
دانلود تحقیق در مورد “ کولر آبی و گازی ”
تعداد صفحات: 10
فرمت: Word
قیمت: 3000 تومان
دانلود تحقیق در مورد “ کولر آبی و گازی ”

دانلود تحقیق در مورد “ کولر آبی و گازی ”
تعداد صفحات: 10
فرمت: Word
قیمت: 3000 تومان

دانلود تحقیق در مورد “ اصول لوله کشی ”
تعداد صفحات: 30
فرمت: Word
قیمت: 9000 تومان

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 17
تعریف جهان بینی
نوع تفکر و برداشتی که یک مکتب و دینی نسبت به جهان و هستی عرضه داشته و در واقع تکیه گاه فکری همان مکتب حساب میگردد جهان بینی نامیده میشود.
عناصر جهان بینی
جهان بینی در واقع قسمتی از هستی شناسی میباشد و عناصر آن عبارتند از:
الف : توجیه جهان هستی ب: توجیه انسان ج : رابطه انسان با هستی
شهید مطهری علیه الرحمه مینویسد: جهان بینی به معنی جهان شناسی است نه جهان احساسی و به مسأله معروف شناخت مربوط میشود، شناخت از مختصات انسان است بر خلاف احساس که از مشترکات انسان و سایر جانداران است، لذا جهان شناسی نیز از مختصات انسان است و به نیروی تفکر و تعقل وابستگی دارد. سپس در تعریف جهان بینی میگوید:
نوع برداشت و طرز تفکری که حذف یک مکتب درباره جهان و هستی عرضه می دارد زیر ساز و تکیه گاه فکری آن مکتب به شمار میرود، این زیر ساز و تکیه گاه اصطلاحاً جهان بینی نامیده میشود. همه دین ها و آیین ها و همه مکتبها و فلسفه های اجتماعی متکی به نوعی جهان بینی بوده است.
انواع جهان بینی
بر اساس تعریف جهان بینیما دارای انواع جهان بینی هستیم که بنا به تفاوت نگاهها بر عالم هستی بوجود آمده، که یه ترتیب زیر است.
در شناخت جهان هستی بر اساس تجربی، جهان بینی ما بر دو عامل فرضیه و آزمون وابسته است، یعنی در علوم تجربی، برای اثبات و کشف علت یک پدیده ابتدا فرضیهای را ارائه میدهند، و پس آن فرضیه را از طریق آزمایش، بررسی میکنند و با این روش، به کشف علتها و معلولها پی میبرند.
مزایای جهان بینی تجربی
البته این یکی از مزایای این نوع جهان بینی است چون که بر اساس آزمون، کشفیات و شناختهایش دقیق و مشخص است و میتواند با این روش در مورد یک موجود جزئی اطلاعات خیلی زیادی به انسان بدهد و دومین مزیتش این است که چون این نوع جهان شناسی، قوانین خاص هر علوم را به انسان میشناساند، راه تصرف و تسلط آن را نیز بر بشر میشناساند.
نقصهای جهان بینی تجربی
ولی در مقابل نقصهایی نیز متوجه این نوع جهان بینی هست و آن اینکه علوم تجربی فقط در مورد چیزهای جزئی قادر بر پاسخگویی است یعنی دایره و حوزهاش محدود است به آزمون یعنی قدرت شناخت در جائی است که آزمون بر آن راه دارد در حالیکه همه عالم هستی را نمیتوان به توسط آزمون شناخت یعنی در جهان بینی تجربی مسائلی مانند جهان از کجا آمده است؟ به کجا میرود؟ جهان حق است یا پوچ، زشت است یا زیبا و غیره به دلیل اینکه تحت آزمون در نمیآیند قابل پاسخگوئی نیست و بیشترین جسارتی که اینگونه جهان بینی در مواجه با این سوالات هستی شناسانه از خود نشان داده، گفتن نمیدانم بوده است!
جهان بینی فلسفی در طرز برخورد و عکس العمل انسان در برابر جهان موثر است یعنی موضع انسان را در جهان مشخص میکند، و نگرش انسان را نسبت به جهان هستی شکل میدهد و به طور کلی این جهان بینی به زندگی انسان، معنی داده و او را از احساس پوچی بدور نگه میدارد بر خلاف جهان بینی تجربی، که قادر نیست به انسان جهان بینی دهد. در واقع جهان بینی فلسفی از آن نظر که متکی به یک سلسله اصول بدیهی و غیر قابل انکار میباشد و دیدگاهایش را با استدلال ثابت میکند و از تزلزل و لغزشی که جهان بینی تجربی دارد، بدور است از محدودیت جهان بینی تجربی نیز بدور میباشد.
در برخی از ادیان مانند دین اسلام جهان شناسی دینی در متن دین، صورت فلسفی دارد و به صورت استدلال، به بیان دیدگاهایش می پردازد. یعنی مسائل با تکیه بر عقل و استدلال عرضه شده است از این رو جهان بینی اسلامی در عین حال یک جهان بینی عقلی فلسفی است.
معیار مقبولیت جهان بینی
با نظر اینکه سه نوع جهان بینی در شناخت جهان هستی وجود دارد و قطعا از بین این سه نوع، یک نوع آن صحیح میباشد برای اینکه صحیحترین نظریه را بدست آوریم باید معیار مقبولیت جهان بینی را بدانیم که به ترتیب زیر است.
1) جهان بینی باید از طرف عقل تائید شود.
2) به زندگی انسان و جهان معنی دهد.
3) جهان بینی باید آرمان پرور و شوق انگیز باشد.
4) استعداد و قدرت تقدس بخشیدن به هدفهای انسانی و اجتماعی را داشته باشد.
5) و جهان بینی ما باید تعهد آور و مسئولیت ساز باشد.
جمع بندی
با نظر به مطالب مطرح شده و با نگاه به انواع جهان بینیها، ما در جهان بینی تجربی به دلیل محدودیتش در دایره آزمون و خطا و جزئی بودنش چنین معیارهایی را نمیتوانیم بدست آوریم و در جهان بینی فلسفی بدلیل اینکه به طور کامل به دلیل عدم شناختنش از جهان هستی، نمیتواند آرمانساز باشد و دیگر معایبش نمیتوان به عنوان یک مکتب قابل قبول پذیرفت اما جهان بینی دینی با نظر اینکه همه معیارهای یک جهان بینی را دارد، تنها جهان بینی است که میتواند به عنوان یک جهان بینی قابل قبول در بین سایر جهان بینیها، لحاظ گردد چون از یک طرف شناخت کاملی از آفریننده عالم هستی دارد و اینکه نظام هستی بر اساس خیر و رحمت و رساندن موجودات به سعادت و کمال میشناسد که موجودات عالم با نظامی هماهنگ در جهت حرکت به کمال به سوی پروردگار عالم در حرکتند و اینکه آفرینش هیچ موجودی از روی بیهوده انگاری نبوده بلکه جهان بر اساس یک سلسله قوانین که به اصطلاح سنت الهی نامیده میشود اداره میگردد. که در میان موجودات عالم، انسان را اشرف مخلوقات میشناساند، و به طور کلی جهان بینی دینی تنها نوع جهان بینی است که تعهد و مسئولیت افراد را نسبت به خودش، نسبت به همنوعانش، نسبت به محیط طبیعت و نسبت به خدایش بوجود میآورد و بر این اساس انسان را از خطر سقوط به دره هولناک پوچگرایی و نیست انگاری نجات میدهد.
همچنانکه میدانیم جهان بینی به مفهوم نوع دیدگاهی است که یک مکتب و به تبع آن پیروان یک مکتب نسبت به جهان هستی دارد. هر مکتبی بر اساس نوع شناختش از عالم، در جواب سوالاتی از اینکه جایگاه انسان در دنیا کجاست؟ انسان از کجا آمده است؟ اصلا آفرینش انسان به چه خاطر بوده و هزاران سوال دیگر بر اساس نوع نگاهش به عالم هستی و مبدا این عالم و مقصدش جواب داده است. البته لازم به یادآوری است که ما در جهان مجموعا سه نوع جهان بینی داریم، جهان بینی تجربی، جهان بینی فلسفی و جهان بینی دینی که در این نوشتار به جهان بینی دینی توحیدی که در زمان ما اسلام هست خواهیم پرداخت.
جهان بینی اسلامی
از بین انواع سه گانه جهان بینی، جهان بینی دینی بر اساس معیارهای مقبولیت جهان بینی، به عنوان صحیحترین نوع جهان بینی میباشد زیرا جهان بینی تجربی هر چند به دلیل شناخت دقیق از اجزا مورد برسیش دقیقتر میباشد اما چون بر آزمون و خطا وابسته است و دوم اینکه همه چیز عالم امکان را نمیتوان بوسیله آزمون شناخت ناقص میباشد، و جهان بینی عقلی را به خاطر اینکه از منبع اطلاعاتی دقیقی برخوردار نیست و اطلاعات ناقصی درست دارد نمیتوان به عنوان دقیقترین روش شناسایی جهان برگزید. اما جهان بینی اسلامی به دلیل اینکه از طرف خالق عالم ارائه شده، کسی که عالم به همه موجودات میباشد، دارای همه معیارهای مقبولیت جهان بینی میباشد یعنی هم از طرف عقل و منطق پشتیبانی میگردد و هم به زندگی معنی میدهد و انسان را از پوچگرایی نجات میدهد و آرمانساز میباشد و تعهد آور نیز میباشد و با استدلال گفتههایش را اثبات میکند، به همین جهت در بین انواع جهان بینی به عنوان یک جهان بینی صحیح آشکار میگردد.
این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 14
مقدمه
علم اخلاق مجموعه اصولى معیارى و سنجشى است که شایسته است رفتار انسانها مطابق آنها صورت گیرد و به عبارت دیگر: اصول اخلاقى راه رفتار پسندیده و هدفها و انگیزهها را توضیح و ترسیم مىنماید (1) . از اینرو علم اخلاق و به دو بخش اصلى و بنیانى تقسیم مىگردد و هرکدام از آن دو آثار و ویژگیهائى دارد که آن دیگرى فاقد آن است.
بخش اول: این که انسانها از نظر اخلاقى چه تکالیفى دارند و چه وظائفى خواه مادى یا معنوى، اجتماعى یا فردى و خا نوادگى و غیر آن در رابطه با سایر انسانها عهدهدار است و باید انجام دهند و چه چیزهائى را نباید انجام دهند؟
بخش دوم: این که این تکالیف و وظائف را براى چه مقصودى باید انجام دهد یا ندهد؟ و هدف و غایت این وظائف و تکالیف چیست؟
بخش اول در اصطلاح علماء علم اخلاق، اخلاق عملى و بخش دوم را اخلاق نظری و یا فلسفه اخلاق مىنامند. پس فلسفه اخلاق عین علم اخلاق نیست گرچه با آن در رابطه نزدیکى قرار دارد زیرا علم اخلاق عام بوده، شامل هر دو بخش مىگردد پس نسبت بین آن دو نسبت میان عام و خاص است و فلسفه اخلاق یک بخشى از آن محسوب مىگردد. و به عبارت دقیقتر مىتوان گفت نسبت فلسفه اخلاق (یعنى اخلاق نظرى) و اخلاق عملى نسبت میان مبادى و غایت محسوب مىگردد از اینرو لازم است قبل از هر چیز از اخلاق نظرى بحث نمود زیرا باید ابتداء غایت را شناخت سپس راههاى وصول به آن را مورد بررسى قرار داد (2) . فلسفه اخلاق از جهت ردهبندى علوم، داخل در فلسفه نظرى مىباشد و فلسفه نظرى عبارت است از برداشت کلى از جهان و رابطه ذهن با خارج و داراى پنج جزء است:
پس هر حکم و اثر و یا ویژگى که فلسفه (به عنوان پدر) دارد در اجزاء آن (به عنوان فرزند) از جمله علم اخلاق و در نتیجه فلسفه اخلاق نیز جارى و سارى است.
به طور کلى ما مىدانیم که افعال انسانها به یک نسق نیست، افعال انسانها سهگونهاند:
1 - افعال اخلاقى.
2 - افعال طبیعى.
3 - افعال عادى.
نمونههاى عملى و توضیح این سه قسم و موارد آن براى همه ما تا حدودى روشن و واضح است و نیاز به تفصیل زیاد ندارد.
آرى بیان آثار و ویژگى هر یک از اقسام سهگانه بالا و بیان فرق بین آنها نیاز به توضیح دارد به این ترتیب که عمل اخلاقى قابل ستایش و تحسین هستند برخلاف عمل عادى بشرى. پس انسانها براى اعمال اخلاقى، ارزش قائل بوده و افعال اخلاقى مثل احسان به مستمندان و محبتبه غیر و غیر اینها از افعال اخلاقى در وجدان بشرى ارزشمند از نوع ارزشمندى یک کارگر در برابر کارش مثلا نیست زیرا این ارزش، ارزش مادى و سبب استحقاق مبلغى پول یا کالا در مقابل کار کارگر مثلا نیست و ارزش کار اخلاقى فوق این ارزشها بوده، با پول و کالاى مادى قابل مقایسه نمىباشد مثل شهادت در راه خدا و نقد جان باختن براى احیاء دین محمدىصلى الله علیه وآله از قبیل ارزش مادى نیست، بلکه ارزش معنوى دارد.
حال این سؤال اساسى و منطقى در اینجا مطرح مىگردد که پس توجیه این ارزشها چگونه است؟ یعنى با چه فلسفه و یا با چه مکتبى و معیارى (انسانى، دینى یا عقلى و وجدانى) مىتوانیم این ارزشها را توجیه کنیم؟
قبل از این که پاسخ این سؤال را بررسى کنیم، ناچار باید نمونهها و مثالهائى براى اثبات اخلاقى بودن برخى از افعال و کارهاى انسانها را در اینجا ذکر نمائیم.
الف - عفو و گذشت در انسانها یکى ازاعمال و افعال قابل ستایش و تحسین مىباشد یعنى انسانى فرض کنیم که به گردن دیگرى حقى دارد مثلا او را آزرده باشد و یا طلبى از او داشته باشد در این هنگام او مىتواند از حق خود نگذرد و مىتواند از حق خود بگذرد و او را عفو نماید.
و لذا در دین اسلام و قوانین آن مىبینیم که عفو را یکى از صفات حمیده و پسندیده انسانها در رابطه با دیگران به حساب آورده است چنانکه از رسول خداصلى الله علیه وآله چنین نقل شده است:
«ثلاث من مکارم الاخلاق» : یصل من قطعک و تعطی من حرمک و تعفو ممن ظلمک» (3) . یعنى: سه چیز از اخلاق بزرگوارانه است: یکى اینکه با کسى که با توقطع رابطه کرده است، بپیوندى و به آن که ترا محروم ساخته ببخشى و کسى را که به تو ظلم کرده است، عفو نمائى.
ب - حقشناسى و وفادارى یعنى در مقابل احسان کسى به این نحو که او را تا آخر عمر فراموش نکردن و نیکى او را قدردانى نمودن یکى از افعال اخلاقى نیکو و پسندیده انسانى است.
در قرآن مجید در سوره «الرحمن» آیه 60 مىفرماید:
«هل جزاء الاحسان الا الاحسان» یعنى آیا جزاى نیکى جز نیکى است؟
پس نیکى در مقابل نیکى یک اصل اخلاقى فطرى است که قرآن آن را یادآور مىشود.
ج - ترحم به حیوانات حتى حیواناتى که پلید هستند و آن پلیدى منافاتى با ترحم به آنها ندارد مثلا سگ به جهت داشتن میکرب در لعاب دهانش یا در همه بدنش و یا به جهات دیگرى مىگوئیم که پلید است، باید از آن اجتناب نمود این، منافات ندارد به این که این حیوان قابل ترحم است پس ترحم به حیوان گرسته و یا تشنه جزء افعال اخلاقى انسانها محسوب مىشود.
مردى از بیابانى مىگذشتسگى را دید که از شدت تشنگى زبانش را به خاکهاى نمناک مىمالد در آنجا چاه آبى بود مرد کفش خود را به دستار شالى بست و آن را فرستاد به ته چاه و از آن آب کشید و بعد با دستخودش آب به این حیوان داد و او را سیراب و از مرگ حتمى نجات داد وحى به پیامبر زمانش رسید که خدا کار این انسان را پاداش مىدهد و این عمل نزد خداوند داراى ارزش و بها است (شکرالله له و ادخله الجنة) خداوند از عمل نیک این مرد قدردانى نمود و او را به پاس این عمل اخلاقى و پسندیده به بهشتبرد.
سعدى در در کتاب بوستان در توضیح این حدیثشریف اشعارى سروده است که مىگوید:
یکى در بیابان سگى تشنه یافت
برون از رمق در حیاتش نیافت
کله دلو کرد آن پسندیده کیش
چه حبل اندر آن بست دستار خویش
به خدمت میان بست و بازو گشاد
که داور گناهان او عفو کرد
نتیجه این حدیث و حاصل آن این است که این عمل، عمل اخلاقى بوده، نزد خداوند و خلق ارزش دارد از این جهت در دعاى مکارمالاخلاق که یکى از دعاهاى صحیفه سجادیه (4) است اینگونه از پیامبر نقل کرده مىفرماید: «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» (5) و به روایت دیگر شیعى: «علیکم بمکارم الاخلاق فان ربی بعثنی بها» یعنى من مبعوث گشتم که اصول اخلاقى را براى جامعه انسانها تتمیم و تکمیل نمایم و بر شما است که این اصول اخلاقى را عمل نمائید زیرا پروردگار من مرا براساس این اصول گرانقدر مبعوث گردانید.
سپس امام سجادعلیه السلام به دنبال این روایات جملاتى بسیار لطیف که مىتواند شاهد گویاى اخلاقى بودن برخى از افعال باشد مىفرماید: «اللهم صل على محمد و آله و سددنی لان اعارض من غشنی بالنصح و اجزى من هجرنی بالبر و اثیب من حرمنی بالبذل و اکافى من قطعنی بالصلة» یعنى پروردگارا درود بفرستبر پیامبر و خاندانش و به من توفیق بده که با آن کسانى را که مرا ترک کردند با آنها مقابله به مثل نکنم، بلکه با بر و نیکى با آنها مقابله نمایم و پاداش نیکو دهم آنکه مرا محروم کرد و مکافات ندهم هرکس را که با من قطع رابطه مىکند ارحام و دوستانى که قطع صله رحم یا قطع صله مودت مىکنند، به اینکه رابطه را با آنها برقرار کنم آنها مىبرند و من پیوند کنم! مکافات من این باشد که آنها این رابطه را مىبرند و من در مقابل وصل کنم آنها فصل مىکند و من وصل کنم...
آیا این نوع دعاها و درخواستها از پروردگار حکایت از حد اعلاى محبتبه خلق و احسان به غیر نمىنماید؟ آیا این امور ارزش دارد یا نه؟ قطعا ارزش دارد و ارزش آن مادى نیست، بلکه معنوى است.
در تواریخ معتبر اسلامى نقل شده است که روزى مالک اشتر از بازار کوفه مىگذشت فردى از بازاریان که مالک اشتر را نمىشناخت کیسه زبالهاى به سر و صورت مالک انداخت مالک اعتنائى نکرد و شخص دیگرى که نظارهگر این جریان بود، به آن مرد گفت: آیا شناختى کى بود که کیسه زباله را تو به سر و صورت او انداختى؟ گفت: نشناختم گفت: او مالک اشتر نخعى بود فرمانده کل سپاه علىعلیه السلام بدنش به لرزه افتاد و گفت: قبل از اینکه او تصمیمى درباره تو بگیرد از او عذرخواهى کن به عقبش رفت، دید داخل مسجد شد شروع به نماز کرد، دو رکعت نماز خواند صبر کرد تا سلام داد پس سلام داده افتاد به التماس مالک گفتبه خدا قسم نمىخواستم به مسجد بیایم مسجد نیامدم جز اینکه دو رکعت نماز بخوانم و بعد درباره تو دعا کنم که خداوند از گناه تو بگذرد و ترا هدایت نماید.
اخلاق عملى و الگوهاى آن
یکى از دانشهاى مفید، علم «اخلاق» است. این واژه، جمع«خلق» استبه معناى خوى، طبع، سجیه و عادت. موضوع این علم رفتار و کردار آدمى است. همه عالمان و دانشورانو فیلسوفان از روزگاران کهن تا به امروز به این رشته از دانش،علاقه و دل بستگى داشتهاند و هر یک به نحوى در باب آن سخنگفتهاند. اما اخلاق بر دو نوع است: نظرى و عملى. اخلاق نظرىدر باره پایهها و مبانى اخلاق، مفهوم تکلیف اخلاقى و مسائلى ازاین دست، بحث مىکند ; یعنى مباحثى که مستقیما به فعل اخلاقىمربوط نمىشود، اما اخلاق عملى مستقیما به خود عمل مربوط است،انجام عمل احسان، پرهیز از دروغ، غیبت، بهتان، احترام به پدرو مادر و مسائلى از این قبیل که به قصد قربت انجام مىشود درحوزه اخلاق عملى است.
آن چه که براى شخص مومن ارزشمند است اخلاق عملى است، زیرا تاعمل خیر با نیتخالص، انجام نگیرد، رشد و کمال و فلاح محققنخواهد شد. هرچه ما در باره اخلاق و یا عرفان نظرى تفحص کنیم،جز انبوهى از اطلاعات و معلومات چیزى نصیبمان نخواهد شد، زیراکه قلب و دل ما از آنها بىبهره است فقط چاقى و فربهى ذهن،صورت گرفته است. این سخن به معناى بىارجى و بىمنزلتى عرفان و اخلاق نظرى نیست،چرا که آن هم در جاى خود مغتنم است، بلکه سخن در راه نجات ومسیر رشد و برآمدن انسان است. شک نیست که جمع بین اخلاق نظرى وعملى، بسیار پسندیده است و آدمى را مسلط مىکند، اما تقید برعمل و سلوک در مسیر اخلاق عملى است که انسان را از درههاىهولناک دنیا و آخرت، نجات مىدهد. سالک در مسیر اخلاق عملى، به دنبال الگو است تا بتواند از اوسرمشق بگیرد و طى طریق نماید. در مکتب ما چهارده معصوم پاکعلیهم السلام بهترین الگو براى سلوک و گام زدن در وادى اخلاقعملى هستند; همانهایى که خداوند متعال آنان را پاک گردانید وسپس اسوه قرار داد. از این رو است که در این مقاله، اشارهاىکوتاه به این الگوهاى اخلاق عملى مىافکنیم.
در کلمات قصار امام على بن ابى طالب (ع) در نهج البلاغه آمدهاست که امام مىفرماید: «من نصب نفسه للناس اماما فلیبدابتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبهبلسانه و معلم نفسه و مودبها احق بالاجلال من معلم الناس ومودبهم; هر که خود را پیشواى مردم خواهد، باید که پیش از ادبکردن دیگران به ادب کردن خود بپردازد و باید که ادب کردندیگران به کردار باشد، نه به گفتار. کسى که آموزگار و ادبکننده خویش است، سزاوارتر به تعظیم است، از آن که آموزگار وادب کننده مردم است.»
امام صادق (ع)
امام صادق (ع) فرمود:«شیعیان ما وقتى که در کوچه و بازار راه مىروند و مردم آنها رامىبینند به ما رحمت و درود مىفرستند» و معناى شیعه این است کهاینها با عمل دیگران را درس مىدهند نه این که در گفتار خوبصحبت کنند، حرف بزنند، وعظ و پند و موعظه بدهند، اما به قولخواجه شیرازى: «چون به خلوت مىروند آن کار دیگر مىکنند». از امام صادق یا امام باقر علیهما السلام پرسیدند: معنى اینآیه چیست؟ «اتقوا الله حق تقاته» امام فرمود:«یطاع و لا یعصى; فرمان خدا را ببرد و عصیان خدا را نکند».
این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
آموزش سی پی آر مقدماتی به صورت فارسی و کامل که شامل 7 فیلم می باشد و دربردارنده مطالب:
CPR مقدماتی-CPR نوزادان-باز کردن راه های هوایی شیرخواران و بزرگ سالان