
پروژه طراحی برج به صورت فایل کد CAD شماره
2
پلانها - برش - نما ها و...
پروژه طراحی برج به صورت فایل کد CAD شماره 2

پروژه طراحی برج به صورت فایل کد CAD شماره
2
پلانها - برش - نما ها و...

دانلود پروژه بیمارستان به صورت فایل کدCAD -شماره 2

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 13
فهرست: تاریخچه
س الکل
گروه عاملی یک مولکول الکل. اتم کربن میتواند به کربنهای دیگر یا به اتمهای هیدروژن دیگر متصل باشد.
در شیمی به هر ترکیب شیمیایی که یک گروهِ هیدروکسیل (-OH) متصل به کربن یک آلکیل داشتهباشد، الکل گویند. فرمول کلی یک الکل سادهٔ عیر حلقهای CnH2n+1 است. در شیمی الکلها در شمار گروه مهمی از ترکیبهای شیمیایی هستند و در واکنشهای گستردهای شرکت میکنند و بسیاری از ترکیبهای شیمیایی از آنها به دست میآیند، به طوری در کتاب شیمی آلی موریسن و بوید آمدهاست که اگر به شیمیدانی بگویند او را با ده ترکیب شیمیایی دریک جزیره تنها خواهند گذاشت الکل یکی از آنها خواهدبود.
به طور کلی، زمانی که نام الکل به تنهایی به کار میرود، معمولاً منظور اتانول است که همان الکل گرفتهشده از جو یا عرق یا همان مشروبات الکلی میباشد. اتانول مایعی بیرنگ و فرار وبا بویی بسیار تند است که از تخمیر شکرها به دست میآید. همچنین گاه به هر گونه نوشیدنی که الکل داشتهباشد، الکل میگویند. هزاران سال است که معمولاً الکل به عنوان یکی از عاملهای اعتیادآور به شمار میآید.
الکلهای دیگر بیشتر با صفتهای مشخصکنندهٔ ویژهٔ خود میآیند مانند الکل چوب (که همان متانول است) یا ایزوپروپیل الکل. پسوند «ول» نیز در پایان نام شیمیایی همهٔ الکلها میآید.
تاریخچه
الکل را نخستین بار ابوبکر محمد بن زکریای رازی پزشک و شیمیدان ایرانی از تقطیر شراب تهیه کرد.[۱] وی آنرا الکحل نامید. بعدها یک آمریکایی بنام دکتر واندیک آن را الکل نامید.
گرچه تاریخ تهیه شراب در به هزاران سال پیش در ایران نیز میرسد اما تا زمان رازی کسی الکل را خالص نکرده بود.[نیازمند منبع]
نظریهٔ غالب بر این است که از آنجا که نخستین بار که زکریای رازی الکل را کشف کرد، آن را با نامِ تازی «الکحل» خواند و از آنجا آن را اعراب «الکحول» نامیده و سرانجام در فارسی الکل نام گرفت ولی از آنجا که در عربی «الکحول» نمیتواند از «الکحل» مشتق شدهباشد این احتمال وجود دارد که این واژه از واژهٔ «الغول» که در قرآن آمدهاست گرفته شدهباشد و ریشهای اروپایی داشته باشد.[۲]
ساختار و دستهبندی
الکلها بسته به نوع کربن[۳] که به گروه OH- پیوند دارد، به سه دسته نوع اول ، نوع دوم یا نوع سوم طبقهبندی میشوند:
خواص فیزیکی الکلها
الکلها در میان هیدروکربنهای هم وزن خود دمای جوش بالاتری دارند که آن را میتوان به پیوند هیدروژنی الکلها دانست که سبب میشود انرژی بیشتری برای شکستن پیوند بین مولکولی آنها نیاز باشد.
حلالیت
با توجه به این که پیوند بین الکلها مانند آب، پیوند هیدروژنی است به هر اندازهای در آب حل میشود. همچنین با توجه به این که الکلها از یک سو بخشی آلی داشته و از سوی دیگر گروه هیدروکسید دارند بسیاری از مواد آلی را نیز حل میکنند.
محلول ید در محلول آب و الکل را تنتورید میگویند و برای گندزدایی به کار میروند.
زهرآگینی
الکلها بیشتر بویی تند و زننده دارند و اتانول از دوران پیش از تاریخ به دلیلهای گوناگون بهداشتی، رژیمی، مذهبی و تفریحی به عنوان نوشیدنی الکلی به کار میرفتهاست. هرچند استفادهٔ کم و گهگاه الکل میتواند بیزیان باشد، اندازههای بیشتر آن سبب مستی شده و در مقدارهای بیشتر میتواند به اختلالات تنفسی و حتی مرگ نیز بینجامد.[۲]
الکلهای دیگر بیشتر از اتانول سمیتر هستند، که این نیز بیشتر به دلیل نیاز به زمان بیشتر برای تغییر در فرایند سوخت و ساز است و حتی گاه در فرآیندهای دگرگشت(متابولیسم) مادههایی سمی میسازند. برای نمونه متانول، که همان الکل چوب است، به وسیلهٔ آنزیمها در جگر اکسایش مییابد و مادهٔ سمی فرمالدهید تولید میکند که میتواند سبب کوری یا مرگ شود.
یکی از راههای کارا در پیشگیری از سمیت فرمالدهید، فراهم آوردن اتانول در کنار آن است چون آنزیمهای هیدروژنزدایی که از متانول فرمالدهید میدهند بر اتانول اثر بیشتری دارند، بدین گونه از پیوند و عمل بر روی متانول پیشگیری میکند. در این زمان متانول باقیمانده وقت دفع از راه کلیهها را پیدا کرده و فرمالدهید باقیمانده نیز به فرمیک اسیدتبدیل میشود.
نامگذاری
در نامگذاری الکلها به روش آیوپاک، تنها در آخر نام آلکان یک «ول» افزوده میشود و زمانی که نیاز ذکر شمارهٔ کربنی که عامل الکلی بر روی آن قرار دارد باشیم، عدد بین نام آلکان و پسوند «ول» قرار میگیرد. مانند «پروپان-1-ول» برای CH3CH2CH2OH و «پروپان-2-ول» برای CH3CH(OH)CH3.
روشهای فرآوری صنعتی الکلها
از میان روشهای صنعتی الکل میتوان راههای زیر را نام برد:
علاوه بر این سه روش اصلی ، روشهای دیگری نیز با کاربرد محدود وجود دارند. بهعنوان مثال ، متانول از هیدروژندار کردن کاتالیزوری مونوکسید کربن بدست میآید. مخلوط هیدروژن و مونوکسید کربن با نسبت ضروری ، از واکنش آب با متان ، آلکانهای دیگر ، یا زغال سنگ در دمای بالا بدست میآید.
کاربردها
برخی از کاربردهای الکل:
واکنشها
الکلها میتوانند در حضور بازهای بسیار قوی به سان یک اسید عمل کنند و تشکیل یون الکوکسی دهند. برای نمونه در واکنش سدیم هیدروکسید و اتانول، سدیم جانشین هیدروژنِ مثبت(پروتون) الکل شده و سدیم متوکسی به دست میدهد.
از راه هیدروژنزدایی الکلها میتوان اتر به دست آورد.
گروه هیدروکسیل الکل یک گروه ترککنندهٔ خوب است و سبب میشود که الکلها بتوانند در واکنشهای هستهدوستی شرکت جویند.
الکل با اسیدهای آلی در محیط اسیدی به کندی تشکیل استر میدهد.
الکلهای نوع اول میتوانند در واکنشهای اکسایش تبدیل به آلدهید و پس از آن تبدیل به کربوکسیلیک اسید شوند هرچند که الکل های نوع دوم در واکنش های اکسایش تنها تبدیل به کتون میشوند ولی الکلهای نوع سوم در واکنشهای اکسایش شرکت نمیکنند.
الکلهای نوع اول میتوانند بدون واسطه نیز به روشهای زیر به کربوکسیلیک اسیدها تبدیل شوند:
یک الکل با دو عامل مجاور میتواند در مجاورت سدیم پراکسید(NaIOsub>4) یا سرب تترااستات (Pb(OAc)4) پیوند کربنش گسستهشده و به دو کربوکسیلیک اسید تبدیل شود.
نوشیدنیهای الکلی
نوشیدنیهای الکلی نوشیدنیهایی هستند که اتانول دارند. (یادآوری: متانول سمی است).
نوشیدن مشروبات الکلی به خصوص شراب در ایران باستان معمول بوده که با ورود اسلام به ایران نوشیدن آن تحریم شد.
شراب خوردن خردسالان بدان می ماند که چوب نازک سوزان را در آتش بیاندازند. پیران تا میتوانند بنوشند. جوانان باید اندازه نگه دارندکه اندازه نکوست. شراب مناسب برای جوانان، شراب کهنه و آمیخته با آب انار یا آب سرد است و این مانع میشود که آسیب ببینند و مزاجشان بسوزد.
ابن سینا - قانون
ببینیم این گفتهی پسر سینا با دانش امروز چگونه ارزیابی میشود. دربارهی فایدهها یا زیانهای احتمالی الکل برای سلامت جسمی، مطالب فراوان و گاه متناقضی در اینترنت پیدا میشود. تحقیقی که امروز دیدم، روش به نسبت قابل پذیرشی دارد.
یان وایت و دیگران (+) میزان بهینهی مصرف الکل را بر مردان و زنان در سنین گوناگون برآورد کردهاند. خلاصهای از روش و یافتههای آنان (که نتیجهگیریهای خودم را قاطیش کردهام):
- افزایش مصرف الکل همراه است با افزایش ریسک انواع سرطان، فشارخون، بیماریهای کبدی، تصادف و خشونتهای منجر به جرح.
- ریسک بیماری گرفتگی رگهای خونرسان قلب (IHD) در افرادی که بطور متعادلی الکل مصرف میکنند کمتر است.
- با توجه به اینها، چه میزان از مصرف الکل باعث میشود که خطر مرگ شخص از کسی که الکل مصرف نمیکند کمتر باشد؟
تحقیق میگوید این به جنسیت و سن مصرف کننده بستگی دارد:
تعریف واحد الکل را از ببینید. بر اساس این تعریف، میزان مفید الکل برای زنان و مردان جوانتر از 65 سال ناچیز است و با الگوهای معمول مصرفکنندگان فاصلهی زیادی دارد. برای مثال، این میزان برای یک مرد 35 تا 44 ساله، معادل مصرف تدریجی یک قوطی 284 میلیلیتری آبجو 7% طی 7 روز است.
- جراحت و خشونت ناشی از مصرف الکل، به تنهایی علت مرگ حدود نیمی از مصرفکنندگان الکل است.
- هرچند میزان مفید مصرف الکل برای زنان کمتر است، اما خطر مرگ آنان (تقریبا در تمام سنین) از مردان کمتر است. احتمالا بدلیل درگیری کمتر خانمها در خشونت.
اختار و دستهبندی
خواص فیزیکی الکلها

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 19
فهرست:
متداولترین مقیاس الکترونگاتیویته
تعاریف مختلف الکترونگاتیویته
الکترونگاتیویته پاولینگ
الکترونگاتیویته آلرد_روکر
الکترونگاتیویته
الکترونگاتیویته Electronegativity میزان توانایی نسبی یک اتم در یک مولکول برای جذب جفت الکترون پیوندی بسوی خود است.
متداولترین مقیاس الکترونگاتیویته
مقیاس نسبی الکترونگاتیوی پاولینگ ، متداولترین مقیاس و مبتنی بر مقادیر تجربی انرژیهای پیوندی است. مقدار انرژی اضافی که از جاذبه متقابل بارهای جزئی б+ و б- اضافه بر انرژی پیوند کووالانسی آزاد میشود، به قدر مطلق б و به تفاوت الکترونگاتیوی دو عنصر پیوند شده بستگی دارد. در محاسبات الکترونگاتیوی تنها تفاوت الکترونگاتیویته عناصر تعیین میشود. برای بنا کردن یک مقیاس ، به اتم F (الکترونگاتیوترین عنصر) بطور دلخواه عدد 4 نسبت داده شده است.
مقیاس الکترونگاتیوی پاولینگ ، متداولترین مقیاس و مبتنی بر مقادیر تجربی انرژیهای پیوند است. مثلا انرژی پیوند Br-Br ، انرژی لازم برای تفکیک مولکول Br2 به اتمهای Br است. برای تفکیک یک مول از مولکولهای Br2 به اندازه 46+ کیلو کالری انرژی لازم است. انرژی پیوند H-H برابر 104+ کیلو کالری بر مول است.
تعاریف مختلف الکترونگاتیویته
الکترونگاتیویته ، در روشهای متفاوتی تعریف شده است که برخی از آنها به اختصار توضیح داده میشود.
الکترونگاتیویته پاولینگ
انرژی اضافی پیوند A-B نسبت به متوسط انرژی پیوندهای A-A و B-B میتواند به حضور سهم یونی در پیوند کوالانسی نسبت داده شود. اگر انرژی پیوند A-B بطور قابل ملاحظه ای از متوسط پیوندهای غیر قطبی A-A و B-B متفاوت باشد، میتوان فرض کرد که سهم یونی در تابع موج و بنابراین اختلاف بزرگ در الکترونگاتیوی وجود دارد.
الکترونگاتیویته آلرد_روکر
در این تعریف ، الکترونگاتیویته توسط میدان الکتریکی بر سطح اتم مشخص میشود. بنابرین الکترون در یک اتم بار موثر هستهای را احساس میکند. بر طبق این تعریف ، عناصری با الکترونگاتیویته بالا آنهایی هستند که با بار هستهای موثر بزرگ و شعاع کوالانسی کوچک ، این عناصر در نزدیکی فلوئور قرار دارند.
الکترونگاتیویته مولیکن
مولیکن تعریف خود را بر پایه دادههای طیفهای اتمی نهاد. او فرض کرد که توزیع دوباره الکترون در طی تشکیل تر کیب به گونهای است که در آن یک اتم به کاتیون (توسط ار دست دادن الکترون) و اتم دیگر به آنیون (توسط گرفتن الکترون) تبدیل میشود.
اگر یک اتم دارای انرژی یونیزاسیون بالا و الکترونخواهی بالا باشد، احتمالا در هنگام تشکیل پیوند ، الکترونها را به سوی خود میکشد. بنابراین بعنوان الکترونگاتیو شناخته میشود. از طرف دیگر اگر انرژی یونش و الکترونخواهی آن ، هر دو کوچک باشد تمایل دارد تا الکترون از دست بدهد. بنابراین به عنوان الکترو پوزیتیو طبقه بندی میشود.
این مشاهدات تعریف مولیکن را به عنوان مقدار متوسط انرژی یونش و الکترونخواهی عنصر معرفی میکند.
تغییرات الکترونگاتیویته عناصر
الکترونگاتیویته عناصر با افزایش تعداد الکترونهای والانس و همچنین کاهش اندازه اتم افزایش مییابد و در هر دوره از جدول تناوبی از چپ به راست و در هر گروه از پایین به بالا افزایش مییابد. فلزات ، جاذبه کمی برای الکترونهای والانس دارند و الکترونگاتیوی آنها حاکم است، ولی نافلزات ، به استثنای گازهای نجیب ، جاذبه قوی برای اینگونه الکترونها دارند و الکترونگاتیوی آنها زیاد است.
بطور کلی ، الکترونگاتیوی عناصر در هر دوره از چپ به راست (با افزایش تعداد الکترونهای والانس) و در هر گروه از پایین به بالا (با کاهش اندازه اتم) افزایش مییابد. بنابراین ، الکترونگاتیوترین عناصر ، در گوشه بالایی سمت راست جدول تناوبی (بدون در نظر گرفتن گازهای نجیب) و عناصری که کمترین الکترونگاتیوی را دارند، در گوشه پایینی سمت چپ این جدول قرار دارند. این سیر تغییرات ، با سیر تغییرات پتانسیل یونش و الکترونخواهی عناصر در جدول تناوبی همجهت است.
مفهوم الکترونگاتیوی
مفهوم الکترونگاتیوی گرچه مفید است، ولی دقیق نیست. روشی ساده و مستقم برای اندازه گیری خاصیت الکترونگاتیویته وجود ندارد و روشهای گوناگون برای اندازه گیری آن پیشنهاد شده است. در واقع چون این خاصیت علاوه بر ساختمان اتم مورد نظر به تعداد و ماهیت اتمهای متصل به آن نیز بستگی دارد، الکترونگاتیوی یک اتم نامتغیر نیست.
انتظار میرود که الکترونگاتیوی فسفر در PCl3 با الکترونگاتیوی آن در PCl5 تفاوت داشته باشد. از اینرو ، این مفهوم را تنها بایستی نیمهکمی تلقی کرد. بنابراین میتوان گفت که قطبی بودن مولکول HCl ناشی از اختلاف بین الکترونگاتیوی کلر و هیدروژن است چون کلر الکترونگاتیوتر از هیدروژن است، آن سر مولکول که به کلر منتهی میشود، سر منفی دو قطبی است.
توجیه پیوند یونی با خاصیت الکترونگاتیویته
پیوند یونی بین غیرفلزات وقتی تشکیل میشود که اختلاف الکترونگاتیوی آنها خیلی زیاد نباشد. در اینگونه موارد، اختلاف الکترونگاتیوی عناصر نشان دهنده میزان قطبی بودن پیوندهای کووالانسی است. اگر اختلاف الکترونگاتیوی صفر یا خیلی کوچک باشد، میتوان گفت که پیوند اساسا غیر قطبی است و اتمهای مربوط ، سهم مساوی یا تقریبا مساوی در الکترونهای پیوند دارند.
هر چقدر اختلاف الکترونگاتیوی بیشتر باشد پیوند کووالانسی قطبیتر خوهد بود (پیوند در جهت اتم الکترونگاتیوتر قطبی میشود). بنابراین با توجه به مقادیر الکترونگاتیوی میتوان پیشگویی کرد که HF قطبیترین هیدروژن هالیدها است و انرژی پیوندی آن بیشتر از هر یک از این ترکیبات است. البته نوع پیوندی که بین دو فلز تشکیل میشود، پیوند فلزی و در آن اختلاف الکترونگاتیوی نسبتا کم است.
کاربردهای الکترونگاتیویته
آیا الکترونگاتیوی یک عنصر همیشه ثابت است؟
مفهوم الکترونگاتیوی غیر دقیق است. زیرا این خاصیت نه تنها به ساختمان اتم مورد بحث بستگی دارد، بلکه تعداد و ماهیت اتمهای دیگری که به اتم مزبور پیوند داده شدهاند نیز در آن دخالت دارد. بنابراین الکترونگاتیوی یک عنصر همیشه ثابت نیست مثلا الکترونگاتیوی فسفر در ترکیب (PCl3) متفاوت از الکترونگاتیوی آن در ترکیب (PCl5) است .
آرایش الکترونی عناصر
آشنایی
آرایش الکترونی نحوه چنیش الکترونها را در لایههای اطراف هسته اتم نشان میدهد. کار را با اتم هیروژن که یک الکترون در اوربیتال 1s دارد، آغاز میکنیم. با افزودن یک الکترون ، آرایش الکترونی اتم عنصر بعدی He که 1s2 است بدست میآید. به این ترتیب از عنصری به عنصر بعدی میرویم تا به آرایش الکترونی اتم مورد نظر میرسیم. این روش در ابتدا از طرف ولفگانگ پاولی مطرح شد و به روش «بناگذاری» موسوم است.
الکترون متمایز کننده
الکترونی که در روش بناگذاری ، به آرایش الکترونی یک عنصر افزوده میشود تا عنصر بعدی بدست آید، الکترون متمایز کننده نامیده میشود. این الکترون آرایش الکترونی اتم یک عنصر را از اتم عنصر پیشین متمایز میکند. الکترون متمایز کننده در هر مرحله به اوربیتال خالی دارای کمترین انرژی افزوده میشود.
آرایش الکترونی صحیح عناصر
آرایش الکترونی صحیح عناصر به صورت زیر است:
... ، 1s ، 2s ، 2p ، 3s ، 3p ، 4s ، 3d ،4p ، 5s ، 4d ، 5p ، 6s ، 4f ، 5d ، 6p ، 7s ،5f ، 6d ، 7p.
انرژی لایههای فرعی
انرژی همه اوربیتالهای یک پوسته فرعی یکسان است. مثلا انرژی هر اوربیتال 3p برابر انرژی هر یک از دو اوربیتال 3p دیگر است. تمام پنج اوربیتال 3d نیز انرژی یکسان دارند. اما در یک پوسته اصلی ، پوستههای فرعی مختلف انرژی متفاوت دارند. برای هر مقدار n ، انرژی پوستههای فرعی به ترتیب s < p < d < f افزایش مییابند.
در پوسته n = 3 ، اوربیتال 3s کمترین انرژی ، اوربیتالهای 3p ، انرژی متوسط و اوربیتالهای 3d حداکثر انرژی را دارند. گاهی انرژی اوربیتالهای مربوط به پوستههای مختلف ، همپوشانی دارند. مثلا در بعضی از اتمها ، اوربیتال 4s ، کم انرژیتر از اوربیتال 3d است.
ترتیب قرار دادن اوربیتالها
ترتیب معینی برای قرار دادن متوالی اوربیتالها برحسب انرژی که برای تمام اتمها صدق میکند، وجود ندارد. در فرآیند فرضی بناگذاری ، خصلت اتم به موازات افزایش یافتن تعداد پروتون و نوترون در هسته و نیز اضافه شدن تعداد الکترونها تغییر میکند. خوشبختانه ، تغییرات ترتیب انرژی اوربیتالی از عنصری به عنصر بعد به تدریج و بطور منظم صورت میپذیرد. این ترتیب تنها برای موقعیتهای اوربیتالی که الکترون متمایز کننده در فرآیند بناگذاری در آن جا میگیرد صادق است.
به این ترتیب که از 1s شروع میکنیم و به تدریج اوربیتالهای بالاتر را پر میکنیم. باید توجه کنیم که در پوسته فرعی p سه اوربیتال ، در d پنج اوربیتال و در f هفت اوربیتال وجود دارد. هر پوسته فرعی را پیش از آنکه به پوسته بعدی الکترون داده شود، پر میکنیم.
جدول تناوبی و آرایش الکترونی
برای بدست آوردن آرایش الکترونی میتوان جدول تناوبی را مورد استفاده قرار داد. نوع الکترون متمایز کننده به موقعیت عنصر در جدول تناوبی ارتباط داده میشود. توجه کنید که جدول را میتوان به یک دسته «s» ، یک دسته «p» ، یک دسته «d» ، و یک دسته «f» تقسیم کرد. برای عناصر دسته «s» ، و دسته «p» ، عدد کوانتومی اصلی الکترون متمایز کننده ، مساوی شماره تناوب ، برای عناصر دسته «d» برابر با شماره تناوب منهای یک و برای عناصر دسته «f» مساوی با شماره تناوب منهای دو است.
یونیزاسیون با لیزر
نگاه اجمالی
مکانیزم یونیزاسیون با لیزر
مراحل یونیزاسیون با لیزر
یونیزاسیون مستقیم در منطقه ای اتفاق میافتد که دمایی ما بین 3000 تا 6000 درجه سانتیگراد دارد. بنابر این تنها یونهای اتمی و تکههای مولکولی کوچک در این مرحله تولید میشود. مرحله 2 در منطقهای با گرادیان گرمایی بالا انجام میشود. این منطقه توسط امواج ضربهای حاصل از برخورد پرتو لیزر با پلاسما تحت تاثیر است و یونهای با وزن مولکولی بالا و اجزای خنثی از این منطقه ساطع میشود. با اینکه این منطقه دارای دمای پلاسما نیست اما واکنشهای حالت جامد که در این منطقه اتفاق میافتد در گسترش یونها موثر میباشد. یونیزاسیون سطحی در منطقه نزدیک به پرتو لیزر اتفاق میافتد.
در مورد اهمیت مراحل 4 و 5 هنوز جای سئوال باقی است. انتشار یونی از مناطق نزدیک ضربان لیزر همزمان با تابش لیزر روی نمونه اتفاق میافتد و بعد از خاموش شدن لیزر هم ادامه دارد. بنابر این یک انتقال فاز بین یونهای ثانوی و آنهایی که از ضربان لیزر حاصل میشوند بوجود میآید. چون یونیزاسیون مرحلهای با انرژی بالاتر نسبت به انتشار اجزا خنثی است. انتشار اجزای خنثی نیز احتمالا پس از اتمام انتشار یونها از نمونه ادامه خواهد یافت .
الکترون نگاه اجمالی
ذره بنیادی پایداری با بار الکتریکی منفی 1.602X10-19 کولن و جرم در حال سکون 9.109X10-31 کیلوگرم. الکترونها در همه اتمها حضور دارند و در لایههای خاصی به دور هسته اتم می چرخند.
سیر تحولی و رشد
در نظریههای دالتون و و نظریههای یونانیان ، اتمها کوچکترین اجزای ممکن ماده بودند. اما در اواخر سده نوزدهم کم کم معلوم شد که اتم خود از ذراتی کوچکتر ترکیب یافته است. این تغییر دیدگاه ، نتیجه آزمایشهایی بود که با الکتریسیته به عمل آمد. در 1807 - 1808 شیمیدان انگلیسی همفری دیوی با تجزیه مواد مرکب توسط الکتریسیته ، پنج عنصر پتاسیم ، سدیم ، کلسیم ، استرونسیم و باریم را کشف کرد و دیوی با این کار به این نتیجه رسید که عناصر با جاذبههایی که ماهیتا الکتریکی هستند بهم وصل میشوند.
در سال 1833 - 1832 مایکل فارادی مجموعه آزمایشهای مهمی در زمینه برقکافت شیمیایی انجام داد. در فرآیند برقکافت ، مواد مرکب بوسیله الکتریسیته تجزیه میشوند. فارادی رابطه بین مقدار الکتریسیته مصرف شده و مقدار ماده مرکب تجزیه شده را بررسی کرد و فرمول قوانین برقکافت را بدست آورد. بر مبنای کار فارادی ، جرج جانستون استونی در سال 1874 به طرح این مسأله پرداخت که: واحدهای بار الکتریکی با اتمها پیوستگی دارند. او در سال 1891 این واحد را الکترون نامید.
در سالهای پایانی سده نوزدهم میلادی بیشتر فیزیکدانان به این باور رسیدند که الکتریسته به دو صورت ظاهر میشود: یکی به صورت الکترون با جرم 9.109534X10-31 کیلو گرم و بار منفی 1.602X10-19 کولن و دیگری به صورت پروتون با جرم 1.672623X10-27 کیلو گرم و بار 1.602177X-19 اعتقاد بر این بود که اتمها (و در نتیجه مولکولها) از ترکیب الکترونها و پروتونها شکل میگیرد. در اوایل دهه 1930 معلوم شد که همه اتمها (بجز هیدروژن) از پروتونهای مثبت و نوترونهای خنثی و با جرم 1.675X10-27 و بدون بار الکتریکی مثبت تشکیل میشود. همچنینی کشف شد که الکترون مثبت (یا پوزیترون) نیز با جرمی برابر با جرم الکترون و باری برابر با بار الکترون ولی با علامت مثبت (دست کم به صورت لحظهای) وجود دارد.
ساختار اتم الکترونی
چنانچه گفته شد اتمها از ترکیب الکترونها و پروتونها شکل گرفتهاند و هسته اتمها نیز از پروتونهای مثبت و نوترونهای خنثی تشکیل شده است. به این ترتیب ، اتم خنثی هستهای با بار مثبت دارد که با الکترونهای (منفی) احاطه شده است. اندازه هسته در هر اتم از مرتبه حدود 10/1 اندازه اتم است. بقیه حجم اتم را الکترونهای مداری در اشغال خود دارند.
انتقال الکترونها
در رسانای الکتریسته (که معمولا از جنس فلزند) ، مسیرهایی برای انتقال سریع الکترونها وجود دارد. یونها (اتمها و مولکولهای با بار الکتریکی مثبت یا منفی در محلولها) نیز میتوانند رساننده الکتریسته باشند. الکتریسته میتواند در هوا یا گازهای دیگر نیز منتقل شود، این انتقال یا به صورت جرقهای است که چشمهای با ولتاژ زیاد (چند هزار ولت به ازای هر سانتیمتر فاصله) آن را در فشار جو بوجود میآورد. و یا در فشار کم نظیر آنچه در لامپهای نئونی روی میدهد به صورت تخلیه الکتریکی است.
گسیل الکترون
فلزات داغ الکترونهای فراوانی گسیل میکنند که آنها را میتوان در خلأ خوب به صورت پرتوهای کاتدی شتاب داد. این پرتوهای تولید شده در لامپ کاتدی را میتوان به کمک میدانهای الکتریکی و مغناطیسی فلوئورتاب کانونی کرد. لامپهایی که بر این اساس کار میکنند در

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:41
فهرست:
توسعه شهرنشینی یک تهدید
فقر و جدایی نژادی در مراکز شهری
اگر چه ساکنان سیاه مراکز شهری میتوانندبا سفر روزانه به کار در حومهها بپردازند(همچنانکه خیلیها چنین میکنند) اما این گونهسفرهای روزانه "بر خلاف جریان" هم زمانبرهستند و هم گران. دو دلیل عمده در این رابطهوجود دارد; نخست اینکه سیستم حمل ونقلاساسا برای انتقال مسافران از حومه به مراکز شهرطراحی و زمانبندی شده است و مناسب انتقالشاغلان مرکزنشین به حومه نیست و دیگر اینکهبهطور نسبی تعداد زیادی از خانوارهای فقیراتومبیل شخصی ندارند. طبق مطالعات اورگان وکوئیگلی (1998) 45 درصد کارگران سیاهپوستیکه در شهرها زندگی میکنند دسترسی به اتومبیلشخصی ندارند. داشتن اتومبیل زمان قابل توجهیرا ذخیره میکند. برای کارگران سیاهپوستی که ازمرکز شهر به حومهها از طریق وسایل نقلیهعمومی میروند دسترسی به اتومبیل یعنی صرفوقتی در حدود 19 دقیقه در روز
نداشتن اتومبیل به صورتی دیگر بر اشتغالتاثیر میگذارد. مطالعه مورد نظر در مورد کارگرانماهر در دیترویت نشان میدهد که داشتن اتومبیلیعنی استفاده از حوزه وسیعتری برای پیدا کردنکار. مطالعه دیگری در همین رابطه داشتن اتومبیلرا پیششرط پیدا کردن کار و آموزش حرفهایارزیابی میکند. این مطالعه در چهارچوب "برنامهآموزش پدران بچههای تحت پوشش تامیناجتماعی" قرار دارد و بر آناست که به جایسیاست حمایتی باید به سوی اشتغال رویآورد....
اطلاعات ما در باره نظریه ناموزونیفضایی چقدر است؟ سهکوژوسیت و ایهلندفلد(1991) فرضیههای ناموزونی را در 50 منطقهمادرشهر آزمایش کردهاند که نتایج آن به قرار زیراست.
1. در جمعبندی کلی نرخ اشتغال سیاهپوستان وسفیدپوستان تفاوتی بین 24 تا 27 درصد به نفعسفیدپوستان دارد. این شکاف برای اسپانیایی زبانتبارها و سفیدها بین 29 تا 34 درصد در نوساناست.
2. ناموزونی فضایی در حوزههای مادرشهریاهمیت بیشتری پیدا میکند. در شهرهای کوچکتفاوت نرخ اشتغال سیاه و سفید تنها 3 درصد و درشهرهای متوسط 14 درصد است، در حالی که درشهرهای بزرگ این رقم به یک چهارم هم میرسد.
این مجموعه مطالعات حاکی از آناست کهناموزونی فضایی یکی از چند عاملی است کهمنجر به افزایش نرخ فقر در شهرها (نسبت بهحومهها) شده است