتماد پیدا می کنند.
در مجموع پانتام منافع سرمایه اجتماعی را اعتماد، هنجارهای معامله متقابل و شبکه های افقی تعامل می داند که خود تقویت کننده و خودافزون هستند. از نظر او ویژگی بازتولیدی سرمایه اجتماعی منجر به تعامل اجتماعی همراه با سطح بالایی از همکاری، اعتماد، معامله متقابل، مشارکت مدنی و رفاه اجتماعی می گردد. پاتنام حضور این ویژگی ها را در هر جامعه ای نشانه مدنیت آن می داند، این خصلتی است که بنظر او موجب عملکرد خوب نهادهای دموکراتیک می گردد.

ما بعنوان بشر در میان یک مجموعه مختلف بودن، تمییز( تشخیص) از فضا های فیزیکی، زندگی می کنیم.
و عکس العمل و تقابل، فعل و انفعال انجام می دهیم ما هر کدام( قاعده مند) مفهوم تشخیص خود ما را از مکانی که در آن استفاده می شود. از بی شمار اشاره ها و راهنمایی قابل مشاهده از قبیل خصوصی، عمدی، بزرگ و کوچک وقت روز، وقت شب، بلند، آرام، و شلوغ، خالی بطور شگفت آور و غیرمنتظره گاهی این دوستان، خانواده، همکارها مردم هستند بیشتر اوقات مخصوصاً در فضای عمومی شهری که ما ساکن هستیم افرادی که بر ما تأثیر می گذارن کسانی هستندکه ما مکرراً آنها را می بینیم و با این وجود مستقیماً تقابل فعل و انفعالی بین ما و آنها ایجاد نمی شود با غریبه های آشنایان، این مقاله توضیح می دهد که اغلب اوقاتمان تاکنون چشم پوشی شده است از ارتباط واقعی با غریبه های آشنا نیز چشم پوشی شده است.
ما چندین آزمایش، مطالعه را توضیح می دهیم که به طرح هایی مربوط به استفادة شخصی و وسایل، بی سیم و یک تلفن منجر می شود که بر کابرد و استعمالی که رابطة غریبه ی آشنا را توسعه می دهد تکیه داده شده است.
***
کلمات کلیدی مؤلف
بیگانه ها: محاسبة شهری، بی سیم، قابل استفاده مکان عمومی درک با استفاده اعداد، اجتماع، استنتاج کردن.
کلمات طبقه بندی شدة سازمان ماشین های کامپیوتری.
***
تعریف
غریبه ی آشنا یک پدیده اجتماعی است که برای اولین بار بوسیله روانشناس استنلی میلی گرام، در مقاله 1972 او عنوان شده است. غریبه های آشنا افرادی هستند که ما مرتب آنها را می بینیم و تقابل اجتماعی با آنها نداریم با توجه به تعریف یک غریبه آشنا اولاً باید دیده شده باشد، ثانیاً دیدن مکرر باشد و ثالثاً فعل و انفعالاتی اجتماعی با او نداشته باشیم یک مثال خوب برای این موضوع دین هر روز یک شخص توسط یک نفر دیگر در مترو است اگر آن فرد یک روز نیاید ما متوجه می شویم.
اعتراض هایی به روند عدم واکنش به غریبه های آشنا وجود داردما بیشتر دور از کار هایمان با یک غریبه ی آشنا روبرو می شویم، ما به احتمال زیاد دوست داریم تماس مستقیمی با آنها ایجاد کنیم. بنابراین خیلی محتمل است که رفتاری ما با غریبه های آشنا در مترو یا سانفرانسیسکو داریم همان باشد که با دوستان نزدیکمان اگر در روم با آنها برخورد کنیم داشته باشیم. این مسئله بطور مشابه مثل رویارویی با اتفاق های غیرعادی از قبیل، یک صدمه، زلزله، و غیره است. خواست ما نیروی جنبشی را به وجود می آورد تا ما به غریبه های آشنایمان واکنش و تعمل انجام دهیم یک طبقه مخصوص بوجود می آید.
از غریبه های آشنا وجود دارد که ستاره های علم جامعه شناسی نامیده شده اند. اینها افرادی هستند که در یک جامعه یا یک گروه حرکت می کنند و بآسانی به وسیله ی درصد بالایی از مردم شناخته می شوند و غریبه ای آشنا در یک قلمرو محدود بین دو گروه از افراد هستند. افرادی کاملاً ناشناس که آنها را یکبار می بینیم و دیگر هرگز آنها را نخواهیم دید و افرادی که ما آنها را می شناسیم وقتی که ما به مردمی که بواسطه یکسری از تقابل های اجتماعی می شناسیم محدودتر می شویم.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   33 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله سرمایه اجتماعی

دانلودمقاله تاریخ جمع مصحف در زمان عثمان

اختصاصی از فی بوو دانلودمقاله تاریخ جمع مصحف در زمان عثمان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

ابن جعفر عسقلانی تاریخ جمع مصحف عثمانی راتفه 25 هجری ضبط کرده و قول کسانی را که در تاریخ جمع مصحف را در حدود سال سی هجری ذکر کرده اند بر مبنای بی خبری و غفلت دانسته است بی آنکه در صف قول خود مستندی را ارائه دهد.
ابن جزری در کتاب « النشر فی القرآن العشر» راجع به تاریخ جمع قرآن می نویسد : در حدود سال سی هجری ـ در زمان خلافت عثمان ـ حزیفه بن الیمان که در جنگ ارمنستان و آذربایجان اختلاف مردم را در امر قرائت دیده بود ( از عراق به مدینه ) نزد عثمان آمد و به او گفت : دریاب این امت را پیش از آنکه در قرآن همان اختلافی رخ دهد که در میان یهود و انصاری روی داد. پس عثمان برای حفصه پیام پرستاد که صحف را نزد ما بفرست تا نسخه چند از آ“ برداریم و آن گاه به تو آن را باز پس دهیم .
حفصه آنرا نزد عثمان فرستاد و عثمان فرمان داد تا زید بن ثابت و عبدالله بین زبیر و سعید بن عاص و عبدالرحمن بن حارث بن هشام از آن نسخه بردارند و هر گاه اختلافی در قرائت بازدید پیش آید . به سان قریش بنویسند زیرا قرآن به زبان قریش نازل شد.
ابن فرری می نویسد : مصحف هایی که از روی صفحه بوبکری استنساخ شد همه مجرد از نقطه و شکل بودند و با همان حروف و نقطی به کتابت در آمد که پیامبر در حدیق (انزل القرآن علی سبعه (حرف ) اشاره فرموده بود و در آخرین عرضه بر رسول الله مورد قبول قرار گرفت .
اختلاف نظر ابن مسعود با عثمان در مورد جمع قرآن
و نیز ابن واضح یعقوبی در تاریخ خود درباره جمع قرآن در زمان خلافت عثمان چنین می نویسد :
« عثمان قرآن را جمع آوری کرد دویت نمود و سوره های دراز را با سوره های طویل و سوره های کوتاه را با سوره های قصار پهلوی هم قرار داد. و به اطراف و اکناف نوشت که قرآن را جمع آوری کنید تا همه جمع آوری شد. پس آن ها را با آب گرم و سرکه جوشانید و بقولی آنها را سوزانید و جز مصحف عبدالله بن مسعود با همه مصحف ها چنین کرد ابن مسعود در کوفه بود و زیر بار نرفت که محصف خود را به عبدالله بن عامر بدهدو عثمان بدو نوشت که عبدالله بن مسعود را نزد من فرست چه تباهی به این دین و فساد به این امت راه ندارد. پس در حالی که عثمان خطبه می خواند عبدالله به مسجد در آمد و عثمان گفت : اکنون جانوری سیاه بر شما در آمد . پس ابن مسعود سخنی درشت گفت و عثمان فرمود تا او را با پایش کشیدند و دو دنده او شکسته شد پس عایشه به حرف آمد و بسیار سخن گفت .
و به قولی ابن مسعود این پیشنهاد را به او نوشت ولی چون خبر یافت که عمثان قرآن ها را می سوزاند گفت این را نخواستم و به قولی حذیفه بن الیمان این پیشنهاد را به عثمان نوشت و ابن مسعود رنجور شد پس عثمان به عیادت وی آمد و به او گفت : چه سخنی است که از تو به گوشم رسیده است ؟ گفت : همان چه را با من کردی گفته ام تو فرمودی که تن مرا لگدکوب کردند و نماز ظهر و عصر را بیهوش بودم و مقرری مرا باز گرفتن .
گفت : اکنون برای قصاص آمده ام پس همان کاری که با تو انجام شده است با من انجام ده
گفت : من آن کس نیستم که به قصاص را بر خلفا بگشایم گفت این مقرری تو است آن را بگیر
گفت : آنگاه که بدان نیاز داشتم آنرا از من دریغ داشتی و اکنون که از آن بی نیازم آن را به من می بخشی نیازی بدان ندارم
پس عثمان باز گشت و ابن مسعود بر عثمان خشمناک بود تا وفات کرد و عمار یاسر بر او نماز خواند.
و عثمان نسخه های قرآن را به شهرها فرستاد ، نسخه ای بر کوفه و نسخه ای بر بصره و مصحفی به شام و مصحفی به بحرین و مصحفی به یمن و مصحفی بر جزیره
و مردم را فرمود که از یک نسخه قرائت کنند و سبب آن بود که خبر یافت که مردم می گویند : قرآن آل فلان . پس خواست که یک نسخه باشد گزارش ابن واضح در مورد این که عمثان همه مصحف ها را جز مصحف ابن مسعود از بین برد البته استثناء های دیگر هم داشته است چنانچه ابن ندیم در الفهرست از قول ابن منادی می نویسد که گفت : « من نزد ابویعلی حمزه حسنی قرآن به خط علی بن ابیطالب دیدم که چند ورقی افتاده داشت و آن قرآن در خاندان حسن به توارث مانده بود .. ) مضافا به اینکه ابن واضح خود نیز ترتیب سوره های قرآن را در مصحف امام علی قید و ثبت کرده است . ابن اشته نیز از قول ابن سیرین می گوید که امیرالمومنین علی در مصحف خود ناسخ و منسوخ را نوشته بود و من آن مصحف را خواستم و به مدینه نوشتم ولی به دستم نرسید.
عبدالله را به عنوان جانشین خود کند . عمر گفت : « نه به خدا سوگند ، دو مرد از پسران خطاب ، متصدی امر خلافت نشود . آنچه که عمر به دوش کشید بس است . » آنگاه گفت : « رسول خدا (ص ) هنگام وفات ، از شش تن از افراد قریش راضی و خشنود بود : علی ، عثمان ، طلحه ، ذبیر ، سعد بن ابی وقاص و عبدالرحمن بن عوف و نظر من این است که خلافت را بین این شش نفر به شورا بگذاریم تا این که خود یک نفر را انتخاب کنند .» سپس گفت : « اگر جانشین تعیین کنم ، کسی که از من بهتر بود ( ابوبکر ) چنین کرد ، و اگر تعیین نکنم آن کسی که از من بهتر بود ( رسول خدا (ص) نیز چنین کرد . » سپس گفت : « این چند نفر را نزد من آورید .» پس آن شش نفر هنگامی که او در حال احتضار بود ، حاضر شدند . عمر نظری بر آنها افکند و گفت : « آیا همه شما بعد از من به خلافت طمع بسته اید ؟ » آنها ناراحت شدند و سکوت کردند . عمر سخن خود را دوباره تکرار کرد ، زبیر گفت : « چرا ما شایستگی آن را نداشته باشیم . تو متصدی خلافت شدی در صورتی که سابقه و قرابت ما از تو نزدیکتر و بیشتر است .»
بعد عمر درباره سابقه هر کدام مطالبی را بیان داشت ، آنگاه گفت « ابوطلحه انصاری را نزد من آرید .» و چون او را نزد عمر آوردند ، به او گفت: « این اباطلحه ، بنگر هنگامی که از دفن من بازگشتید با پنجاه نفر از انصار که همگی مسلح به شمشیر باشند ، این شش نفر را خبر کن و در خانه ای گردآور که تحت نظر آن پنجاه نفر باشند و آنها بر در آن خانه باشند ، تا این شش نفر با یکدیگر مشورت کنند و از بین خود یکی را انتخاب کنند . پس اگر دیدی پنج نفر با هم اتفاق کردند و یکی مخالفت کرد. او را گردن بزن، و اگر دو گروه سه نفری شدند ، بنگر که عبدالرحمن بن عوف در کدام طرف است ، پس تو آن طرف را بگیر ، و اگر آن سه نفر دیگر بر مخالفت خود اصرار کردند ، گردن آنها را بزن ، و اگر بعد از سه روز آن شش نفر به نتیجه ای نرسیدند ، همگی را گردن بزن و مسلمانان را به حال خود واگذار تا یک نفر را برگزینند.»
طبق دستور عمر ، ابوطلحه بعد از دفن عمر آن شش نفر را جمع کرد و خود با پنجاه نفر شمشیر به دست پشت در خانه منتظر ماندند تا آن شش نفر به گفتگو بپردازند .
نخستین کسی که به سخن آمد طلحه بود. او حاضران را به گواهی طلبید ، و اعلام کرد که وی به نفع عثمان کنار خواهد رفت و حق خود را به او خواهد بخشید . چون می دانست تا وقتی که علی (ع) و عثمان هستند مردم زیر بار اطاعت او نخواهند رفت و با این عمل خود موضع عثمان را تقویت کرد.
علت کنار رفتن طللحه به نفع عثمان نیز به خاطر این بودکه طلحه از قبیله تیم و عموزاده ابوبکر بود و بین دوقبیله بنی هاشم و تیم به خاطر مسئله خلافت ، کدورت پیدا شده بود.
زبیر نیز به نفع علی (ع) کنار رفت و گفت : « گواه باشید که من نیز حق خود را به علی (ع) بخشیدم . » اگر زبیر همان خویشاوندی و حمیت نسبی بود، چون او پسر عمه علی (ع) بود.
بدین ترتیب از شش نفر چهار نفر باقی ماندند.
سعد بن ابی وقاص نیز به نفع عبدالرحمن کنار رفت و گفت : « من حق خود را به عموزاده ام عبدالرحمن بخشیدم . » این همه به جهت این بود که هر دو نفر از قبیله بنی زهره بودند و سعد می دانست که با خلافت وی موافقت نمی کنند.
در نتیجه سه نفر باقی ماندند . در این وقت عبدالرحمن به علی (ع) و عثمان گفت : « از شما دو نفر ، کدامیک خاضر است به نفع دیگری کنار رود ؟ » چون پاسخی از هیچ کدام نشنید، خود به سخن آمد و گفت : « من شما را گواه می گیرم که من از خلافت کنار می روم تا یکی از شما دو نفر را انتخاب کنم .» سپس رو به علی (ع) کرد و گفت : « من با تو بر کتاب خدا و سنت رسول خدا و سیره شیخین ابوبکر و عمر بیعت می کنم .»
علی (ع) فرمود : « من می پذیرم به شرط ان که بر کتاب خدا و سنت رسول و طبق نظر خودم عمل نمایم.» عبدالرحمن رو به عثمان کرد و همان سخنان را تکرار کرد و عثمان پذیرفت . عبدالرحمن برای بار دوم و سوم کلمات خود را با علی (ع) تکرار کرد و آن حضرت نیز همان پاسخ را داد و برای عثمان نیز تکرار کرد و او همه شرایط عبدالرحمن را پذیرفت .
در این وقت عبدالرحمن دست خود را به دست عثمان زد و گفت :
«السلام علیک یا امیرالمومنین »
بدین ترتیب عبدالرحمن ، عثمان را به خلافت منصوب کرد.

 

اظهارات عقیده یکی از نویسندگان مصری درباره ترکیب شورا
در اینجا نظر یکی از نویسندگان اهل سنت نقل می گردد ، تا به ماهیت این شورا بهتر پی برده شود.
عبدالفتاح عبدالمقصود در این باره چنین می نویسد :
آن علم هوشیاری در میان رویای بیهوشی به هم پیچیده شد و از میان رفت .. عمر بر طبق خواست خواب ( نه تجربه و معرفت ) وصیت کرد و انچه از نزدیک در شخصیت پسر ابی طالب دیده و سنجیده بود ، نادیده گرفت . گرچه در این وصیت شخص معینی را بر نگزید ، ولی با نقشه ای که رسم کرد خلافت را انچنان در میان شش نفر محدود ساخت ، که از آنها تجاوز نکند و به یکتن از آن جمع تعلق گیرد . با این نقشه آیا می توان گفت که علی (ع) را محدود نساخته بود ؟ اگر صریحا دستور نداد، ولی به طر غیر مستقیم راه او را برای زمامداری بست ، و با دیگران ، برای از بین بردن حق این مرد هاشمی که مورد حسد بود ، همسدت شد . او اعلان نکرد که باید علی (ع) از خلافت بر کنار باشد ، ولی با قرین ساختن او با آن اشخاص نشان داد که از نظر او علی (ع) با آنها یکسان است و از نظر مقاو شان بر آنها برتری ندارد. با این انتخاب و اعلام بسی واضح بود که باز دست علی (ع) از خلافت کوتاه می ماند.
اکنون بگذریم نام این چند تنی که قرین هم قرار داد ، به زبان آریم و ضع آنها را در صف کینه توزان بشناسیم .. تردیدی نیست که این چند تن ، یا از شاخه ای درخت کینه و حسد بودند ، یا در سایه این درخت شوم پرورش یافته بودند. بهترین این شش نفر ـ بر حسب خویشاوندی ـ زبیر پسر عمه آن حضرت بود. با این نسبت نزدیک ، خوش قلبی او با علی (ع) پیوسته آلوده به حسد و بد دلی بود. گفتار و رفتار گذشته اش با آن حضرت معروف ، و آینده اش با معرکه خون و کشتار دیده می شود.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 19   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله تاریخ جمع مصحف در زمان عثمان

دانلود پاورپوینت ایدز - 35 اسلاید

اختصاصی از فی بوو دانلود پاورپوینت ایدز - 35 اسلاید دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود پاورپوینت ایدز - 35 اسلاید


دانلود پاورپوینت ایدز - 35 اسلاید

 

 

 

 

 

نمونه ای از اسلایدهای این پاورپوینت را در زیر می بینید:

 

ایدز دراثرویروسی به نام HIV است. این ویروس گروه خاصی از لنفوسیت های T راکه در دفاع نقش دارند مورد تهاجم قرار

 

برای دانلود کل پاپورپوینت از لینک زیر استفاده کنید:


دانلود با لینک مستقیم


دانلود پاورپوینت ایدز - 35 اسلاید

تحقیق در مورد جنگ و تسلیحات نظامی

اختصاصی از فی بوو تحقیق در مورد جنگ و تسلیحات نظامی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد جنگ و تسلیحات نظامی


تحقیق در مورد جنگ و تسلیحات نظامی

ینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه14

 

فهرست مطالب

چگونه جهان بسوی جنگ و تسلیحات نظامی سوق میگردد؟

روسیه و ایالات متحده بزرگترین تأمین‌کنندگان  تسلیحات برای مشتریان خریدهای تسلیحاتی در دوره پنجساله 2002 تا 2006 بودند .فروش این‌گونه تسلیحات برخلاف سال‌های پس از 1997 میلادی که در مقیاس با دوره جنگ سرد رو به افول گذاشته بود در این پنج سال شاهد رشدی 50 درصدی بود .براساس آخرین گزارش سالانه مؤسسه تحقیقاتی Sipris دو کشور ایالات متحده و روسیه در سال‌های اخیر هر یک تأمین‌کننده حدود 03 درصد خرید‌های تسلیحاتی بوده‌اند درحالی‌که صادرات تسلیحات از کشورهای عضو اتحادیه اروپا به کشورهای غیرعضو در این دوره متضمن حدود 30 درصد از تمام معاملات تسلیحاتی جهان بود .صنایع تسلیحات‌سازی روسیه به‌دلیل بازار محدود داخلی تا حدود زیادی متکی به صادرات است.

 

همین مسأله موجب شده حتی جدیدترین دستاوردهای این صنایع به خارج صادر شوند تا امکان ادامه حیات واحدهای مختلف دست‌اندرکار تولید سلاح و بودجه مورد نیاز برای تولید سلاح‌های جدید و اکتساب تولید‌های نوین فراهم آید .این محدودیت‌ها موجب شده انعطاف‌پذیری روس‌ها در زمینه صادرات تسلیحات به‌شدت کاهش پیدا کند درحالی‌که صنایع مشابه در ایالات‌متحده و اتحادیه اروپا اتکای به مراتب کمتری بر صادرات دارند.

 

در سال 2004 میلادی چین و هند جایگاه خود را به‌عنوان بزرگترین خریداران سلاح جهان حفظ کردند.

 

در بین ده واردکننده بزرگ سلاح نام پنج کشور خاورمیانه به چشم می‌خورد و درحالی‌که رسانه‌ها  توجه زیادی به معاملات تسلیحاتی روسیه با ایران و خریدهای تسلیحاتی اسرائیل از ایالات‌متحده و اتحادیه‌اروپا نشان دادند عربستان‌سعودی و امارات عربی متحده با وجود خریدهای بزرگی که انجام دادند از نگاه رسانه‌ها دور ماندند. تحویل سیستم‌های تهاجمی متعارف دوربرد به این دو کشور و تأثیری که این مسأله می‌تواند بر نظم و امنیت منطقه داشته باشد به غایت نگران‌کننده است .

 

از آنجا که تولید سیستم‌های تسلیحاتی پیچیده و بزرگ روز به روز پرهزینه ‌تر می‌شود تقریبا همه کشورها برای کسب  تسلیحاتی جدید به چند کشور معدود متکی شده‌اند یا در آینده ناچار به درپیش گرفتن چنین سیاستی خواهند شد .این شرایط می‌تواند به شکل‌گیری نیازها و وابستگی‌های دوجانبه یا چندجانبه به سان آنچه در روابط اتحادیه اروپا و ایالات متحده وجود دارد، منجر شود یا می‌تواند اتکایی یک‌جانبه به‌سان وضعیت اکثر کشورهای در حال توسعه را به دنبال داشته باشد .


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد جنگ و تسلیحات نظامی