فی بوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی بوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود تحقیق کامل درمورد معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی

اختصاصی از فی بوو دانلود تحقیق کامل درمورد معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق کامل درمورد معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی


دانلود تحقیق کامل درمورد معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 19

 

معیارهای گزینش همسر در آموزه ‏های اسلامی

پیشوایان معصوم (ع)دستور داده ‏اند که هنگام انتخاب همسر، ابتدا وضو بگیرید و دو رکعت نماز بجای آورید و آن‏گاه از خداوند مهربان درخواست نمایید که همسری شایسته که از لحاظ اخلاق و پاکدامنی و نگه‏داری مال و آبروی شوهر و زیبایی و فرزندآوری سرآمد زنان است، نصیب شما گرداند.

مقدمه

یکی از مسائل بسیار مهم و اساسی قبل از ازدواج، در نظر گرفتن معیارهایی برای انتخاب همسر است. به جرأت می‏توان گفت بیشترین مشکلاتی که در زندگی مشترک به وجود می‏آید، این است که زن و مرد، همسر مناسب خود را انتخاب نکرده‏اند و پس از چند سال زندگی متوجه می‏شوند این دو مناسب یکدیگر نبوده‏اند.

تحقیقات نشان می‏دهد عوامل اصلی طلاق عبارتند از: اعتیاد، دخالت اطرافیان، ناسازگاری، مسائل مالی، فقر فرهنگی و شیوه‏های سنتی انتخاب همسر، که بیشتر متکی بر شانس و تصادف است و به جدائی‏ها دامن می‏زند.

انتخاب همسر، سنگ زیربنای یک زندگی موفق است و باید گفت که اکثر شکستها در زندگی مشترک، از بناگذاری نامناسب این سنگ زیرین ناشی می‏شود. این که یک زندگی شیرین پس از مدتی به تلخی و سردی می‏گراید، این دریافت ویرانگر هر یک از زوجین را در متن خود دارد که «ما اصلاً برای هم مناسب نبودیم»، یعنی به این نتیجه می‏رسند که در مرحله «گزینش» اشتباه کرده‏اند.

روانشناسان و متخصصان خانواده معتقدند که هر اندازه زن و مرد قبل از ازدواج، اطلاعات صحیح‏تر و دقیق‏تری نسبت به یکدیگر داشته باشند، بهتر می‏توانند موفقیت و یا شکست زناشویی خود را پیش‏بینی نمایند. بنابراین، این موضوع را نباید ساده انگاشت، بلکه برای آن امر خطیر «انتخاب همسر» لازم است وقت بگذاریم و با دقت و مطالعه کافی، اقدام کنیم. در این راستا روانشناسان و متخصصان خانواده، ناصحان خیراندیش که راهنمایی نسل جوان را وظیفه خود می‏دانند و برای رهایی دختران و پسران جوان از یک زندگی سرد و بی‏روح و یا یک جدایی اجتناب‏ناپذیر، دل می‏سوزانند، آنان را به ریشه‏های مشکلات احتمالی توجه داده‏اند و از این طریق سعی کرده‏اند که اشتباهات را به حداقل ممکن کاهش دهند.
یکی از مهمترین این موارد «انتخاب مناسب همسر» است. قبل از هر چیزی لازم است همسری را که برای زندگی آینده انتخاب می‏کنیم به خوبی بشناسیم. اگر این انتخاب درست و هشیارانه صورت بگیرد، مشکلات بعدی که خواه‏ناخواه در هر زندگی به وجود خواهد آمد، با درایت و گذشت برطرف می‏شود؛ زیرا در صورت انتخاب صحیح، زندگی مشترک بر این باور عمیق تکیه خواهد داشت که «اصل تصمیم در مورد شروع زندگی مشترک و انتخاب همسر، درست بوده است» یعنی پشتوانه زندگی، یک تصمیم درست و منطقی و یک انتخاب آگاهانه بوده است و ستون محکم این زندگی هرگز فرو نخواهد ریخت.
به هر حال، باید توجه داشت که انتخاب همسر، غیر از انتخاب لباس و یا گزینش نوکر و کلفت است؛ زیرا، شخص با انتخاب همسر می‏خواهد شریکی در زندگی خانوادگی برای خود برگزیند؛ شریکی که تا پایان عمر همراه و همراز او باشد و از مصاحبت با او لذت ببرد. می‏خواهد او را شریک مال و زندگی خود و مهم‏تر از همه، محرم اسرار خویش نماید. از این‏رو، عقل سلیم حکم می‏کند که انسان باید درباره همسر آینده‏اش تحقیق کند و از هرگونه عجله‏کاری و اغماض در جوانب قضیه بپرهیزد، ویژگی‏های اخلاقی و روحی همسر مورد انتخاب را بشناسد و بنگرد که چه کسی را برای همسری برمی‏گزیند. ازاین‏رو، مرحله بررسی و شناخت جهت گزینش همسر، اهمیت بسزایی در زندگی انسان دارد؛ زیرا، تجربه نشان داده که بیشتر اختلافات خانواده‏ها و طلاقها و از هم‏پاشیدگی‏ها، منشأ آن شتابزدگی در انتخاب همسر بوده است. بنابراین، پیشوایان معصوم (ع) درباره این امر خطیر و سرنوشت‏ساز دستور داده‏اند که هنگام انتخاب همسر، ابتدا وضو بگیرید و دو رکعت نماز بجای آورید و آن‏گاه از خداوند مهربان درخواست نمایید که همسری شایسته که از لحاظ اخلاق و پاکدامنی و نگه‏داری مال و آبروی شوهر و زیبایی و فرزندآوری سرآمد زنان است، نصیب شما گرداند و سپس به سراغ انتخاب همسر بروید.(1)
این دستور معصوم (ع) بیانگر این است که فکر و اندیشه انسان به تنهایی کافی نیست، بلکه باید در این امر مهم به حق تعالی پناه برد و از او استمداد نمود.
شریعت اسلام برای گزینش همسر معیارها و ضوابطی را معین کرده است که زن و مرد (جوانان) در انتخاب همسر باید آن معیارها را مراعات نمایند. در این نوشتار مختصر سعی شده، اصولی‏ترین معیارها و ملاکهای انتخاب همسر شایسته، به جوانان عزیز معرفی شود تا به گونه‏ای همسر برگزینند که با یکدیگر «همتا» و «متناسب» باشند، تا در زندگی مشترک، روابط فی ما بین همسران بهتر، سالم‏تر، پرجاذبه‏تر، شیرین‏تر و با صفاتر گردد. بزرگان و رهبران دینی ما، صاحبنظران، روانشناسان، متخصصان خانواده، شرایط و ملاکها و ویژگی‏هایی را برای ازدواج موفق توصیه می‏کنند. این توصیه‏ها را می‏توان به دو دسته تقسیم کرد.

شرایط و ویژگی‏های فردی

مهم‏ترین مسائلی که در ازدواج مطرح می‏شود، زمان و سن مناسب و میزان رشد فرد برای ازدواج است. در این‏باره، سه شرط اساسی را به اختصار می‏توان نام برد:

شرط اول: بلوغ جسمانی، روانی، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، ذهنی، فرهنگی و آرمانی.

شرط دوم: داشتن هدف و انگیزه برای ازدواج.

شرط سوم: داشتن اطلاعات لازم در مورد انتظارات، تکالیف و وظایف در زندگی زناشویی.

معیارها و ملاکهای ازدواج
1ـ ایمان و تقوی (کفو بودن)
بدون شک پایبندی به ارزشهای اسلامی، یکی از عوامل مهم خوشبختی در زندگی زناشویی است. ایمان به عنوان یک عامل درونی، افراد را از ارتکاب به اعمال خلافِ انسانی باز می‏دارد. افزون بر این زن و مرد با ایمان و تقوی، از هر جهت برای تربیت فرزندان صالح، شایسته‏ترند.

بی‏گمان از مهم‏ترین عوامل پیوند پایدار و ازدواج موفق و زندگی آرام، هم‏شأن بودن زن و مرد است. اسلام به هم‏شأن بودن زوجین در امر خطیر ازدواج تأکید فراوان کرده و با واژه «کفو» از آن یاد کرده است؛ «کفو» در لغت به معنای شبیه و مانند است، در مسئله ازدواج تا حدّی باید از نظر ظاهر و باطن بین زن و مرد شباهت وجود داشته باشد.

مهمترین مرحله شباهت، باید در چهره دینداری جلوه کند به این معنا که به فرهنگ پاک حق، مؤمن هم کفو مؤمنه، و دیندار شبیه و مانند دیندار است.چنان که قرآن کریم می‏فرماید: «الخَْبِیثات لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثاتِ وَ الطیِّبات لِلطیِّبِینَ وَ الطیِّبُونَ لِلطیِّباتِ...؛(2) زنان خبیث و ناپاک از آن مردان خبیث و ناپاکند! و مردان ناپاک نیز تعلق به زنان ناپاک دارند...» .

در این که مراد از «خبیثات» و «خبیثین» و نیز «طیبات» و «طیبین» در این آیه شریفه چه کسانی هستند، بین مفسران اختلاف است:

1ـ گاه گفته شده منظور سخنان ناپاک و تهمت و افترا و دروغ است که تعلق به افراد آلوده دارد و به عکس سخنان پاک از آن مردان پاک و با تقوا است ، و «از کوزه همان برون تراود که در او است.»

2ـ همچنین گفته می‏شود «خبیثات» به معنی «سیئات» و مطلق اعمال بد و کارهای ناپسند است که برنامه مردان ناپاک است و به عکس «حسنات» تعلق به پاکان دارد.

«خبیثات» و «خبیثون» اشاره به زنان و مردان آلوده دامان است ، به عکس «طیبات» و «طیبون» که به زنان و مردان پاکدامن اشاره می‏کند و ظاهرا منظور از این آیه شریفه همین است؛ زیرا قرائنی در دست است که معنی اخیر را تأیید می‏کند:

الف) این آیات به دنبال آیات «افک» و همچنین آیه «الزانی لا ینکح الا زانیة او مشرکة والزانیة لا ینکحها الاّ زان او مشرک و حرّم ذلک علی المؤ منین»(3) آمده و این تفسیر هماهنگ با مفهوم آن آیات است.

ب) جمله «اولئک مبرئون مما یقولون» در پایان آیه، آنها (زنان و مردان پاکدامن) از نسبتهای ناروائی که به آنان داده می‏شود، منزه و پاکند، قرینه دیگری بر این تفسیر می‏باشد.

ج) افزون بر اینها، در روایتی از امام باقر(ع) و امام صادق (ع) نقل شده که این آیه همانند: «الزانی لا ینکح الا زانیة اومشرکة» است؛ زیرا گروهی بودند که تصمیم گرفتند با زنان آلوده ازدواج کنند، خداوند آنها را از این کار نهی کرد، و این عمل را ناپسند شمرد.

د) در روایات کتاب نکاح نیز می‏خوانیم که یاران ائمه (ع) گاه سؤال از ازدواج با زنان «خبیثه» می‏کردند که با جواب منفی روبه‏رو می‏شدند، این بیانگر این است که «خبیثه» اشاره به زنان ناپاک است.(4)

همچنین در آیه‏ای دیگر می‏فرماید: «فَانْکِحُوا ماطابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ؛(5)پس با زنان پاک ازدواج کنید.»

این پاکی در زنان و مردان در مرحله اول پاکی و پاکیزگی باطن است، که عبارت از ایمان به خدا و قیامت و نبوت و قرآن و ملائکه و متخلّق بودن به اخلاق الهی است.

بنابراین، مرد مسلمان و مؤمن حق ازدواج با زنان غیرمسلمان و غیرمؤمنه را ندارد، و اگر این ازدواج انجام بگیرد، باطل است و فرزندان آنان بدون شک زاده زنا هستند، و همچنین زن مؤمنه حق ندارد با انسان غیرمؤمن ازدواج کند، زیرا از نظر شرعی این ازدواج باطل و حرام و فرزندان آنان زاده حرامند.

مؤمن و مؤمنه هم‏کفو غیرمؤمن و غیرمؤمنه نیستند، که اگر این ازدواج باطل صورت بگیرد دری از عذاب قیامت بر روی هر دو باز شده!!

قرآن‏کریم از ازدواج انسان پاک، یعنی انسان مؤمن با انسان ناپاک به شدت منع کرده است: «و لا تنکحوا المشرکات حتّی یؤمنَّ و لامة مؤمنة خیر من مشرکة و لو اعجبتکم و لا تنکحوا المشرکین حتّی یؤمنوا و لعبد مؤمن خیر من مشرک ولو اعجبکم اولئک یدعون الی النّار و الله یدعوا الی الجَّنة و المغفرة باذنه ویبیِّن آیاته للناس لعلَّهم یتذکَّرون؛(6)با زنان مشرک تا ایمان نیاورده‏اند ازدواج نکنید، کنیزان با ایمان از زن آزاد مشرکه بهتر است، اگرچه زیبائی یا ثروت او شما را به شگفتی اندازد.»

و زنان خود را نیز به مردان مشرک مادامی که ایمان نیاورده‏اند، ندهید هر چند ناچار شوید آنها رابه همسری غلامان (بنده) با ایمان درآورید، زیرا، یک غلام با ایمان از یک مرد آزاد مشرک بهتر است، هر چند، مال و موقعیت و زیبایی او، شما را شگفت‏زده کند. مشرکان دعوت به آتش می‏کنند، و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود می‏نماید، و آیات خود را برای مردم بیان می‏کند شاید اهل تفکّر و اندیشه شوند.

بنابراین زن با ایمان با مردی که اهل حق و حقیقت نیست، و در لجنزار انکار واقعیات دست و پا می‏زند، نباید ازدواج کند. والدین توجه داشته باشند که برای جوان پاک و مؤمن خود، دختری را که منکر اصول الهی است به همسری انتخاب نکنند که شرط اول در صحت ازدواج ایمان زوجین است تا دو نور و دو پاک و دو پاکیزه و دو مؤمن به هم برسند، و از به هم رسیدن آنان ثمرات شایسته و پاک که همان فرزندان صالحند به وجود آیند.

تصور نشود که زیبائی و مال و موقعیّت در مردی که ایمان ندارد، و در زنی که آراسته به حقیقت نیست، موجب سعادت و سلامت و نشاط و دوام در زندگی است. البته بر خانواده‏ها لازم است در مسئله هم‏کفو بودن، سختگیری نکنند، وقتی پسر و دختر از نظر اعتقاد و اخلاق و عمل اسلامی، و از نظر قیافه و هیکل ظاهر نزدیک به هم باشند، این دو از نظر شرع مقدس هم‏کفو و شبیه و همانند یکدیگرند، و در ازدواج آنان رحمت و برکت حق تجلّی خواهد کرد.

درباره مسئله «کفو و همتا» بودن در منابع روایی، روایات فراوانی وجود دارد که به جهت اختصار به ذکر چند روایت بسنده می‏کنیم:

رسول اکرم (ص) می‏فرماید: «اِذا جائَکُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دینَهُ وَ اَمانَتَهُ یَخْطُبُ اِلَیْکُمْ فَزَوِّجُوهُ اِنْ لا تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الاَْرْضِ وَ فَسادٌ کَبیرٌ»(7)کسی که برای خواستگاری نزد شما آمد و نسبت به دین و امین بودن وی رضایت داشتید، حتما زمینه این ازدواج را فراهم نمائید، که منع ازدواج کفو با کفو از جانب شما زمینه‏ساز فتنه در روی زمین و فساد بزرگ است.

آری، سخت‏گیری در ازدواج، و ایجاد موانع، و تکیه بر عادات و رسوم غلط، و پیگیری شرایط سخت، و طلب جمال و ثروت و مقام، از طرف خانواده‏ها برای پسران و دختران خود، علت ازدیاد استمناء، لواط، زنا، فشارهای عصبی، و بیماریهای روانی در دختران و پسران است، و این همه فتنه و فساد، عواقب و توابعش در دنیا و آخرت گریبانگیر آن پدران و مادران و اقوام و خانواده‏هائی است که در مسئله ازدواج سخت‏گیری می‏کنند.

«جُوَیْبِر» مردی است که از یمامه به مدینه آمده و مسلمان شده بود. او مؤمنی متعهد، ولی در عین حال سیاه پوست، کوتاه قد، مستمند و بی‏خانمان بود. روزی پیامبر(ص) به او فرمود: «چرا ازدواج نمی‏کنی؟» عرض کرد: «چه کسی به این بینوا زن می‏دهد؟» فرمود: «اسلام، هر خوار و ذلیلی را عزیز کرده است.» نزد «زیاد بن لُبَیْد» که از اشراف انصار است، برو و دخترش را خواستگاری کن. جویبر نزد زیاد آمد و از قول آن حضرت دختر او را خواستگاری کرد. زیاد گفت: «ما دختران خود را فقط به همردیفان خود از انصار می‏دهیم و با آنها وصلت می‏کنیم». جویبر، نزد پیامبر(ص) آمد و جریان را عرض کرد؛ آن‏گاه حضرت به «زیاد» فرمود: «ای زیاد! جویبر مؤمن است و هر مرد مؤمنی، کُفو زن مؤمنه و هر مرد مسلمانی کُفو زن مسلمان است.»(8)

ایمان و تقوا در پسر و دختر مایه هم‏کفویست، و بر پدران و مادران و خانواده‏ها واجب اخلاقی است، هر چه زودتر و سریعتر و با آسان‏گیری کامل و پرهیز از شرایط غیرالهی و سنن غیراخلاقی زمینه ازدواج دو هم‏کفو را فراهم آورند، تا رضا و خوشنودی و رحمت و لطف حق را نسبت به خود جلب کنند.

امام باقر (ع) می‏فرماید: «ما مِنْ رُزْءَة أَشَدَّ عَلی عَبْد اَنْ یَأْتِیَهُ اِبْنُ اَخیهِ فَیَقُولَ زَوِّجْنی فَیَقُولَ لا اَفْعَلُ أَنَا أَغْنی مِنْک»(9)مصیبتی از این شدیدتر نیست که جوان مؤمنی دختر برادر مؤمنش را خواستگاری کند، و پدر دختر پاسخ دهد، من از این ازدواج عذر می‏خواهم، زیرا تو از نظر مالی در رتبه من نیستی!

در مسئله ازدواج عصبیّت قومی، شهری، قبیله‏ای نباید لحاظ شود، زیرا این‏گونه تعصّبات در آئین الهی مردود شناخته شده و باطل اعلام شده است.

فقر و غنا، این شهر و آن شهر، این قبیله و آن قبیله را ملاک ازدواج قرار ندهید، مردان و زنان همه و همه دختران و پسران یک پدر و مادرند، و برای هیچ یک بر دیگری، جز به تقوا و پرهیزکاری امتیاز نیست.9بنابراین، باید توجه داشت که مراد از کفو بودن زوجین، هم‏سطح بودن در مسائل اقتصادی نیست، بلکه مقصود همسویی بینشها و باورهای دینی و پایبندی عملی آنان به ارزشها و معارف الهی است؛ و گرنه شخص همین که بتواند مخارج زن و فرزندش را بپردازد و از نظر دینی باهم، هم‏عقیده باشند، کفوند. لزومی ندارد که اگر زن ثروتمند است، مرد نیز حتما ثروتمند باشد؛ از همین‏روست که امام صادق (ع) فرمود: «الکفو ان یکون عفیفا و عنده یسار»(10)شرط کفو بودن این است که عفیف باشد و بتواند مخارج اهلش را بپردازد. بر همین اساس، پسران و دختران خداباور و پاک اندیش در آرزوی داشتن همسری مؤمن و نیک سیرت و عامل به ارزشهای قرآنی هستند. چنین گرایشی در امر ازدواج، برخاسته از نهاد پاک و فطرت کمال‏جوی انسان است و خداوند متعال بهترین ازدواج را وصلت پاکان و متقیان با یکدیگر می‏داند.(11) پیامبر اکرم(ص) دراین‏باره می‏فرماید: «مَن تَزَوَّجَها لِدینِها جَمَعَ اللّه لَه ذلک»(12) کسی که به خاطر دین و ایمان زنی، با او ازدواج کند، خداوند نیز دنیایش را برای او فراهم می‏کند.

در روایت آمده که فردی به امام حسن(ع) عرض کرد: دختری دارم، می‏خواهم بپرسم که، او را به ازدواج چه کسی درآورم؟ حضرت فرمود: «زوجها من رجل تقی، فانه ان احبها اکرمها، و ان ابغضها لم یظلمها»(13)برای همسری دخترت مردی باتقوا و مؤمن انتخاب کن؛ زیرا اگر او را دوست بدارد، اکرامش می‏کند و اگر از او خوشش نیاید، به وی ستم روانمی‏دارد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درمورد معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی

تحقیق در مورد ملک الشعرای بهار

اختصاصی از فی بوو تحقیق در مورد ملک الشعرای بهار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد ملک الشعرای بهار


تحقیق در مورد ملک الشعرای بهار

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 تعداد صفحه10

ملک الشعرای بهار

میرزا محمد تقی بهار مشهور به ملک الشعرا در روز سیزدهم ربیع  الاول سال 1266 شمسی در شهر مقدّس مشهد به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا محمد کاظم متخلص به صبوری و ملقب به ملک الشعرا بود. او برخلاف پدر و اجدادش که در حرفه حریربافی بودند از کسب و تجارت دست برداشت و به علم و ادب روی آورد و زبانهای عربی و فرانسه را آموخت و در فقه و فلسفه و حکمت به استادی رسید. او به  سبک و تقلید از امیر معزی شعر می سرود و در مثنوی و قصیده شهرت داشت. مادر ملک الشعرای بهار از گرجستان و مسیحیان قفقاز بود که در جنگهای ایران و روس توسّط عباس میرزا سپهسالار فتحعلی شاه به اسارت در آمده و به ایران آورده شد و بعدها مسلمان گردید و به همسری محمّد کاظم صبوری در آمد. ملک الشعرای بهار در چنین خانواده با فرهنگی رشد و پرورش یافت و تحصیلات خویش را نزد پدر آغاز کرد و ادبیات و شعر را از او آموخت تا اینکه در هجده سالگی بهار، پدرش از دنیا رفت. بعد از آن، بهار ادبیات را نزد ( ادیب نیشابوری ) ادامه داد و در مدرسه نواب مقدمات عربی و صرف و نحو و دستور زبان را آموخت و از همان اوان کودکی استعداد و قریحه ذاتی خویش را به عرصه ظهور رسانید. بهار سرودن شعر را آغاز کرد و در آن زمینه نیز هنرخویش را نمایاند. هر چند بهار به شعر و ادبیات علاقمند بود ولی همواره با مخالفت پدر روبرو می گردید که او را به کسب و تجارت تشویق می کرد و از شعر و ادبیات بر حذر می داشت که شاعری سودی برای انسان ندارد. 

گویند حکیمان که پس از مرگ بقا نیست                       
                  ور هست بقا فکرت و اندیشه بجا نیست 

ما را که برنجیم از این زندگی تلخ                   
                بیم عدم و دغدغه فوت و فنا نیست     

         بودا که ره نیستی آموخت به اصحاب                                  
خوش گفت که هستی بجزاز رنج وعنا نیست 

آسایش جاوید از آن سوی حیات است                                 
زین سو بجز رنج و غم و درد و بلا نیست  

شاید بهار این اشعار را از زبان پدر خویش سروده باشد. هرچند او نصایح پدر را شنید و به آن عمل ننمود.ا و ذاتاً شاعر بود و نمی توانست از راهی که برگزیده بود خارج شود. علاوه بر آن در این راه پایداری و استقامت بسیاری از خود نشان داد.

پـــایداری و اســـتقامت مـــیخ  سزدار عبــــرت بشر گردد                  
هـــــرچه کوبندبیش بر ســر اوی   پـــایداریش بـــیشتر گـــردد!

 از آنجایی که پدر بهار ملک الشعرای دربار مظفرالدین شاه بود، بعد از فوت او بهار مورد توجه شاه قرار گرفت و در سفری که  مظفرالدین شاه به مشهد آمد به او لقب ملک الشعرا داد و در ردیف   شعرای


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد ملک الشعرای بهار

دانلود تحقیق کامل درمورد نقش خانواده در تربیت دانش آموزان

اختصاصی از فی بوو دانلود تحقیق کامل درمورد نقش خانواده در تربیت دانش آموزان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق کامل درمورد نقش خانواده در تربیت دانش آموزان


دانلود تحقیق کامل درمورد نقش خانواده در تربیت دانش آموزان

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 5
بخشی ازفهرست مطالب:

نقش خانواده در تربیت دانش آموزان

ریشه بسیاری از افت تحصیلی ها در خانواده

ارتباط با مدرسه راهکاری مناسب

 

نقش خانواده در تربیت دانش آموزان

موفقیت تحصیلی در گرو علل و عوامل متعددی است که نبود و یا نقصان هرکدام از این عوامل موجبات افت تحصیلی را فراهم می سازد . هوش و استعداد تحصیلی یادگیرنده ، عوامل محیطی( نظیر دیدگاه های حاکم برجامعه در خصوص تحصیل ،امکانات ،وضعیت اقتصادی و حتی وضعیت فرهنگی محیط اجتماعی و...) و عوامل خانوادگی  از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر روند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر شمرده می شوند.

هرچند نمی توان ازنقش تاثیرگذار هوش و استعداد تحصیلی و عوامل محیط اجتماعی غافل شد اما دراین مقاله به بررسی نقش خانواده درتحصیل فرزندان پرداخته ایم .

تعلیم و تربیت ومسائل مربوط به آموزش و پرورش فرزندان از اولویت ها و دل مشغولی های خانواده هائی است که فرزندانی در سنین مدرسه و حتی دانشگاه دارند. بی شک نقش خانواده در موفقیت تحصیلی فرزندان آن چنان حائز اهمیت است که به هیچ بهانه قابل کتمان نیست .

خانواده با آن جایگاه برجسته و ممتاز در نظام تعلیم و تربیت به دلایل متعددی می تواند تاثیری شگرف در فعالیت های آموزشی داشته باشد .که مختصرا به آن اشاره می شود.

اول اینکه نهاد خانواده در مقام اولین جایگاه تعلیم و تربیت ، شکل دهنده بسیاری از نگرش ها و دیدگاه های فرزندان خواهد بود. برخی از این دیدگاه ها و نگرش ها در حوزه تحصیل نیز خواهد بود که با توجه به نوع نگرش (مثبت یا منفی بودن) می تواند تاثیری باز دارنده یا ارتقاء دهنده در پیرشفت تحصیلی فرزندان داشته باشد. به تعبیر دیگر منشاء بروز پدیده افت تحصیلی دانش آموزان می تواند باور های ذهنی باشد که در محیط خانواده شکل گرفته است. نوع نگاه ونحوه برخورد خانواده ها با امر تحصیل و یا حتی ارزش بودن و یا نبودن تحصیل در خانواده ای می تواند باور های سازنده و یا مخربی را در ذهن فرزندان شکل دهد. متاسفانه در بیشتر موارد در خانواده هائی افت تحصیلی مشاهده می گردد که تحصیل علم نزد والدین و افراد خانواده ارزش چندانی ندارد. و حتی در برخی موارد نکوهش نیز می شود .

دومین نکته ای که باید به آن اشاره نمود نقش حمایتی خانواده است . خانواده به عنوان اولین حامی فرزندان را از بدو تولد تا سال های پایانی عمر به شکل های متفاوتی زیر چتر حمایت خود می گیرد. حمایت های منطقی و اصولی و سازنده خانواده از فرزندان جدای از ایجاد جو عاطفی و محبت در محیط خانواده . سبب ساز تقویت اعتماد به نفس در وجود فرزندان می شودو آنان را به مرزهای خود باوری وخود اتکائی رهنمون می سازد . ها ،فضاهای گرم و صمیمی در محیط های عاطفی خانواده که معمولا با ابراز محبت های منطقی نیز همراه است موجبات افزایش شوق و ذوق فرزندان نسبت به تحصیل ،کاهش اضطراب و افزایش روحیه را فراهم می سازد  .

دلیل سومی که از اهمیت بسیاری نیز برخوردار است . نقش نظارتی خانواده بر فرزندان است .در میان نقش هائی که والدین بر عهده دارند.نقش نظارتی آنها درکنترل ونظارت بر روند فعالیت های آموزشی فرزندان درتمامی مقاطع تحصیلی جایگاه ویژه ای دارد . بدیهی است که این نظارت و کنترل در سنین دبستان از اهمیت فوق العاده بیشتری برخوردار است . هر چند که صاحبنظران تعلیم و تربیت نظارت را در تمامی دوره های تحصیلی توصیه می کنند نظارتی که برای تمامی سنین در هدف مشترک است و تنها در شیوه های اجرا و روش های کنترلی ممکن است قدری با هم متفاوت باشند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درمورد نقش خانواده در تربیت دانش آموزان

دانلود تحقیق کامل درمورد وراثت از دیدگاه قرآن

اختصاصی از فی بوو دانلود تحقیق کامل درمورد وراثت از دیدگاه قرآن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق کامل درمورد وراثت از دیدگاه قرآن


دانلود تحقیق کامل درمورد وراثت از دیدگاه قرآن

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 22

 

وراثت از دیدگاه قرآن

وراثت و ارث برى را کتابهاى آسمانى بالاتفاق تائید کرده و از آن سخن بسیار به میان آمده است قرآن از زبان حضرت نوح پیامبر اولوالعزم ، فرمود:

رب لا تذر على الارض من الکافرین دیارا انک ان تذرهم یضلوا عبادک و لا یلدوا الا فاجرا کفارا.(22)
پروردگارا این مردم کافر و گمراه را از صفحه زمین برانداز، چه اگر آنها را به حال خود واگذارى از طرفى مایه گمراهى دگران مى شوند، و از طرف دیگر فرزندانى که مى آورند جز آلوده و پلید نخواهند بود.
بنابراین گمراهى و تباهى فکر و عقیده و اوصاف و اخلاق زشت را فرزندان از پدران کفار خود به ارث مى برند و این خواسته حضرت نوح پیامبر است که از خداوند مى خواهد که دیارى از کفار را باقى نگذارد، چرا که آنان باعث گمراهى نسلهاى پاک و موجب زاد و ولد نسلهاى کافر و فاجر و فاسق مى گردند.
سلام خدا بر مولود پاک
سلام و درود بر مریم عذرى ، سلام بر عیسى مسیح ، سلام بر فرزندى که پاکى و طهارت را از مادر به ارث برده است . خداوند از زبان عیسى بن مریم علیه السلام چنین مى گوید:
والسلام على یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا.(23)
و سلام و درود خدا بر من روزیکه زاده شدم و روزى که میمیرم و روزیکه برانگیخته گردم و زنده شوم و چون یحیى علیه السلام به این مقام نرسیده بود ساکت شد تا خدا بر او سلام فرستاد و فرمود:
والسلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یببعث حیا (24)
سلام بر یحیى روزى که متولد شد و روزیکه مى میرد و روزیکه زنده گردد.

بر این مادر پاک درود و سلام باد که طهارت و پاکیزگى را به فرزندش ‍ عیسى علیه السلام به وراثت سپر.

 براى همه زنان مؤمنه و پاکدامن عالم الگو و اسوه شد دقت نمائید: که پاکیها و تهذیب نفس و اخلاق و تربیت صحیح را قرآن و روایات غالبا به ما در نسبت مى دهند.
درخواست ذریه طیبه
قرآن در خواست ذریه طیبه را از خدا توسط حضرت ذکریا تصریح نمود و مى فرماید:
هنالک دعا زکریا ربه قال رب هب لى من لدنک ذریة طیبة
(25)
زکریا ((آنهمه فضیلت و کرامت از مریم دید)) دست به دعا برداشته گفت : پروردگارا مرااز ناحیه خود فرزندى و نسلى پاک ببخش .))
علامه طباطبائى در تفسیرش مى فرماید: ذریة طیبه آن فرزند صالحى است که مثلا صفات و افعالش با آرزوئى که پدر از فرزند داشت مطابق باشد.))(26)
خداوند هم آرزوى حضرت زکریا را بر آورد، و یحیى علیه السلام را به او مرحمت فرمود: الحال نقش وراثت فرزندى چون حضرت یحیى از پدرى مثل حضرت زکریا علیه السلام به ثبوت مى رسد، یعنى یحیى بهترین و برترین وارث اوصاف و اخلاق پدر شد و به مقام والاى نبوت نایل آمد و بنابراین هر فرزندى امیدوار است که وارث اوصاف خوب پدرى شایسته و برجسته باشد و سجایاى اخلاقى پدر را به ارث برد و لذا زنان منحرف و آلوده و سیئات و بدیهاى اخلاقى و صفات ناپسند، زمینه هاى نامطلوبى در کودکان خود به وجود مى آورند و نتائج و واکنش ‍ زشت اعمالشان به زودى در کودکانشان به ظهور مى رسد روانشناسان اشخاصى که رفتاشان منشاء ارثى دارد چنین تبیین مى نمایند.
((فرزند یک دزد یا یک آدم کش کمتر از پسر یک دیوانه ، قابلیت اداره صحیح خود را دارد. افرادى که عیوب و رفتارشان منشاءارثى دارد در تمام طبقات اجتماع وجود دارند، و....ابلهان اخلاقى که با عیوب عاطفى خود مشخصند، بالاخرهه چنانچه مى دانیم فراوانند، کسانى که سن روانى آنان هیچگاه از 10 یا 12 سال نمى گذرد. بلاشک این نقص تا حدودى منشاء ارثى دارد و.... معهذا باید مطمئن بود که تیپهاى افراطى ضعف عقل و اختلال روانى و گنگى و شرارت معروف عیوب ارثى جسم و جان است .(27)
با این عیوبات که در میان زن و مرد جامعه وجود دارد، تو اى انسان متعهد و مسئول ، همسرى از این جامعه برگزین که صد در صد این معایب و بدیها در او نباشد تا فرزندانى سالم و بى نقص ، بلکه داراى امتیازات برجسته اى شما را نصیب گردد.
ژنها عاملانتقال وراثت
ژنهاى عامل وراثت بطور نصف در هسته سلول زن و مرد موجود است و گاهى به طور اتفاق ممکن است سلول مرد بر زن یا بالعکس هسته سلول زن بر مرد غلبه پیدا کند، در نتیجه فرزند از نظر اخلاق و یا اوصاف یکى از پدر یا مادر را به ارث برد.
که در این باره پیامبر بزرگ اسلام فرمود:
ولم یاءتک الا من عرق منک او عرق منها.
((این فرزند غیر مشابه یا از عرق و ویژگیهاى تو که پدر او هستى پدید آمده است یا از عرق همسرت که مادر کودک است . یعنى از اوصاف و اخلاق ویژگیهاى آباء و امهات یکى از پدر یا مادر به به وراثت کسب نموده است .))
چرا بعضى کودکان به پدر و مادر شباهت ندارند؟!
امر مهم ازدواج اگر از یک زوج سالم داراى اوصاف حمیده و اخلاق شایسته صورت پذیرد و کارهاى زندگى مشترک آنان صحیح بر مبناى اسلامى انجام گیرد و مسئله مضاجعت و لقاح به طور طبیعى ، بدون دلهره و اضطراب واقع شود، فرزند صحیح و سالم و از شباهت کامل به والدین نیز برخوردار خواهد شد.
حضرت مجتبى علیه السلام فرمود:
ان الجل اذا اتى اهله بقلب ساکن و عروق هادئة و بدن غیر مضطرب استکنت تلک النطفة فى الرحم فخرج الرجل یشبه اباه و امه .
(28)
اگر موقع آمیزش و انعقاد نطفه با آرامش دل و دوران طبیعى قلب و بدو اضطراب و دلهره انجام پذیرد کودک به پدر و مادر شباهت تمام خواهد داشت . طبیعى است که اگر با دلهره و اضطراب امر مضاجعت صورت گیرد، ژنها وراثت اوصاف و شباهت به پدر و مادر را از دست خواهند داد.))
آیا وراثت در والدین محدود مى گردد؟
صاحبنظران تربیتى محدودیتى در تربیت آدمى معتقد نیستند، دکتر آلکسیس کارل
مى گوید:
((آدمى از حدود بدن خود تجاوز مى کند و مرز زمانى او نیز مانند مرز مکانیش نامشخص و نامحدود است و بى آنکه موجود باشد، به گذشته و آینده بستگى دارد، مى دانیم که شخصیت ما از لحظه بارورى تخمک به وسیله سلول نر در زهدان مادر تکون مى یابد، ولى عناصر سازنده این سلولها در بافتهاى پدر و پدر بزرگ و نیاکان دور دست ما وجود داشته اند، مواد سلولهاى پدر و مادر در ساختمان ما سهیمند و ما را بدون انقطاع از راه جسمى با گذشته مربوط مى کنند، چون قطعات بیشمارى از عوامل ارثى نیاکان را با خود داریم ، صفات ما نیز از صفات ایشان مشتق شده است .(29)))
قانون وراثت از قوانین مسلم و تغییر ناپذیرى است که خداوند حکیم براى حفظ نظام بشریت وضع و مقرر فرموده و آن را جزء لاینفک انسان قرار داده است ولو صفات انسان تا 99 پشت از آباء به ابتاء منتقل گردد. و اینکه قضاوت صریح حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم در مورد فرزند رنگین پوست که از یک پدر و مادر انصارى سفید پوست تولد یافته بود، و نظریه ((آلکسیس کارل )) و دهها دلائل و شواهد دیگر معلوم مى شود که فرزندان و نوادگان ، بیشترین صفات و اخلاق نفسانى و جسمانى آباء و اجداد خود را به ارث مى برد و انتقال این اوصاف و خصوصیات یک قانون مدون و منظم است و آن ، ((قانون تکوینى وراثت )) است و اختیارى نیز نمى باشد، چه انسان بخواهد و چه نخواهد، اخلاق و اوصاف آبا و اجداد خود را به ارث خواهد بد.
دکتر ((الکسیس کارل )) درباره ((قانون وراثت )) مى گوید:
((بین کودکان یک خانواده که همگى در دامان یک مادر و یه یک نحو پرورش یافته اند، اختلافات فاحشى در شکل و قد و ساختمان و حالت عصبى و میزان فعالیت فکرى و صفات اخلاقى و معنوى وجود دارد، بدیهى است که این اختلافات وراثتى است .(30)))
فرزندان ، وارثان خوى و خلق آباء و امهاتند.
سئوال : چرا و چگونه از یک پدر و مادر، اولاد مختلف با شکلها و اوصاف دیگر و دگرگونیها از قبیل رنگ و روى و موى و زیبایى و زشتى و خویهاى متفاوت در وراى اوصاف والدین به وجود مى آید؟!
پاسخ : ممکن است فرزند بعضى از اوصاف را از پدر و مادر به ارث برده و بعضى از اوصاف و اخلاق را از آباء و اجداد به ارث برد و لذا طبق روایت اسلامى وراثت تا 99 پشت قابل انتقال است . ممک است فرزند از پدر تا 99 پشت از آباء و امهات خود کسب وراثت نماید از گفتار امام سجاد علیه السلام بهره مى گیریم امام زین العابدین علیه السلام از پدر خویش و ایشان از امیرالمؤ منین علیه السلام روایت کرده اند که : این رسول خدا! این زن دختر عموى من است و من فرزند فلان کس هستم ، تا ده پشت از اجداد خود را بر شمرد و نیز تا ده پشت از اجداد دختر عموى خود را معرفى کرد سپس گفت : در تمام خاندان من و همسرم نژاد حبشى و رنگین پوست زاییده است ؟!!
((شک و تردیدى که از فرزند غیر مشابه ، در دل این پدر ایجاد شده بود به محضر پیامبر اسلام شرفیاب شد با بیان دلایل و شمارش آباء و اجداد و اطمینان به عفت و پاکدامنى همسرش ، ابتدا شکى در دل پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ایجاد شد و لحظه اى درنگ کرده ، سپس سر مبارک را بالا آورده به آن مرد انصارى فرمود:
ان لک تسعة و تسعین عرقا ولها تسعة و تسعون عرقا فاذا اشتملت اضطربت العروق ، و ساءل الله عزوجل کل عرق منها ان یذهب الیه ، قم فانه ولدک و لم یاءتک الا عرق منک او عرق منها.(31)))
حضرت فرمود: ((تو 99 عرق و ویژگى دارى و همسرت نیز 99 عرق و ویژگى دارد، آنگاه که آمیزش انجام مى گیرد، هر یک از این ویژگیها (عروق ) از خدا مى خواهد که نوزاد جدید مطلق با (شکل و هیئت ) او به دنیا بیاید، پس برخیز که او فرزند توست و آنچه همسرت براى تو زاییده است جز یکى از عروق تو یا همسرت نیست .))
با تفاوت تمامى حالات در فرزندان و اختلاف رنگ و پوست و صورت و سیرت که با والدین پدید مى آید، تنها ژن است که پاسخگوى وراثت است یعنى وراثت از راه ژن نقش مهمى را ایفا مى نماید، اگر وراثت از ((اسپرماتوزوئید و اوول تکون مى یافت ممکن بود خلق و خوى و سایر حالات فرزند به پدر و مادر شباهت پیدا مى کرد و اوصاف فرزند محدود مى شد نه اوصاف والدین ، اما ((قانون وراثت )) شباهت صد در صد و تام و تمام فرزند با والدین را رد کرده است ، ممکن است فرزند متعلق به یکى از 99 عرق از آباء و امهات باشد و با عرق و خصوصیات والدین فاصله درازى پیدا کند یا در هر دو از والدین ارث بد و هم ممکن است از آباء و امهات و اجداد خویش اوصاف و خلق و خوى را به ارث ببرد، یعنى براى انسان 99 ((عرق )) است و ممکن است به اوصاف یکى از 99 ((عرق )) منتسب گردد.
بنابراین پدرم ، مادرم ، به تمام معنا، سجایاى اخلاقى و اوصاف نیک و بد و زشت و زیبایم به شما والدین و آباء و امهاتم پیوند خورده و برخواسته است با همه این استدلالات من فرزند، وارث اخلاق خیر و شر شما مى باشم و هر چه هستم و هر که باشم از شما هستم ، پس براى من ، پدر و مادر خوبى باشید و براى تربیت صحیح من به وظائف دینى ، اخلاقى ، فرهنگى ، بهداشتى عمل کنید، تا من نیز از شما براى آیندگانم عنصر مفید و مؤ ثر باشم .
دوران باردارى
مسئولیتهاى مادر، در دوران باردارى
وظائف مهم تربیتى مادر از بدو حمل و باردارى شروع مى گردد، مسئولیت مادر در دوران باردارى ، بارى سنگین و وظائف و تکالیفى بس مهم را به عهده گرفته است .
مادر باید بداند که پس از احساس باردارى و حمل ، بار سنگین و پر مسئولیت امانتدارى را به عهده گرفته و در حفظ و حراست و پاسدارى از موقعیتهاى روحى و معنوى و سلامت جسم و جان کودک باید بکوشد و بداند که سعادت و شقاوت فرزند عزیزش از بطن او شروع مى گردد.
مراقبتهاى لازم براى یک مادر مؤ منه و متعهده ایجاب مى کند که او بداند فرزندش چه دختر و چه پسر نقش دوم او را ایفا مى نماید و نجابت و پاکدامنى و حجاب و عفاف و طهارت و خباثت و شقاوت مادر در فرزندش نقش مهم و اساسى و بنیانى دارد.
بنابراین مادر باید در حفظ و سلامت روح و جسم فرزندش از همان دوران حمل مراقب و مواظب باشد.
مادر و سعادت و شقاوت کودک !!
پس از انعقاد نطفه دوران پر ماجراى حمل و باردارى شروع مى گردد، دوران باردارى مادر، مسئولیتهاى خطیر مادرى او آغاز و مادر از همان ابتداى حمل ، بار سنگین تربیتى کودک را بعهده مى گیرد.
پیامبر بزرگ اسلام مبناى سعادت و شقاوت کودک را از همان آغاز باردارى تعیین کرده و مى فرماید:
الشقى من شقى فى بطن امه و السعید من سعد فى بطن امه
(32)
بدبخت کسى است که در رحم مادر گرفتار شقاوت مى گردد و خوشبخت کسى است که از شکم مادر سعادتمندى او پى ریزى مى گردد.))
مسئولیت پذیرى مادر:
مسئولیت سعادت و خوشبختى کودک را مادر از بدو باردارى بعهده گرفته است چرا که آبستن شدن ، این مسئولیت را به دوش او نهاده است ؛ پیامبر خدا (ص ) فرمود:
فالمرئة راعیة على اهلبیت بعلها و ولده وهى مسئولة عنهم و...
(33)
زن بر اهل بیت شوهرش و (در غیاب او) بر تمام فرزندانش فرمانروائى نموده و مسئولیت تربیتى آنرا بعهده دارد.
سعادت و خوشبختى فرزند سرمایه ایست که مادر براى خود و همسر، خاصه فرزندش سعى و تلاش مى کند که تاءمین نماید، اگر یک پس یا یک دختر به کمال نهائى خود راه یافت ، این عزت و عظمت را از مادر کسب نموده و زحمات تربیتى و پرورشى مادر، او را به این سعادت و خوشبختى رسانده است و از فیض کمال و جمال و سعادت و خوشبختى فرزند مستفیض و بهره مند مى شود و رشد و ترقى مادى و معنوى فرزند را مادر براى خود افتخار مى داند و به آن مى بالد.
باید گفت شقاوت و بدبختى و زبونى فرزند نیز دودش اول به چشم مادر مى رود و ایذاء و اذیت فرزند معلول جسمى و روانى ، ابتداء متوجه مادر است . و مادر اگر از ایمان و نجابت و اصالت برخوردار باشد آثار زشت و کارهاى ناهنجار فرزند را بیشتر از دیگران احساس مى کند که او موجبات فضاحت و رسوائى مادر را فراهم کرده و واکنش عمل پرورشى و تربیتى فرزند ابتدا به مادر بر مى گردد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درمورد وراثت از دیدگاه قرآن