
کتاب Biomaterials for artificial organs زبان اصلی
حجم فایل: 3 مگابایت
کتاب Biomaterials for artificial organs زبان اصلی

کتاب Biomaterials for artificial organs زبان اصلی
حجم فایل: 3 مگابایت

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه9
فهرست مطالب
تاریخچه پیدایش شیشه
مصارف شیشه
توسعه صنعت شیشه ایران
بسم الله الرحمن الرحیم
صنعت شیشه در ایران
مقدمه
ایران با در اختیار داشتن بیشترین منابع و مواد اولیه مورد نیاز صنعت شیشه کم ترین سهم را در تجارت جهانی این صنعت پرسود دارا است و هیچگاه در برنامه ریزی ها و نگرش های کلان اقتصاد ایران این صنعت که اتفاقا در ایران سابقه ای بسیار طولانی دارد در اواویت نبوده است و طی سال های اخیر صنایع داخلی به هیچ وجه متناسب با تحولات جهانی این صنعت پیش نرفته اند .
شیشه و بلور ایران جزو آن دسته از کالاهایی است که به یمن وجود تجارت آزاد غیررسمی ، واردات آن از کشورهای مختلف شرق و غرب به وفور و به آسانی صورت می گیرد و بازار داخلی از شیشه و بلور ژاپنی ، چینی ، فرانسوی ، اتریشی و ...... اشباع شده است و از بازار بسیار
تدریس یک مفهوم
یک مفهوم،مجموعه ای ازموضوعات یاحوادثی است که درخصوصیات و نام مشترک،سهیم هستند.کلارک توصیه میکند که آموزش مفهومی باید پیرامون چهار عنصر تعریف، مثال، غیرمثال و مقایسه ساختار داده شود. اینگونه است که همیشه زمان تدریس مفاهیم، یک تعریف و مثالهایی از آن مفهوم همچنین اگر ممکن باشد غیرمثالها و مقایسه هایی ارائه می گردد.
تعریف مفاهیم:
یک تعریف، بیان ویژگیهای اساسی مطابق با مفهوم است (کلارک 1999)
دادن یک تعریف خوب ممکن است آسان نباشد مخصوصاً وقتی متخصص تکنیکی با مفهومی که شخص سوم واقعاً ویژگیهای کلیدی را در نظر میگیرد آشنا باشد.
برای مثال، تعریف صندلی «احتمالاً» قسمتی (جزئی) از لوازم و اسباب.اثاثیه با یک نشیمنگاه برای یک نفر و یک پشتی میباشد. براساس این تعریف شما میتوانید بگوئید، لوازمی با بیش از یک نشیمنگاه نباید صندلی نامیده شوند.
مثال و غیرمثال مفاهیم :
یک مثال نمونه واقعی مفهوم است (کلارک 1999). بعداز ارائه تعریف، مفهوم بوسیله ارائه مثالها عینی تر خواهد شد.
یک مثال خوب، تعریف را بوسیله ارائه ویژگیهای مفهوم عینی خواهد کرد.
برعکس، یک غیرمثال، نمونه ای از یک مفهوم تقریباً مرتبط است که میتواند با مفهوم درس قاطی شود. زمانی که یادگیرندگان بتوانند تفاوت بین مثال و غیرمثال را بگوئید آنها مفهوم را فهمیده اند.
انتخاب انواع مختلف مثال و غیرمثال بسیار با اهمیت است. گربه و صندلی برای مفهوم سگ، غیرمثال میباشند. کاربرد گربه بیشتر از صندلی به درک مفهوم «سگ» کمک میکند. به جز «چهارپا» مفهوم صندلی و سگ ویژگیهای مشترکی ندارند.
یک غیرمثال خوب، مفهومی است که ویژگیهایی به صورت مجزا با آن ویژگیها همخوانی دارند و میتوانند بالقوه با مثالهای مفهوم قاطی شوند.
مقایسه (قیاس) مفاهیم:
یک مقایسه، ارائه مجددی است که با قالب و عملکرد یک مفهوم مطابقت دارد اما از جهات دیگر متفاوت است، برای مثال زمان تدریس «کسرها» برای مقایسه مفهوم، تصویر تقسیم شده یک شیرینی بکار برده میشود. معلم معمولاً نشان میدهد که چطور شیرینی میتواند به یک دوم و بعد یک چهارم و الی آخر بریده شود. یک مقایسه مؤثر، مشابه چیزی خواهد بود که دقیقاً عملکردهای حساس و ویژگیهای مفهوم موردنظر را ارائه میکند.
نتیجه:
زمان تدریس یک مفهوم، معلم باید تعریف، یک مثال، یک غیرمثال و یک مقایسه از مفهوم که به ادراک یادگیرنده از مفهوم کمک میکند ارائه نماید.
روشهای تدریس
الگوها و روشهای تدریس
در این جلسه ما بحثی را در مورد الگوها و روشهای تدریس خواهیم داشت.
الگوها را معادل لغت انگلیسی معادل روش را مقابل لغت «متوزمن» بکار میبریم .عملکرد ما و رفتار ما معمولاً تحت تأُثیر باورهای ماست. اگر به عنوان علمیترش کنیم میگویم، رفتارها تحت تأثیر نظریه هایی که در ذهن ما هست وما آن را پذیرفتیم .
بنابراین نظراتی که رفتار من را میسازد .اما رفتار من اگر قبلاز اینکه ساخته بشود ما یک قلبی برایش انتخاب میکنم یا یک چهارچوبی،آن چارچوب را « الگو » میگویم.
بنابراین منبع و منشأ الگو نظریه است – نظریه های محتلف الگوههای مختلف میسازند. بهمین دلیل در نظامهای آمورشی در تدریس و یادگیری الگوهای متعددی داریم زیرا نظریه های مختلفی داریم.
الگو چیست؟ یا هادلنر چیست؟ یک نمونه کوچک از یک شی یا فرآیند یا مجموعه برزگ، اما آن شئی کوچک باید حداکثر ویژگیهای آن شئی برزگ را داشته باشد؟
مثال شما میخواهید سلولهای یک گیاهی را مورد مطالعه قرار میدهید نمیتوانید کل آن گیاه را زیر میکروسکوپ بگیرید .یک برش میدهیم از آن میگوئیم نمونه از سلولها.
یا فرض کنید حتی اگر بافت سلول را میخواهید مطالعه کنید یک برش از آن را مطالعه میکنیم .
اگر بخواهیم آب رودخانه را آزمایش کنیم چقدر آلوده است.نمونه ار آن را بررسی میکنیم میگوییم: « مدل همان نمونه و الگو » است.
در خیاطی هم وقتی ما میگوییم الگوی خیاطی یعنی یک نمونه یک چارچوبی که نمونه کار را برای من مشخص کند. ممکن است بهترین نباشد .
اما این را باید بدانیم که وقتی من میگویم نمونهای از کار را میخواهم در آزمایشگاه کار کنم . این نمونه باید ویژگی کامل آب رودخانه را داشته باشد. نمیتوانم از یک جا بردارم باید از جاهای مختلفی بردارم ، بنابراین اگر من یک الگو تدریس یا چارچوبی را با رضایت انتخاب کردم. این چارچوب باید نماینده آن نظریه یا آن یافته های علمی یا آن مجموعه بزرگی که من میخواهم براساس آن حرکت کنم داشته باشد. باید ویژگی آن را داشته باشد.
با این نگاه به الگو، پس الگو عامتر از تدریش است .تدریس فعالیتی است که در داخل یک الگو صورت میگیرد.
آن الگو و چارچوب نوع فعالیت من رایا متدلوژی تکنیکهای مرا مشخص میکند در فرآنید آموزش ما الگوهای متعددی داریم . سعی میکنم تا از این الگوها را اشاره بکنم .
عزیزان را رجوع میدهم به انواع کتابهای روانشناسی تدریسی یا تربیتی و نمونه آن :
1. یکی از الگوهایی که معمولاً در بعضی از کتابهای روانشناسی تربیتی و پرورشی آمده است الگوی عمومی تدریس یعنی اکثر روانشناساان و متخصصان نظم و تربیت این الگو را توصیه میکنند .
حالااین الگو چیست ؟ دارای 5 مرحله است. توجیه میکنم که این مرحله را معلمین در نظر داشته باشند.
گام اول : در این الگو تعیین هدفهای تدریس است ما به عنوان معلم وقتی وارد کلاس میخواهید وارد بشود مشخص کندهدف چیست وچه تغییری میخواهید ایجاد کنید .
گام دوم: هدف شان مشخص نشد رفتار ورودی را مشخص کند رفتار ورودی یعنی چه؟ پیش دانسته های فردی یا پیش نیازهای علمی فرد در آن زمنیه که میخواهید تدریس کنید.
چرا باز براساس بحث ارتباط. اگر بخواهیم ارتباط را برقرار کنیم باید نکات مشترک را با فرد مورد توجه قرار بدهیم . همین هدف من مشخص است. پایه علمی فرد مشخص است، میآیم روش و وسایل تدریس را پیش بینی میکنم ، چه ابزار و متدلوژی میخواهم بکار ببرم بعد از مشخص کاردن آنها سازماندهی شرایط و موقعیت میپردازیم . این ابزار وم محتوایی که در اختیار من است .
چه جوری سازماندهی کنم چه جوری طراحی کنم که بتوانم سریعتر به هدف برسم.
وقتی سازماندهی کردم وموقعیت را مشخص کردم إر واقع دارم اجرا میکنم چون در تعریف تدریس اشاره شد تدریس یعنی ایجاد شرایط تعییر برای شاگرد. آن هم با برنامهریزی منظم سیستماتیک. اینجا اجرای سازماندهی شرایط را همان اجراء و منظم و مرتب کردن مجموعه عناصری که لازمه رسیدن به هدف باشد.نکته آخر ارزشیابی است. من باید ببینم عملکرد خودم را، که آنچه را مد نظر داشتم رسیدم یا نه این یک الگو است.
اگر این الگو شما قبل از ورود به کلاس انجام دهید اسم آن را طراحی میگزاریم بهرحال یک ار روشهای طراحی است. بنابراین یک چارچوبی تعیین هدف، تعیین هدفهای ورودی. روشها. متدلوژی وسایل و ابزار یک معلم در هر درس یا هر شرایط یا هر شیوهای که خود میخواهد این عناصر اصلی را توجه کنید . این را میگوییم یک الگوی عمومی تدریس که مخصوصاً در شیوهای طراحی ما در اول کتابها، فعالیتها، خیلی مطرح شده و انشاءا... در شیوهای آموزشی در طرح درسنویسی اشاره خواهم کرد .
اما در کنار این، عرض کردم همه الگوها، فرصت نیست بحث شود.من دو الگو را که تقریباً دو نگاه متفاوت را مورد بررسی قرار میدهید موردبررسی قرار خواهم داد.
یکی الگوی پیش سازمان دهنده یاادونس ارگانیز ، دیگری الگوی حل مسأله یکی ناظر برمعلم محور بودن فعالیت است و دیگری ناظر بر دانش آموز محور بودن دو نگاه و دو نظریه هست. ابتدا الگوی پیش سازمان دهنده ما گاهی بحث از لغت پیش سازمان دهنده میکنیم، توی ذهن معلم ما تداعی میشود .
پیش سازمان دهنده بعنی معلم ، بله معلم هم سازمان دهنده هست ولی در اینجا پیش سازمان دهنده به فرد اطلاق نمیشود فرض میکنیم میخواهیم تدریس کنیم بقول آقای « آزوند» اگر در فرآیند تدریس جوری عمل کنیم که اطلاعات ؟؟؟ ارتباط پیدا کند با ساخت شناختی ما یا اطلاعات قبلی ،یادگیری معنا دار میشود، فرد میفهمد درونی میشود این اطلاعات برایش از همین مفهوم آزوند استنباط کردند این الگو را ساختند.
پس پیش سازمان دهنده فرد نیست بلکه یک مفهوم کلی است که در ابتدای تدریس ساخته و بکار گرفته میشود تا زمینه را مساعد کند برای پیوند اطلاعات جدید من با اظلاعات گذشته .
به آن مفهوم کلی که پیوند میدهد مفهوم جدید را با مفهوم گذشته میگویم پیش سازمان دهند.
پس پیش سازمان دهنده مفاهیم کلی است که در ابتدا تدریس مطرح میشود تا اطلاعات جدید را به اطلاعات گذشته ربط دهد.
سؤال : منظور دانشآموز است ؟ بله دانش جدید را با ساخت شناختی ما با گامی این کلمه ساخت شناختی در بعضی از کتابی ممکن است برای معلمین ما یک مقدار نا آشنا باشد.
ما وقتی میگویم ساخت شناختی .مجموعه دانش که در زمینه یک علم در ذهن من است.
مجموعه اطلاعاتی که من در ذهن در درس ریاضی دارم ساخت شناختی من است.
مجموعه اطلاعاتی که در ذهن من درستی است میشود ساخت شناختی من.
مسلم است سخت شناختی یک فرد و دیگر فرق کند. آرزول میگوید. اگر مفاهیم جدید شنختی با ساخت شناختی ارتباط برقرار کند یادگیری معنا دارد صورت میگیرد هر گاه اطلاعات جدیدمن جای بگیرد و متصل شود با اطلاعات گذشته من، یادگیری برای من معنا دارد. اگر مفهوم و مبحثی را به عنوان معلم ارائه بدهید همان زمینه مشترک، اگر شاگرد در ذهن شخصی خود و حافظه خود اطلاعات کافی نداشنه باشد ممکن است مفهوم و ادراک نکند من اینجا واقعتی را بگویم. ما خدمت سربازی انجام میدادیم. دوستی داشتیم .
ایشان دیپلم گرفته بود ولی مال منطقهای بود که در آنجا برف نمیآید. اولین باری بود در آن پادگان برف آمده بودوی ایستاده بود برف را نگاه میکرد. وقتی به او گفتم برف ندیدی گفت نه.
گفتم : برف ندیدی اما توی کتاب هم نخواندی ؟
گفت من فکر میکردم قالبهای شما که در شهر من میفروختند آنها برف است. آن موقع تلویزیون نبود!
وقتی رادیو اعلام میکرد در آنجا بیست سانت برف آمد. توی ذهن من میآمد. خدایا چرا این خانه ها را خراب نمیکند.
همین حالا در کتابهای ما بسیاری از مفاهیم را حفظ میکنم ولی برای من معنادار نیست فقط حفظ کردم. سالها بعد متوجه میشوم آنچه را معلم میگفت چه بود ... بنابراین در این الگو من باید در ابتدای تدریس توجه کنم.
مثل ملاتی که بناها روی آجر میگذارد تا بیقه آجرها به آن بچسبند. من باید یک مفهوم کلی را مطرح کنم تا اطلاعات جدید من به اطلاعات گذشته من وصل شود . معنا دار شود .
حافظه کوتاه مدت اگر تمرین نشود تکرار نشود بلافاصله از بین میرود. بهمین دلیل به حافظه بلند مدت یعنی خزانه اطلاعات ذخیره شده است اشاره کردم.
ویژگیهای الگوهای پیش سازمان دهنده :
الگوهای پیش سارمان دهنده ببینیم چه ویژگیهایی دارد و چه مراحلی را باید طی کنم .
اگر میخواهم تدریس کنم و روشی را بکار ببرم چه مراحلی را باید طی کنم. سؤال آیا عناصر ندارد؟ چرا عناصر آن همان مراحل است.آن مراحل راعناصر میگویم. چون یک مقدار عملیتر است. چون آن الگو بیشتر در طراحی استفاده میشود اما در الگوی پیش سازمانی بیشتر یک الگوی اجرایی است. بهمین دلیل مراحل اجرا میگویم.
اولین مرحله اجرااست من چگونه باید این الگو را در کلاس اجرا کنم براساس مفاهیمی که اشاره کردیم. پس یک معلم اولین گامش ارائه مفهوم کلی است. یک مفهوم عام است که بستر و زمینه را برای همه فراهم میکند. گام دوم مفهوم جدید بعد از این که اینجا این مفهوم و یا آن قسمت بهم پیوند میخورد با آن مفهوم کلی .بعد از اینکه مفهوم جدید ارائه داد مثالها و تمرینها را انجام میدهد.
وقتی تمرینها را حل کرد. مثالها را مشحص کرد میآید. این را پیوند میدهد به عنوان یک ساخت هماهنگ و منسجم تا در ذهن شاگرد جای بگیرد .
اما الگوی دیگر. مفهوم دیگری که در انیجا وجود دارد کنش و واکنش معلم و شاگرد است همیشه استخضار دارید که ارتباط یک طرفه است. یعنی انتقال اطلاعات از سوی معلم به شاگرد است نه از دانشآموز به معلم .
روابط میان گروهی چیست ؟ آیا خود دانشآموزان در درون فعالیت کلاس با هم ارتباط دارند. نه خیر، مثل همین کس ردیف نشستند و همه به معلم که منبع فیض است نگاه میکنند .
نکته سوم: منابع و شرایط چیست؟ موقعیت یادگیری چیست؟ موقعیت یادگیری منحصر میشود به کلاس درس و معلم و منبع آن شما و هم معلم و کتاب درس است.شما از همین جا میتوانیدمطالب و محاسن این روش راه معلم مدار است . شاگرد را کمتر تجربه و فعالیت میکنند.
در مقابل این الگوی دیگری است الگوی حل مسأله.
در الگوی حل مسأله معلم به هیچ وجه معلم مستقیماً اطلاعات را در اختیار بچه ها قرار نمیدهد.بلکه شرایط و موقعیت پیش میآید که سؤال برای بچه ها بوجود میآید یعنی طرح مسأله میکند در طرح مسأله باید دقت کند پیش نیاز و مبانی علم شاگرد باید مورد توجه قرار گیرد.
چون اگر من مسألهای را مطرح کنم و آن نتواند شناخت کافی از آن مسأله داشته باشد قادر به ادامه تحقیق و مطالعه در مورد آن نخواهد بود بنابراین اولین گام در الگوی حل مسأله. گفتم معلم مستقیماً اطلاعات را در اختیار بجه ها قرار نمیدهد طرح مسأله است.
وقتی مسأله مطرح شد و سؤال در ذهن بچه ها طرح شد .کنجکاوی بایداور هدایت کنیم به جمعآوری اولیه اطلاعات برود مطالعه کند.
یا حداقل جلسهای در کلاس بحث میگذرانیم که چرا این مسأله ایجاد شد. اطلاعات مقدماتی را باید بدست بیاورد و در مراحل سوم بایدفرضیه سازی کند و راه حل احتمالی را بررسی کند.
چرا ما میگوییم اطلاعات مقدماتی را باید بدست بیآوریم .تا من اشراف و آگاهی کلی نداشته باشم نمیتوانم راه حل برای آن پیش بینی کنم.
سؤال حضار :
در مورد جمع آوری اولیه اطلاعات اولیه که فرمودید.
حتماً اطلاعاتی که میگیرند بایداز منبع کتاب باشد یا هر منبعی دیگری؟ نه خیر از هر منبعی میتواند در این الگو منابع و شرایط محدود به کتاب نسبت چون حالت پژوهش و تعمیق دارد.
در فرضیه .فرضیه راه حلهای احتمال ، علمی است برای مسأله ایجاد نشدکه هنوز صحت و سقم آن مشخض نیست .بعداز اینکه فرضیه ها تجزیه و تحلیل قرار گرفت ومورد تأیید و راهنمایی معلم قرار گرفت. آزمایش فرضیه ممکن است در علوم تجربی در آزمایشگاه کار شود. در یک علم دیگر وارد کتابخانه شود و کار کند. یا در بستر اجتماعی مطالعات را انجام بدهد. شیوه ها و متدلوژی فرق میکند اما او باید برود.
این بار دقیقتر و منسجم تر بایداطلاعات را جمع آوری کند.
وقتی اطلاعات جمعآوری شده دسته بندی ، تجزیه و تحلیل و بعد نتیجهگیری صورت میگیرد. خوب دقت کنید در الگوی اول معلم بود که اطلاعات میداد در الگوی دومی معلم راهنمایی میکند و شاگرد است که اطلاعات را به معلم میدهد. شاگرد است که تحلیل و نتیجهگیری وبعد به معلم برمیگرداند .
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 25 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
3-1 راههای خروج از بنا و فرار از حریق
3-1-1 تعاریف
در این مبحث از مقررات ملی ، به منظور اعمال مقررات محافظت ساختمان ها در برابر حریق ، واژه ها و اطلاحات با معانی و مفاهیمی که در این بخش ذکر شده است ، مورد استفاده واقع می شوند .
آزمایش حریق استاندارد
آزمایش یا آزمایش های استاندارد ویژه برای شناسایی مقاومت و رفتار مصالح ، فرآورده ها ، اعضا و اجزای ساختمانی در مقابل آتش سوزی ، که مشخصات اجرایی آنها بعداً به وسیله مقررات مربوط به خود تعیین خواهد شد.
ارتفاع طبقه و بنا
ارتفاع یک طبقه ، فاصله قائم از کف تمام شده آن طیقه بالاتر است . ارتفاع طبقه آخر بنا ، حد فاصل کف تمام شده آن طبقه تا کف تمام شده متوسط سطح بام ساختمان می باشد . ارتفاع بنا به ارتفاع تمام شده متوسط سطح بام ساختمان می باشد . ارتفاع بنا به ارتفاع تمام طبقات یا فاصله قائم از کف زمین طبیعی از تا متوسط ارتفاع بام ساختمان گفته می شود .
افزایش بنا
انجام هر گونه عملیات ساختمانی که سطح یا حجم یک بنا را افزایش دهد .
اعضاء باربر
اعضایی از ساختمان که بار مرده و زنده ساختمان را به شالوده ها انتقال می دهند .
بازارچه
مجموعه ای بنا که برای عرضه غیرمتمرکز کالاهای مختلف در نظر گرفته شده ، و یک راه عبور و مرور عمومی با حداقل 9 متر عرض را در بر می گیرد .
بالابر
اتاقک یا سکویی که به مکانیسم بالا و پائین شدن در مسیر قائم و ثابت مجهز باشد .
بنای موجود
بنایی که مطابق مقررات و قوانین گذشته اجرا و تکمیل شده است .
پلکان خارجی
پلکانی که حداقل از یک طرف در ارتباط مستقیم با فضای آزاد باشد .
پلکان متحرک
پلکانی که به کمک وسایل و دستگاههای مکانیکی حرکت کند . رجوع به بند 3-1-4-6
پنجره حریق
پنجره ای که با " آزمایش حریق استاندارد " حائز اهمیت مقاومت و محافظت در برابر حریق متناسب با محل استقرار خود باشد .
پنجره چشمی
پنجره ای که فقط برای تأمین دید به فضای مجاور تعبیه شده باشد .
تأیید شده ، تصویب شده
1 ) تأیید و تصویب مصالح ، لوازم و تأسیسات ساختمانی ، طرحها ، روشها و ساختارها ، یعنی تأئید و تصویب آنها توسط مقامات قانونی مسئول ، مراکز و آزمایشگاه ها دارای صلاحیت که مطابق ضوابط ، استاندارد ها و مقررات مربوط ، با انجام آزمایش و بررسی مستقیم یا غیر مستقیم ( توسط اشخاص مورد اعتماد ، یا بر حسب اصول مطمئن از طرف مقامات ذیصلاح و نهادهای علمی و فنی شناخته شده ) صورت می گیرد .
2 ) تأیید و تصویب تصرف ، یعنی تأئید و تصویب یک یا چند نوع بهره گیری از بنا ، که بنا بدان مقاصد مورد استفاده قرار خواهد گرفت ، توسط مقامات دارای صلاحیت قانونی و مسئول که مطابق مقررات مربوطه با استناد به ارائه ادله دقیق و قاطع برای هماهنگی کامل ساختمان با مقررات اصولی در مورد آن تصرف یا تصرفها انجام می شود .
تخلیه خروج
بخشی از " راه خروج " که بین " خروج " و معبر عمومی قرار گرفته است .
تصرف
منظور از تصرف ، نوع بهره گیری از نبا یا بخشی از آن است که به مقاصدی معلوم در دست بهره برداری بوده و یا قرار است به آن مقاصد مورد استفاده واقع شود .
تغییرات
هر گونه دگرگونی یا تغییر و تبدیل در ساختمان ، در راههای خروج از ساختمان و در تأسیسات مکانیکی و برقی ساختمان که به قصد افزایش ساختمان نباشد .
حریق بند
اعضایی از بنا ، شامل دیوار ، سقف و کف مقاوم حریق که بتواند در مقابل سوختن تمام بار حریق واقع در فضای مربوط به خود ، ایستادگی و مقاومت کند .
حیاط
فضای باز بدون سقف و بدون تصرف که از دو یا چند طرف با دیوارهای خارجی بنا محصور باشد و اگر از همه طرف به دیوارهای خارجی بنا محصور شود ، در آن صورت به آن حیاط داخلی گفته می شود .
خانه
فضای زندگی حداکثر با دو طبقه ارتفاع که به منظور سکونت یک یا دو خانوار در نظر گرفته شده باشد .
خروج
بخشی از " راه خروج " که به وسیله ساختار و تجهیزات مقاوم حریق ، بر اساس ضوابط و مقررات از سایر فضاهای ساختمان جدا و ایمن شده و مستقیم یا از طریق تخلیه خروج به معبر عمومی منتهی شود . رجوع شود به بند 3-1-3-3 .
خروج افقی
رجوع شود به بند 3-1-4-3 .
خود بسته شو
اصطلاح " خود بسته شو " هنگامی که در مورد درهای حریق یا سایر بازشوهای حفاظتی به کار برده شود ، به مفهوم بسته بودن در ( یا بازشو ) در حالت عادی و بسته شدن آن پس از عبور است که برای اطمینان از انجام این عمل ، در به یک وسیله مکانیکی تأئید شده مجهز می شود .
خودکار
اصطلاح " خودکار " در مورد تجهیزات محافظت در برابر حریق ، برای وسایل و دستگاه هایی بکار برده می شود که در اثر واکنش به برخی از محصولات احتراق ، خود به خود و بدون دخالت انسان عمل کنند .
خودکار بسته شو
این اصطلاح هنگامی که در مورد درهای حریق یا سایر بازشوهای حفاظتی به کار برده شود ، منظور بسته شدن در ( یا بازشو ) به هنگام حریق در اثر واکنش به برخی از محصولات احتراق یا از طریق گرفتن فرمان از محلی دیگر است .
خیابان
هر نوع راه عبور و مرور عمومی در فضای باز ، اعم از کوچه ، خیابان یا بلوار که دست کم دارای 9 متر عرض بوده و به نحوی طرح شده باشد که امکان استفاده واحدهای آتش نشانی برای اطفای حریق را فراهم آورد . معابر داخل فضاهای بسته و تونلها اگر چه مورد استفاده عبور و مرور عمومی قرار گرفته و ماشین رو باشند ، به عنوان خیابان ملحوظ نمی شوند .
در حریق
دری که با انجام " آزمایش حریق استاندارد " حائز شرایط مقاومت و محافظت در برابر حریق متناسب با محل استقرار خود باشد .
دسترسی خروج
بخشی از " راه خروج " که از هر نقطه ساختمان منتهی به قسمت " خروج " می شود . رجوع شود به بند 3-1-3-2 .
دستگیره محافظ
لوله ، چوب یا پروفیلی که در طول راه پله و بالکن برای گرفتن دست و نلغزیدن انسان نصب شود.
دوام در برابر حریق
مدتی که مصالح یا قطعات و اجزای ساختمانی در مقابل شرایط خاص اجرای " آزمایش حریق استاندارد " همچنان عملکرد خود را حفظ نمایند .
دیوار جان پناه
بخش امتداد یافته دیوارهای خارجی بنا در بام که به منظور فراهم نمودن ایمنی و تفکیک همسایگی اجرا می شود .
دیوار دو بند
دیوار یا دیواره ای که راهروی خروج را قطع کرده و به یک یا چند در مجهز است . این دیوار باید مانع گسترش آتش و دود باشد .
دیوار کتیبه
بخشی از دیوار خارجی ساختمان که پائین یا بالای پنجره ( یا بازشو ) واقع می شود .
دیوار مشترک
دیواری که در مرز مالکیت دو ساختمان برای بهره گیری مشترک ساخته می شود .
راه خروج
مسیر ممتد و بدون مانعی که برای رسیدن از هر نقطه ساختمان به یک محوطه باز یا معبر عمومی در نظر گرفته شود . راه خروج از سه بخش مشخص " دسترس خروج " ، " خروج " و " تخلیه خروج " تشکیل شده است . رجوع شود به بند 3-1-4 .
راه پله
بخشی از مجموعه راه خروج شامل تعدادی پله یا سکو که در مجموع رفت و آمد از یک طبقه به طبقه دیگر را بدون تداخل و برخورد با مانع امکان پذیر می کند . رجوع شود به بند 3-1-4-4 .
زیرزمین
قسمتی از ساختمان که تمام یا بخشی از آن پائین تر از کف زمین طبیعی قرار گرفته و به عنوان طبقه به حساب نیاید .
سرسره فرار
سطح لغزنده ای که به منظور فرار به خارج از ساختمان طراحی شده باشد . رجوع شود به بند 3-1-4-8 .
سطح خالص
سطح خالص هر طبقه از ساختمان فقط به فضاهای قابل تصرف گفته شده و سطوح مربوط به فضاهای عمومی و ارتباطی و ضخامت دیوارها را شامل نمی گردد .
شفت
فضای ارتباطی قائم بین طبقات یا بین کف تا بام ساختمان که به منظور تعبیه آسانسور ، بالابر ، آشپزخانه ، تأمین روشنایی ، انجام تهویه ، عبور دادن کانالها و لوله ها ، تخلیه زباله و غیره در نظر گرفته می شود .
شیبراه
سطحی دارای شیب حداقل 1 به 20 و حداکثر 1 به 8 که به عنوان راه دسترسی مورد استفاده واقع شود . رجوع به بند 3-1-4-7 .
طبقه
بخشی از ساختمان که بین دو کف متوالی واقع شود . در مواردی که فاصله کف تمام شده از سطح زمین طبیعی از 120 سانتیمتر بیشتر نباشد ، فضای زیر آن طبقه به عنوان " زیرزمین " منظور می گردد .
طبقه خیابان
طبقه ای از بنا که از کف خیابان یا محوطه خارج بنا حداکثر با شش پله قابل دسترس باشد . در مواردی که دو یا چند طبقه ساختمان بتوانند در اثر تغییرات تراز مستقیماً به خیابان یا محوطه اطراف راه یابند ، ساختمان به همان تعداد دارای طبقه خیابان خواهد بود . به همین ترتیب ، چنانچه هیچ یک از طبقات بنا نتوانند با شرایط یاد شده امکان دسترسی به خیابان و محوطه خارج داشته باشند ، ساختمان بدون " طبقه خیابان " منظور می گردد .
ظرفیت راه خروج
مجموع مقدار عرضی که " مجموعه راه خروج " در تمام طول مسیرها با توجه به بار تصرف با آن اندازه می شود . در شرایط معمولی حداقل مقدار این عرض 75 سانتیمتر است . رجوع شود به بند 3-1-5 .
فضای پناه دهی
فضایی که در مقابل حریق به میزان مشخصی مقاومت می نماید .
مانع حریق
صفحه یا پرده ای سرتاسری که به صورت قائم ( مانند دیوار) یا افقی ( مانند سقف ) با زمان مشخصی از مقاومت حریق برای جلوگیری از گسترش آتش و دود از فضایی به فضای دیگر به کار گرفته می شود . این صفحات همچنین ممکن است برای حریق بند کردن بازشوها نیز مورد استفاده قرار گیرند .
مانع دود
وسیله جداسازی با مشخصات مقاوم حریق یا غیر مقاوم در برابرحریق که به صورت افقی یا قائم ، مانند دیوار ، کف یا سقف به منظور ممانعت از حرکت دود ، طراحی و ساخته می شود . موانع دود ممکن است برای حفاظت بازشوها نیز بکار گرفته شوند .
مجزا سازی افقی
فاصله مشخص بین دایوارهای خارجی بنا تا " مرز مالکیت " یا سایر بناهای همسایگی ، اعم از خصوصی ، عمومی و خیابان که به منظور تأمین فضای باز لازم در نظر گرفته می شود . رجوع شود به بند 3-1-4 .
محوطه باز
فضایی که تصرفی در آن صورت نگرفته و بوسیله ساختمان محصور نشده باشد . محوطه باز باید برای جای دادن متصرفان بنا کافی باشد و اندازه و محل آن به گونه ای باشد که به هنگام بروز حریق ، ماموران آتش نشانی و ایمنی بتوانند به آن دسترسی داشته و از آن استفاده برند .
محوطه باز باید در تمام اوقات شبانه روز از هر گونه موانع خالی باشد .
معبر عمومی
خیابان ، کوچه یا موارد مشابهی از کاربرد زمین که به طور دایم در تصرف و استفاده عموم قرار گرفته و اساساً از آن طریق بتواند بدون مانع به سایر قسمت های شهر رفت و آمد نمود . عرض و ارتفاع مفید معبر عمومی باید حداقل 3 متر باشد .
مقام قانونی مسئول
مقام دارای صلاحیت قانونی و مسئول ، سازمان ، دفتر یا فردی است که مسئولیت تصویب مصالح ، تأسیسات ، تجهیزات یا روشها را به عهده بگیرد . مقام دارای صلاحیت قانونی و مسئول که از آن به اختصار مقام قانونی مسئول نام برده می شود ، در این مقررات با مفاهیمی گسترده به کار برده شده است ، زیرا کارگزاران و نمایندگان صلاحیت دار و تصویب کننده به تناسب مسئولیت هایشان متفاوت هستند .
هر جا که ایمنی همگانی در اولویت قرار داشته باشد ، مقام دارای صلاحیت قانونی و مسئول ممکن است به تناسب درجه اهمیت ، یک سازمان دولتی مرکزی ، استانی یا محلی ، مانند مقام قانونی مسئول حفاظت از حریق ، سازمان آتش نشانی ، اداره یا گروه آتش نشانی ، اداره پیشگیری از آتش سوزی ، اداره حفاظت و بهداشت کار ، شهرداری ، اداره بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی ، اداره بازرسی برق ساختمان ها و یا هر گروه و تشکیلات دیگری که دارای اختیار قانونی است ، باشد . همچنین اداره بازرسی بیمه مرکزی ، اداره ارزیابی و زمان گذاری ، بک شرکت بیمه خصوصی و حتی نماینده هر یک از نهادهای فوق می تواند مقام قانونی مسئول باشد . در بسیاری موارد ممکن است صاحب ملک یا نماینده تام الاختیار او نقش مقام قانونی مسئول را بعهده بگیرد . در تأسیسات متعلق به دولت ، ممکن است اداره ایمنی و حتی یکی از کارمندان اداری نظیر افسر فرمانده یا نگهبان ، مقام قانونی مسئول باشد .
مقام قانونی مسئول می تواند به منظور مورد قبول قرار گرفتن مصالح ، لوازم ، تأسیسات طرحها یا روشها ، از دستور العملها و استاندارد های ملی یا ضابطه های مناسب دیگر استفاده نموده و آنها را برای تصویب ، مبنا قرار دهد . در نبود چنین استانداردهایی ، مقام یاد شده ممکن است مدارکی دال بر مناسب بودن مصالح ، تأسیسات ، روشها و نیز کاربرد درست آنها از به کار برنده مطالبه نماید . مقام قانونی مسئول ، همچنین ممکن است فهرستها و برچسب های سازمانی را که ارزیابی تولیدات را بر عهده دارد و در موقعیتی است که انطباق اقلام لیست شده را با استانداردهای مربوطه مشخص می سازد ، مورد استناد قرار دهد .
منطقه حریق
بخشی از فضای داخل ساختمان که از اطراف و از سقف و کف به وسیله اعضای ساختمانی مقاوم حریق محدود شود . منطقه حریق با بررسی و اندازه گیری عرض ، طول و ارتفاع حریق احتمالی ارزیابی می شود .
میان طبقه
طبقه ای واقع بین هر یک از طبقات اصلی ساختمان که حداکثر مساحت طبقه زیر خود را داشته باشد .
میزان مقاومت حریق
مدتی که مصالح یا ترکیبی از آن ، توانایی مقاومت در مقابل آتشی مستقیم مطابق " آزمایش حریق استاندارد " را داشته باشد .
نرده محافظ
حایل حفاظتی و ایمنی که برای جلوگیری از پرت شدن از ارتفاع طراحی شده باشد .
واحد زندگی ( واحد مسکونی )
فضا ، اتاق یا اتاقهایی که به عنوان محل زندگی یک شخص یا خانواده در نظر گرفته شده و دارای وسایل زندگی باشد .
هال انتظار
فضای مشترک و همگانی در بناهای تجمعی که به منظور سپری کردن اوقات پیش از موعد برای ورود به یک سالن اجتماعات در نظر گرفته می شود .
هال ورودی
فضای مشترک و همگانی در بناها که به منظور کنترل و ایجاد تسهیلات برای ورود و خروج افراد در نظر گرفته می شود .
هتل
بنایی که اتاقهای آن به منظور سکونت مسافران مورد استفاده قرار گیرد . این تعریف ، شامل متل و سایر بناهای مشابهی که قصد ارائه امکانات سکونتی موقت را دارند نیز می گردد .
3-1-2 مقررات کلی
3-1-2-1 بر اساس ضوابط این مبحث از مقررات ملی ساختمان ، هر بنا ، هر بخش از یک بنا و هر ساختمانی که از این پس ساخته یا پرداخته شود ، باید به راههای خروج اصولی ، کافی و بدون مانع مجهز گردد تا در صورت بروز حریق در آن ، خروج بموقع یا فرار بهنگام همه متصرفان به راحتی میسر باشد . به این منظور باید نوع ، تعداد ، موقعیت و ظرفیت راههای خروج در هر بنا با توجه به وسعت و ارتفاع همان بنا ، متناسب با ویژگیهای ساختمان و تصرف ، طرح شده و با رعایت تعداد و خصوصیات متصرفان ( به ویژه خصوصیات آنهایی که بیش از دیگران در معرض خطر قرار می گیرد ) ، پیش بینی های لازم برای هدایت اشخاص به خارج از بنا و یا مکانهای امن در داخل بنا صورت گیرد .
3-1-2-2 برای بناهای موجود که پیش از ابلاغ این مقررات احداث شده و امکان تطبیق با این ضوابط را ندارند ، مقررات لازم در آینده تدوین خواهد گردید .
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 28 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
مرکزحمایت ازحقوق کارگران CPWR
این تحقیق را مرکزحمایت ازحقوق کارگران مطابق با NIOSH ( انستیتوبین المللی بهداشت و ایمنی) تهیه کرده است.
این مرکزبطورچشمگیری به کارگران، پیمانکاران ارائه خدمات داده وفعالیت عمده آن پیشرفت و گسترش ایمنی و بهداشت درصنایع ساختمانی میباشد.
جهت کسب اطلاع از این گزارش میتوان با آدرس WWW.CPWR.COM تماس گرفت.
پاول مور، مهندس ایمنی بخش تحقیقات NIOSH ، جهت همکاری با این مقوله ، گزارشی از ارزیابی موارد مرگ ومیرتهیه نموده است .
علائم اختصاری :
انجمن مهندسان مکانیک امریکا ASME=
اداره آمارکارامریکا BLS =
آمارصدمات وخیم وکشنده شغلی CFOL=
کمسیون ایمنی محصولات مصرفی CPSC=
ارزیابی وکنترل مواردمرک ومیرFACE=
انستیتوملی ایمنی وبهداشت شغلی NIOSH=
فهرست:
- خلاصه
- مقدمه
- مرگ ومیرناشی ازکاردرپله برقی ها وآسانسورها ویا درمجاورت آنها.
نصب وتعمیرآسانسورها
فعالیت هاوعوامل منجربه فوت
منابع اطلاعاتی دیگر
- صدمات وجراحات ناشی ازکار درآسانسورها وپله برقیها ویا درمجاورت آنها
- مرگ ومیرمسافران آسانسورها وپله برقیها
- پیشنهادات ونظرات
بکارگیری مناسب روشهای توقف
پیشگیری مناسب ازسقوط
بررسی شفت هابعنوان قصاهای بسته
بازرسی وتعمیرمناسب
بکارگیری افراد متخصص
- منابع
نمودارها:
1- مرگ ومیردرپله برقی ها وآسانسورها ویا مجاورآنها ، باتوجه به علت حادثه سال 98- 1992
2- مرگ ومیردرپله برقی ها وآسانسورها ویا مجاورآنها، با توجه به شغل سال 98- 1992
3- مشاغل ساختمانی که بالاترین میزان جراحات وصدمات را دارد(5 مورد اول)
4- مرگ ومیردرپله برقی ها وآسانسورها ویا مجاورآنها با توجه به نوع فعالیت .
5- مرگ ومیرمسافران آسانسورها درحین کار، با توجه به علت حادثه سال 98 –1992
6- مرگ ومیرمسافران آسانسورها وپله برقیها، با توجه به علت حادثه ازسال 97 تاکنون
جداول :
1- مرگ ومیرناشی ازکاردرآسانسورها ویا درمجاورت آنها با توجه به علت حادثه ونوع فعالیت 98-1992
2- میانگین سالیانه مرگ ومیرناشی ازآسانسورها پله برقیها 98- 1992
«خلاصه»
حوادث ناشی از آسانسورها وپله برقیها سالانه درامریکا30مورد کشته و حدود100/17مورد جراحت وخیم و آسیب جدی ببارمی آورد.
(طبق اطلاعات به دست آمده ازآمار اداره کار امریکا و کمیسیون ایمنی محصولات مصرفی)
که از این تعداد،تعدادکشته شدگان افراددرحال کاردرآسانسورها و یا در مجاورت آنها،درحال فعالینهایی مثل نصب،تعمیرو کاردرنزدیکی ومجاورت شفت ها بوده است (که این تعداد16،15نفربوده یعنی حدود 62%)
دوعلت عمده مرگ ومیر، سقوط وگیرکردن بین قسمت های متحرک آسانسورها وپله برقیها میباشد . همچنین برخی ازحوادث درمکان هایی رخ میدهد که کارگران بوسیله آسانسورها ، وزنه های تعادل وقسمت های برق دار مورد ضربه و برخورد قرار می گیرند ویا روی سطوح معیوب داخل آسانسورها قرار دارند.
پیشنهادات جهت پیشگیری ازجراحات ومرگ ومیردرآسانسورها وپله برقی ها شامل :
تمرینات حفاظتی وآموزش مناسب :
محدود کردن فضاهای برق دار وتجهیزات مکانیکی زمانیکه آسانسورها وپله برقی ها خراب و در دست تعمیرمیباشند.
• انتشار برنامه فضاهای بسته غیرمجاز برای شفت های آسانسورها
• نصب حفاظ (جهت جلوگیری ازسقوط) درشفت های آسانسور ویا نزدیک آنها.
• کارفرمایان برنامه تعمیروبازرسی مناسب داشته باشند
• کارفرمایان افراد کارآزموده را برای تعمید وسرویس آسانسورها وپله برقی ها استخدام نمایند.
«مقدمه»
مرکزحمایت ازحقوق کارگران CPWR عوامل موثربرمرگ ومیروخدمات ناشی ازآسانسورها وپله برقی ها را مورد تجزیه وتحلیل قرارداده است.
آسانسورها وپله برقی ها عامل صدمات جدی ومرگ ومیرکارگران که درنصب ، تعمیروسرویس آنها مشغول بکار هستند میباشد. آنها همچنین هنگام تمیزکردن شفت ها یا تعمیردرنزدیک شفت های بازدچارحادثه می گردند.
سازمانهایی مثل سازمان مهندسان مکانیک آمریکا استانداردهایی برای ساخت وتعمیرواستفاده ایمن ازآسانسورها وپله برقی ها تنظیم کردهاند.
این مقوله شامل اطلاعاتی ازآمار 7 ساله صدمات شغلی کشنده می باشد(98- 1992) که توسط اداره آمارکارآمریکا گردآوری شده است .
دراین گزارش تفاسیری از مرگ ومیرناشی ازنصب وتعمیرآسانسورها ، پله برقیها، جرثقیلها، بالابرها وماشین آلات صنعتی آمده است.
علاوه برآن خلاصه تجزیه وتحلیل مرگ ومیروصدمات مسافران آسانسورها وپله برقی ها در23 آگوست 2000-1992 توسط «کمیسیون ایمنی محصولات مصرفی» بررسی وگردآوری شده است .
«مرگ ومیرناشی ازکار درآسانسورها وپله برقی ها ویادرمجاورت آنها»
طبق «آمارصدمات وخیم وکشنده شغلی» (CFOL ) 152 مورد فوت براثر کار وفعالیت درآسانسورها وپله برقی ها گزارش شده است . این آماردر7 سال 98- 92 گزارش شده که به ازای هرسال 22 مورد می باشد.از این تعداد 108 مورد مربوط به کاردرآسانسورها و... 44 مورد مربوط به مسافران وافرادی که طی کارسوار آسانسورها و... می شوند میباشد.
از108 مورد ، 15 مورد درسال بدلیل سقوط درشفت های آسانسورها (42% طبق نمودارشماره 1) می باشد.
«تعمیرکاران ونصابان آسانسورها»
این افراد 41% موارد را شامل می شوند. 2 دلیل عمده مرگ ومیراین افراد گیرکردن آنان بین آسانسوروشقت های آسانسور یا با دیگرآسانسورها وایجاد ضربه شدید(باهرعاملی که عمدتاٌ آسانسورها می باشد) منجربه فوت می باشد.
درصد مرگ و میر
نمودار 1- مرگ ومیرناشی ازکاردرآسانسورها وپله برقی ها ویا درمجاورت آنها با توجه به علت حادثه – 98-1992 (108 مورد فوت)
توجه : 108 مورد فوت شامل 44 مورد تعمیرکاران ونصابان نیز می شود
منبع : اداره آمار آمریکا BLS
درصد مرگ و میر
نمودار 2- مرک ومیر ناشی از کار آسانسورها وپله برقی ها و یا در مجاورت آنها با توجه به نوع شغل . 98-1992
توجه : میزان مرگ ومیر کل 108 مورد می باشد
منبع : BLS
اگر چه مرگ ومیر تعمیرکاران و نصابان مربوط به صنایع عمومی و صنعت ساختمان می باشدولی سه چهارم از مرگ ومیر در این گروه مربوط به کارگران ساختمانی است 0
در حقیقت تعمیرکاران ونصابان آسانسورهای ساختمانی در چهارمین درجه مرگ ومیر ناشی از کاردرصنعت ساختمان قرار می گیرد.(نمودار شماره 3)
میانگین مرگ ومیر تعمیرکاران و نصابان آسانسورها 6/31 مورد در هر 100000 کارگر تمام وقت می باشد(98-92)
« مرگ ومیر با توجه به علت حادثه و نوع فعالیت »
جدول شماره 1: مرگ و میر ناشی از کار در آسانسور ها و پله برقی ها و یادر مجاورت آنها باتوجه به علت حادثه و نوع فعالیت (98-1992
نوع فعالیت
علت حادثه نصب وتعمیر کاردرشیفت یاواگن آسانسور کاردرنزدیک آسانسور تعداد درصد
سقوط 18 10 17 45 42%
گیرکردن بین 2 آسانسور یا شفت آسانسور 18 - - 23 22%
ضربه خوردن 13 7 - 21 19%
آوار 7 - - 9 8%
الکتریسته 7 - - 7 6%
سایرموارد - - - - 3%
کل 65 23 20 108 100%
منبع : BLS
«نصب وتعمیر آسانسورها و پله برقی ها»
دو سوم از 65 مورد فوت « نصب وتعمیر» مربوط به نصابان و تعمیرکاران آسانسورها و بقیه شامل تعمیرکاران ماشین آلات ، مهندسان ، مسئولین ساختمانی، برق کاران،سرویسکاران و...
ماموران پارکینگ ها می باشد0
مرک ومیر ناشی از گیرکردن شامل گیر کردن در ماشین آلات آسانسور(مثل وزنه تعادل ) یا بین دو اتاقک آسانسور و یا بین درب واتاقک می باشد.
میزان مرگ و میر در 100000 کارگر تمام وقت
نمودار3-پنج- گروه از مشاغل ساختمانی که بالاترین میزان مرگ ومیردر سال های 98-92 را دارند
توجه : میزان ها بر حسب 2000 ساعت برای هر کارگر (50 هفته 40 ساعته ) می باشد.
تعدادی از کارگران ساختمانی بخاطر پایان پروژه ، بدی هوا و دیگر فاکتورها بطور تمام وقت کار نمی کنند.
منبع : این میزان ها توسط شخصی در مرکز حفاظت از حقوق کارگران CPWR بر پایه آمار صدمات کشنده شغلی «CFOI» و «BIS» اداره آمار امریکا تهیه شده است .
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 18 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید