فی بوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی بوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله دیوارهای برشی کنسولی وعملکرد آنها

اختصاصی از فی بوو دانلود مقاله دیوارهای برشی کنسولی وعملکرد آنها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

برای تحلیل هر سازه لازم است مقاومت آنرا در مقابل نیروهای ثقلی وجانبی بررسی نمود
وهمانطور که میدانید بانیروهای جانبی مؤثر بر سازه (بسته به موقعیت واهمیت سازه) با راههای مختلفی
می توان مقابله کرد . این راهها در عمل توانسته تاحدودی ضررهای مالی وجانی راکاهش دهند که به عنوان نمونه میتوان از سیستم های قاب خمشی ـدیوار برشی ـسیستم لوله ای ـ سیستم های مرکب نام برد.
آنچه در این مقاله مورد بحث قرار میگیرد در باب دیوارهای برشی کنسولی ومقاومت خمشی وبرشی وطراحی آنهاوبدست آوردن درصد آرماتورها با استفاده از نمودارهای اندرکنش میباشد که از یک مرجع اصلی ترجمه شده وپس از تحقیق مواردی بدان افزوده گردیده است.
1-دیوارهای برشی کنسولی
میتوان انتظار داشت که یک دیوار برشی کنسولی منفرد مانند یک عضو خمشی عمل کند البته به شرطی که نسبت ارتفاع به عمق بزرگتر از2باشد، آئین نامه ACIنیز فقط درشرایطی که نسبت ارتفاع به عمق 5/0یا کمتر باشد دیوارهای برشی بلند را از عریض تفکیک می دهد.برخی از تمایزات بین دو نوع دیوار برشی در ادامه آورده شده است.
با بدست آوردن نیروی محوری نهائی طرح Nu ،گشتاور زاویه ای Muونیروی برشی Vuبرای یک دیوار مفروض،معمولا ابتدا اندازه دیوار وآرماتور را برای مقاومت خمشی آزمایش نموده و پس از اطمینان حاصل می نمائیم که خاصیت تغییر شکل پذیری آن کافی بوده و قدرت برشی دیوار بیشتر از مقاومت خمشی آن است. با ملاحظه برش ها بایستی مطمئن شد که حداکثر ایمنی اعمال شده بر تنش برشی هرگز از مقدار مذکور تجاوز نکرده واتصالات ساختمانی تا حد کافی مسلح شده باشند باشند.
1-2-مقاومت خمشی دیوارهای برشی کنسولی
دیوارهای مستطیلی : به هنگام طراحی دیوارهای مستطیلی در گشتاورهای خمشی کوچک، طراح ممکن است بخواهد از یک توزیع یکنواخت فولاد عمودی برای دیوارها در مناطق غیر زلزلهای استفاده کند اما میتوان طبق اصول اولیه نشان داد که با این تغییر شکل پذیری ،آرایش فولاد بر اثر افزایش محتوای خودش کاهش می پذیرد.
هنگامیکه نیروی واردبر فولاد خمشی اضافه شود باید فولاد خمشی بیشتری را درنزدیکی دورترین تار قرار داده ودر عین حال حداقل 25درصد فولاد عمودی رادر مابقی دیوار حفظ کرد . جدا از مقاومت خمشی مؤثر این آرایش فولاد به نحو قابل توجهی قادر است شکل پذیری چرخشی را تقویت نماید. در دیوارهای برشی مستطیلی که در آنها آرماتورها بیشترین تجمع را در انتها دارند، مقاومت خمشی را میتوان بر اساس اصول اولیه وطبق آئین نامه پذیرفته شده در عمل محاسبه کرد ویا چارت های طراحی ستون را که معمولا در دسترس اند تهیه نمود.از آنجا که چارت های طراحی برای اعضای یکنواخت تقویت شده به سهولت قابل استفاده نیست، مقاومت خمشی آنها در زیر مورد بحث قرار می گیرد.
مقاومت خمشی یک دیوار برشی مستطیلی که به طور یکنواخت مسلح شده اند(نسبت ارتفاع به عمق بزرگتر از یک)طبق مفروضات آئین نامه ACI ومحاسبات کاردناس وهمکارانش به صورت ذیل می باشد:
Mu=0.5AsFyh(1+Nu/(AsFy))*(1-c/h) در این فرمول داریم :
C/h=[(+)/(2+0.851)] : =(1.2*A*Fy)/(bhFcu) =(1.2Nu)/(bhFcu)
Mu : گشتاور نهائی مقاومت طرح (Nmm)
As : مساحت کل آرماتور عمودی mm^2
Fy :مقامت کششی آرماتور عمودی (N/mm^2)
h : طول افقی دیوار برشی (mm)
c : فاصله دورترین تار از محور خنثی (mm)
Nu : بار محور طراحی (نهائی) مثبت در صورتیکه فشاری باشد (N)
Fcu :تنش فشاری بتن مکعبی (N/mm^2)
1 : 0.58 مقاومت برای Fcu تا3275 N/mm^2 وکاهش آن بانسبت 0.05 و برای هر مقاومت 8N/mm^2 تا حد 32.5N/mm^2
در ضمن قدرت خمشی دیوارهای مستطیلی که به طور یکنواخت مسلح شده اند را می توان از تئوری تابع غیر خطی به صورتی که ((سیلز)) و ((فیشل)) مورد بحث قرار داده اند پیش بینی کرد.
منحنی های تداخلی با بار گشتاور محوری در شکل الف نشان داده شده است .

 

شکل الف-اثر متقابل گشتاور بار محوری منحنی ها برای میلگرد های یکسان قائم دیوارهای برشی
دیوارهای برشی لبه دار بخاطر تغییر شکل پذیری ومقاومت خمشی زیادشان مرغوب هستندو به شکلهای I یا خط مانند (کانال)نشان داده می شوند وممکن است مانند استوانه های بلند با هم جفت شوند . برای دیوارهای برشی مستطیلی با توجه به اثر متقابل منحنی های بار محوری وخمشی همچنین قوانین اولیه وبا کمک گرفتن از یک کامپیوتر کوچک به این نتیجه می رسیم که کارکردن آسانتر ازدیوارهای برشی لبه دار است.
اثرات رفتاری ازقرار دادن میلگردهای مختلف همانطور که در شکل ب دیده می شود نشانگر اثر متقابل منحنی ها و لنگر-بار محوری برای شکلهای I وقسمتهای خطی (کانالی) است که از فرظیه غیر خطی بودن تیر استنتاج شده است. منحنی ها برای مقادیر b وh کلی هستند وجان میلگرد ها در تمام موارد بجز منحنی(1) 25درصد است . باید توجه شود که منحنی های (1)و (3) نشان دهنده قسمتهائی است که شامل 3درصد فولاد در بالها (لبه ها) می باشند .
بطور قابل ملاحظه ای افزایش شدت مقاومت در منحنی (1) کاملا با فرض وجود بتن زیاد در لبه ها تطابق دارد.
شکل ب –اثر منحنی های گشتاور بار محوری برای مقطع I یا ناودانی
دیوارهای برشی ضخیم وکوتاه : در انواعی از این دیوارها که نسبت ارتفاع به عمق کوچکتر یا مساوی با یک است تشخیص دادن حالات خمشی وبرشی از همدیگر غیر ممکن می باشد وروشهای قبلی محاسبه مقاومت خمشی در واقع قابل اجرا نیستند .
تغییر شکل پذیری دیوارهای طره ای :
تغییر شکل پذیری مسئله پیچیده ومعضل عمومی است که در همه جا بحث می شود . اما در اینجا کافیست بگوئیم که تغییر شکل زیاد در اثر بارهای لرزه ای بطور ضمنی به شکلهای دورانی بدون کمترین مقاومت کششی می باشد، درنتیجه دیوارهای برشی انعطاف وتغییر شکل پذیری بیشتری در خمش خواهند داشت . اگر اکثریت میلگردها در نزدیکی دورترین تار متمرکز شوند در نتیجه قسمتهای لبه دارنسبت به قسمتهای مستطیلی انعطاف بیشتری خواهند داشت .مقایسه شکل پذیری قسمتهای مستطیلی با سایر قسمتها در شکل ج نشان داده شده است .
درقبل محاسبه تغییر شکل فقط بر پایه واساس بارهای یکنواخت صورت گرفته بود وبا مقایسه شکل ج در می یابیم که دلیل کم شدن تغییر شکل بیشتر بارهای معکوس می تواند باشد تا وابستگی به مقدار وحالت میلگردها ، همچنین طبق این شکل، تغییر شکل ناشی از برش عرضی درست در حدود توزیع فولاد وبتن دیده می شود و در اثر افزایش فولاد وبار محوری تغییر شکل پذیری کاهش خواهد یافت . با مقایسه منحنی A بامنحنی B ومنحنی C با D دیده می شود که تغییر شکل برشی برای شکل های I سه تا چهار برابر بزرگتر از تغییر شکل های برشی اعضای قائم یکسان خواهد بود . با مقایسه منحنی E با باقیمانده در همان شکل اثر بزرگی بر روی حدود واقعی تغییر شکل بتن در لبه ها دیده میشود .
شکل ج –خاصیت شکل پذیری در اثر ترکیب برش عرضی ،پراکندگی فولادومحدود کردن بتن
در هنگام طراحی رجوع کردن به نموداری که در شکل د (شکل زیر ) ملاحظه می شود مناسب و راحت بنظر می رسد، زیرا عوامل تغییر شکل را ثبت کرده واجازه داده که مقاومت وتغییر شکل مناسب بطور همزمان انتخاب گردند . در دیوارهای برشی ضخیم و دیوارهائی که H/h<=1 محاسبات تغییر شکل فوق جوابگو نیستند و به طور نسبی ظرفیت خمشی بزرگ ممکن است با نیروهای برشی بزرگ همراه شده و برای تخریب دیوار در حالت ترد وشکننده کافی باشد .
در همین مورد پاولی توصیه کرده که اگر ماکزیمم شکست خمشی برای دیوارهای برشی ضخیم وکوتاه مطلوب باشد در آنصورت باید تنش های برشی کوچک با ظرفیت خمشی دیوار معادل باشند.
مقاومت برشی اکثر تیر ها بجز تیرهای ضخیم مستطیلی قابل تشخیص بوده ودر شرایط محیطی مختلف پذیرفته می شود .
در طراحی برش به روش امریکائی فرض بر این است که ظرفیت برشی تیرهای بتنی شامل دو قسمت وابسته وغیر وابسته به بتن باشد ودرآنجا درمورد عرض میلگردهای بکار رفته در یک دیوار سؤال می شود .
در شکل س کمترین مقاومت برشی دیوار برشی مستطیلی نشان داده شده ، در شرکت های سهام بتن حداقل ظرفیت بتن 25 درصد توصیه میشود وهمچنانکه در شکل نشان داده شده منحنیها بر اساس اصل فشار نیروی محوری Nu طراحی شده اند . چون در مقاومت هائی که ازحدود خاصی تجاوز کند فولاد تاب وتحمل خود را از دست می دهد بنابراین توصیه شده از سهم برشی بتن ترک خورده چشم پوشی شده و فولاد خمشی به عنوان مثال در نزدیکی پایه دیوار قرار بگیرد ورکاب میلگرد افقی برای مقابله با برش کلی باید آماده باشد ، در این مورد باید یک زاویه 45 درجه در ارتفاعی مساوی عمق دیوار برای حرکت نهائی مورب میلگردها تشخیص داده شود .
برای بدست آوردن یک تغییر در مکانیزم شکست دیوار های ضخیم وکوتاه ،باید تنش های برشی مربوط به ظرفیت خمشی دیوار با هم مطابقت کنند ، بدینسان ظرفیت فولاد خمشی در دیوار محدود می شود . همچنین به دلیل مکانیزم شکست خمشی ترکهای بزرگی در دیوار ایجاد می شود
وجان میلگردها می بایست در برابر تمام برش مقاومت نمایند ، ونقش فولادهای قائم نیز در لحظه شروع واژگونی مشخص می گردد .
خسارت وضرر ناشی از زمین لرزه در دیوارهای برشی در درزهای اجرائی افقی نمایان میگردد بنابراین می بایست در مقابل حرکتهای لرزشی ناشی از زمین توسط نیروی برشی پایداری کرده ، و یک سطح بتنی ناهموار ترکیب شده با میلگردهای قائم کافی آماده وتهیه شود .
در ضمن باید توجه داشت که روشهای آماده کردن مفصلها اهمیت ندارد ، البته مادامیکه سطح زبر ساخته شده وبتن تازه جاگرفته بتواند مقاومت کند .
شکل س-فولاد مورد نیاز در عرض افقی ساختمان مفصلی دیوارهای برشی

 


امروزه عمل جفت کردن دیوارهای برشی به وسیله تیرهای پی درپی با سطح هم تراز به صورت عملی معمولی ومتداول درآمده است ،که درآن از میلگرد های کمکی عمودی استفاده می شود . چنانچه در
شکل ش نشان داده شده فرم وشکل نمونه کلاسیک این نوع اعضا از آنالیز دیوارهای برشی جفت وبا توجه به تغییر شکل محوری دیوارها وتغییر شکل تیرهای جفت بدست آمده است .
تکنیک پی در پی یا رویهم قرار دادن تیرهای مجزا به وسیله هم ظرفیت کردن آنها روش مناسبی از آنالیز می باشد که اخیرا مورد استفاده قرار می گیرد .
شکل ش –معرف سازه دیوار برشی ومدل نوین
ایده آل طرح اینست که دیوارهای جفت به صورت یک جعبه یا واحد I عمل کنند به صورتی که گوئی دهانه ومنافذی ندارد، چنین سازهای خیلی محکم تر ومقاوم تر از ترکیب واحدهای کانالی مستقل عمل می کند .
وجود نیروهای بزرگ طولی در هر واحد دیوار موجب شکست تیرهای دوتائی در دیوارهای برشی جفت تحت اثر زمین لرزه های قوی ، بدون حفاظ وتکیه گاه می شود و این مستلزم کمی تغییر شکل تیرها می باشد .
تااین حد که گفته شد مربوط به عملکرد نامناسب تیرها و تا حدی نیز مربوط به استفاده از آنالیز الاستیک می باشد که توزیع شکل پذیری در سرتاسر عضو قابل پیش بینی نخواهد بود

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   9 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله دیوارهای برشی کنسولی وعملکرد آنها

دانلودمقاله زندگینامه سعدی

اختصاصی از فی بوو دانلودمقاله زندگینامه سعدی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

مقدمه
بدون تردید ، تحقیق و دقت مورخان درباره زندگانی بزرگان در خور ستایش است ، ولی تا جائیکه بر غموض روح آنها روشنی بریزد . پس جستجو و تفحص باید گرد اموری دور زند که در پرورش شخصیت و جهت سیر معنوی آنها موثر باشد ، ورنه سیاه کردن صفحاتی از نقل اقوال مختلفه ، راجع به سال تولد و ماه ، وفات وعده اولاد و سفرهای بیحاصل و حتی پیدا کردن مممدوحین شاعری ، خبر ملال ثمری ندارد ، مگر اینکه فرض شود این وقایع در تکوین معنویات او تاثیری داشته است . فعلا نوازش امیری یا قهر و غضب او در برانگیختن طبع شاعری کمک کرده باشد.
امیل لودویک در نگارش شرح زندگی گوته و بیسمارک خیلی به حاشیه پرداخته ، از دوران کورکی و محیط اجتماعی آندو سخن گفته و حتی حوادث ناچیز بسیاری از دوران صباوت گوته و رسوم اعیان پروس را بیان کرده است ، ولی همه آنها به نحوی در تکوین شخصیت این سیاستمدار و آن فرزانه بزرگ موثر جلوه می کند .
متاسفانه درباره سعدی چنین تحقیقاتی صورت نگرفته و از زندگانی وی در اوان جوانی و پس از آن در دوره اقامت بغداد و تحصیل در مدرسه نظامیه و مسافرتی وی در بلاد اسلامی و کیفیت زندگانی او طی سی سالی که در کشورهای عربی بسر برده است چیز قابلی در دست نیست و آنچه از گفته های خود وی برمی آید خیلی کم است و معلوم نیست تا چه حد با واقع یا وقایع تاریخی مطابقت دارد ، از همین روی غالب محققان دقیق معتقدند حکایات و واقعات مندرجه د رگلستان یا بوستان قابهائیست که سعدی مطالب خود را در آن گذاشته است ، بنابراین نباید از آنها صحت تاریخی متوقع بود . پس ناچار نباید دنبال سعدی تاریخی رفت ، بلکه باید دنبال سعدیی شتافت که گلستان را نوشته ، بوستان را بنظم درآورده قصاید ارزنده و غزلیات بیمانندی سروده است . اساسا سعدی حقیقی آنست که از این آثار سر بیرون می آورد .تمام تفحص ها در اطراف زندگانی مرد بزرگی برای شناختن قیافه حقیقی و بازیافتن روح و فکر اوست و این مقصود از گفته ها و نوشته های شاعر و نویسنده ای بهتر صورت می گیرد . (( از کوزه همان برون تراود که در اوست )) تراوشهای روح سعدی بهتر از هر کتاب تاریخی او را به ما نشان می دهد.
مطلب دیگری که شایسته است این مقدمه بدان منتهی شود این نکته است که تمام قدرت و قوت سعدی در طرز بیان و سبک مخن وی نهفته است. نشان دادن این معنی مستلزم ورود در فن سخن و اسرار ترکیبات و تلفیقات اوست و برای اهل فن و اهل تحقیق مجال وسیعست که وارد جزئیات شده ، تار و پود سخن او را بیرون کشیده و ماهیت آنرا نشان دهند ، مثلا چه واژه هایی بیشتر و چه کلماتی کمتر به کار برده ، در ترکیب جمله چه شیوه ای دارد ، از مضمونها کدام از خود اوست و کدام را از دیگران گرفته و آنها را که از دیگران گرفته چگونه تغییر داده ، مضمون واحد را به چند شکل ادا کرده … الخ . همانطوریکه در بالا گفته شد بزرگترین وجه امتیاز سعدی شیوه سخن اوست و بحث در این موضوع مستلزم تخصص در تمام فنون لغت و ادبست ، تا با تحلیل و تعلیل های فنی بتوان سر زیبایی و استحکام زبان او را نشان داد ، و این امر برای مردمان متفننی که زیبایی را میستایند و پیوسته مجموع را می بینند و بوجد می آیند ، بدون اینکه وارد رموز فنی کار شوند ، دشوار مینمود.
شیوه سخن و فصاحت متلالا سعدی این رای را موجه و قابل قبول میکرد : سعدی غزلسراست با طبیعی ترین و بشری ترین احساس ، سروکار دارد . با سر انگشت جادوگر خود تارهای قلب ما را به نوا در می آورد و این کار را بدون تکلف انجام میدهد . بسهولت نوازنده زبردستی که با سیمهای تار بازی میکند و از آن نفمه های موزون میریزد ، سعدی کلمات را بهم جوش داده و جمله های مترنم می آفزایند .
سعدی جنبه های مختلف دارد : هم نثر و هم نظمی از خود باقی گذاشته است که معیار اصالت زبان فارسی امروز بشمار میرود ،‌ هم قصیده سراست و هم غزلهای آبدار سروده ، هم موعظه کرده و هم به مطایبه پرداخته ، هم در اخلاق سخن رانده و هم در سیاست و اجتماع ، هم از تصوف و عرفان دم زده است ، و هم مانند متشرع زاهدی از ظواهر دیانت .
خلاصه در بسیاری از نواحی عقلی و روحی و اجتماعی وارد شده است ، بطوریکه مظهر خردمندی قرار گرفته و قریب هفت قرن است که جمله ها ، مصراعها و ادبیات وی مانند امثال سایره دهان به دهان می گردد و گفته های وی چکیده حکمت بشمار می رود .
همه سرمایه سعدی سخن شیرین بود وین از او ماند سدانم که چه با او برود
جدل ناپذیرترین کار سعدی سخن اوست . در تاریخ ادبی ایران که گویندگاه چیره طبع
فراوانند سعدی بطور خیره کننده ای میدرخشد . کسی چون او صنعت و سادگی ، استحکام و روانی ، عذوبت و رقت را بهم نیامیخته و بدین موزونی سخن نگفته است. قدرت وی در سخن به پایه ایست که نقطه های قابل انتقادی را در ناحیه فکری پوشانیده و حسن بیان وی چنان بر مطالب او پوشش زیبایی می افکند که خواننده را از غور و تعمق باز می دارد و نقطه های ضعف و متناقصات گفته های وی به چشم می خورد . به همین دلیل قریب هفتصد سال گلستان کتابی اخلاقی و تربیتی بشمار رفته و دربست آنرا به اطفال می آموختند.
همین معنی پرده ای از پندار بر دیده شیفتگان وی کشیده ، او را جامع ترین و کاملترین
گویندگان ایران گفته اند . در کتابی که به سال 1316 ، بمناسبت جشن هفتصدمین سال نگارش گلستان ، از طرف وزارت فرهنگ منتشر گردید و عده زیادی از فاضلان صاحب نظر مقالاتی در آن داشتند ، این وجد و ایمان به سعدی خوب مشاهده می شد : او را شاعر ، نویسنده ، حکیم پیشه و نوعدوست و غیره گفته بودند ، و مرحوم فروغی عشق سعدی ، عشق طبیعی و بشری سعدی را ، عشقی که مترنم ترین دیوان غنایی را بوجود آورده است ، نادیده انگاشته ، آنرا (( عشق به عوالم مافوق الطبیعه )) گفته و صریحا نوشته بود (( زبده و لب عرفان را در پرده معاشقه پوشانیده است )) و هزارها ادبیات عاشقانه سعدی را فراموش کرده و به چند بیتی نظیر بیت زیر استشهاد کرده بود :
هر کسی را نتوان گفت که صاحبنظرست عشقبازی دگر و نفس پرستی دگرست
میان سعدی و پایه گذاران شعر فارسی این وجه مشترک هست که از سادگی بیان برخوردار و لفظی جای سادگی را گرفته و انحراف ذوق ، هرگونه لفاظی و عبارت پردازیرا عنوان کمال طبع و ادب می پندشت . پس باید قریحه در سعدی ذاتی و قوی باشد تا از تاثیر محیط برکنار مانده و صنایع لفظی را در سخن تا حدی بکار برد که بدان تشنگی و موج دهد و آثار تکلف وتصنع در آن محسوس نگردد ، بقول خود او :
معشوق خوبروی چه محتاج زیور است بر انگشتان کشیده خوشرنگ زیبایی که بزیور نیازی ندارد آگر نگین پرآبی بدرخشد از زیبایی آن نمی کاهد و شاید خوبی آنرا بیشتر نشان دهد ، ولی اگر ب همین انگشتان شش هفت آنهایی اهمیت می دهد که به گفته او موج و خوش آهنگی دهد :
هزار بار بگفتم که دیده نگشایم
بروی خوب و لیکن تو چشم می بندی
من چنان عاشق رویت که ز خود بیخبرم
تو چنان عاشق رویت که ز ما بیخبری
می حرامست و لیکن تو بدین نرگس مست
نگذاری که ز پیشت برود هشیاری
شاعر برای اینکه مفهوم ذهنی خود را روح و قوت دهد باغراق و مبالغه دست میزند ، ولی برخلاف آنهائیکه خیال کرده اند مبالغه هرقدر فزونتر باشد ، شعر زیباتر است و از اینرو گفته اند (( اکزبها املحا )) شاعران بزرگ از زیاده روی درین باب اجتناب داشته اند .
بوستان سراسر بوستان از اغراقهای زننده و غیرطبیعی پاکست ، در قصاید که جای مبالغه و میدان دروغ پردازیست ، سعدی قابل مقایسه با مدیحه سرایان نیست و چنانکه در فصل مربوط به قصاید خواهیم دید از اعتدال بیرون نمی رود . در غزل که عرصه هنرنمائی سعدیست و استاد استادان بشمار می رود اثری از مضمون های غیرطبیعی که بعدها در غزل متداول شد نمی یابیم . سعدی هیچوقت نمی گوید :
گر بمیرم منما چهره بمن روز وداع حسرت روی تو حیفست که از دل برود
برعکس مضمونهای سعدی درین باب هماهنگ احساس هر بشریست که دوست می دارد :
گویند تمنائی از دوست بکن سعدی جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنائی
چو روی دوست نبینی جهان ندیدن به شب فراق منه شمع پیش بالینم
اگر هم اغراق گوید چنان از حسن تعبیر کسوت زیبائی بر آن پوشانیده است که اغراق او ، زننده و ناسازگار با ذوق سلیم نیست .
بجای گلستان سعدی اگر بوستان را شاهکار سعدی گفته بودند و یکی از سه حادثه بینظیر ادب فارسی ، سزاوارتر بود . بوستان بیش از چهار هزار بیت است ، ولی همه آنها یکدست ، پخته ، فصیح و نمونه بلاغت است . شاید نتوان بیش از صدبیت در آن یافت که بر طبع مشکل پسندان دقیق ، سزاوار انتقال باشد . این کیفیت را در کتاب ادبی دیگر نمیتوان یافت . شاید همین استواری یکنواخت بوستان ، مرحوم ادیب پیشاوری را ( هنگامیکه درباره فردوسی و سعدی از وی نظر خواسته اند ) بدین رای کشانیده بود که (( بوستان به تنهائی میتواند با شاهنامه برابری کند )).
خود این امر که شخصی پس از شاهنامه بنظم کتابی در همان وزن دست زند و سخن را بدین استحکام و رفعت رساند ، اعتماد و ایمان او را بقریحه خویش نشان میدهد و چیزی که هم فهم و قوه تشخیص سعدی را می نمایاند و هم ارزش بوستان را زیاد
می کند ، این است که موضوع آنرا غیر از موضوع شاهنامه قرار داده است.بوستان را باید شاهکار سعدی نامید بدو دلیل آشکار : از حیث لفظ ، پختگی بیان ، ترکیبات منسجم ، استحکام جمله بندی ، غروبت و روانی از سایر گفته های سعدی پیشی گرفته است. بوستان نمونه کامل بلاغت و فصاحت و پختگی طبع مقتدر و بکمال رسیده سعدی است و
بسیاری از ادبیات ان از فرط ایجاز و پرمغزی میتواند ضربالمثل و مایه استشهاد گردد .
مطالب اخلاقی و ملاحظه های اجتماعی ، پندها و دستورالعمل های زندگی و خلاصه آنچه بوستان را از حیث معنی بلند و گرانمایه می کند ، شاید خیلی ابتکاری نباشد و گویندگان دیگر گفته باشند ، ولی سبک فصیح و بلیغ سعدی بر آنها لباس برازنده ای پوشانیده است که نزد هیچ یک از استادان پیشین حتی نظامی و ناصرخسرو مطالب اخلاقی بدین رسائی و روشنی جلوه نمی کند . زبان سعدی در بوستان به اوج کمال خود رسیده است و نکته دومی که آن را شاهکار نوشته های سعدی قرار می دهد مطالب و مندرجات آنست. بوستان از حیث مطلب پرمایه ترین آثار سعدیست . در خلال آن بلندی مقصد ، استواری فکر ، نشر فضایل روحی و اجتماعی و بالجمله روح بزرگوار وی هویدا میشود .
از همان باب اول که (( در تدبیر و عدل و رای )) سخن رانده و از نخستین حکایت بوستان ، روح انساندوست سعدی ، مرد اجتماع و اخلاق که عدالت و مردمی را اساس انسانیت و کشور بانی میداند تجلی میکند :
شنیدم که در وقت نزع روان
به هرفر چنین گفت نوشیروان
که خاطر نگه دار و درویش باش
نه دربند آسایش خویش باش
نیاساید اندر دیار تو کس
چو آسایش خویش جوئی و بس
نیاید به نزدیک دانا پسند
شبان خفته و گرگ در گوسفند
برو پاس درویش محتاج دار
که شاه از رعیت بود تا جدار
رعیت چو بیخند و سلطان درخت
درخت ای پسر باشد از بیخ سخت
خیلی تفاوت است میان این لهجه و آن حکایت گلستان که پادشاهی بر یکی از امناء دولت خود خشم گرفت و او را بزندان انداخت ، امیر دیگری بوی نامه نوشت و رفتار شاه وقت را نکوهیده و ویرا بخدمت خود دعوت کرد . خواجه زندانی از راه احتیاط جوابی به امیر نوشته ، وفاداری خود را به خاندان شاه جائر ابراز داشت . این نامه بدست پادشاه افتاد و از کرده خود پشیمان شد و عذر خواست که : (( خطا کردم ترا بی جرم آزردن )) ، گفت (( ای پادشاه روی زمین ! بنده در این حالت مرخداوند را خطائی نمی بیند ، تقدیر خداوند تعالی رفته بود که مرین بنده را مکروهی رسد ، بدست تو اولیتر که سوابق بر این بنده داری و ایادی منت)).
نوشیروان همچنین به هرفر پند میدهد :
مراعات دهقان کن از بهر خویش
که مزدور خوشدل کند کار بیش
سعدی در بوستان بطور مطلق نصیحت نمیدهد ، در هدایت مردم به نیکی به آنها نشان میدهد که خیر و مصلحت خود آنها در خوبی کردن است . از زبان انوشیروان به هرفر میگوید: در مراعات حال دهقان ، تو رعایت خود میکنی و بخویشتن سود میرسانی ، زیرا مزدور خوشدل بهتر و بیشتر کار می کند و تو از نتیجه کار او بهره مند میشوی.این همان اصلی است که خردمندان و مصلحین در قرون اخیر گفته و بکارفرمایان نشان داده اند که راه انتفاع آنها – راه مطمئن و سالم بهره برداری ـ در اینست که کارگران آسوده و از آینده خود مطمئن باشند . بیان مبادی اخلاقی بطور مجرد ، یعنی خوبی و بدی صفاتی را قطع نظر از نتایج آنی و طبیعی آن گفتن ، چندان موثر نیست .
افراد بشر در پی منافع خویشند . بدکاران به قصد جلب نفع بدی میکنند ، پس بر مربیان
اخلاقست که با بیانها و تقریب های گوناگون به آنها نشان دهند که خیر آنها و مصلحت آنها و نفع همین دنیا و زندگانی آنها در این است که از بدی بپرهیزند . علت اینکه بسیاری از اوامر و نواهی دینی سست و متروک می ماند برای همین است که هادیان دین عواقب تخلف از آن اوامر و نواهی را بدنیای دیگر محول کرده اند .
دنیای دیگر بقدری دور است که نمی تواند بشر ضعیف و حریص را ، بشریکه منافع آنی و
روزانه خود را می جوید ، از ارتکاب شد بازدارد . همچنین اکثریت جامعه بشری حسن و قبح ، خوبی و بدی را درک نمی کند . پس بهترین و نتیجه بخش ترین راه تهذیب اینستکه تمام تعالیم دینی و اخلاقی را به خیر و مصلحت خود مردم مرتبط سازند و نشان دهند که راه کج مستلزم سقوط و تباهی زندگانی خود آنها میشود . سعدی در بوستان این روش را بیشتر بکار بسته است.
به پادشاه مطلق العنان نشان داده میشود که خیر و صلاح ، یعنی بقاء ملک و سلطنت در گسترش داد است و ظلم و تعدی موجب زوال ملک و قدرت میشود.
بوستان لبریز از مطالب است ، ولی بعضی ابواب آن بطور خاصی جذاب و فتانست :
فصل چهارم (( در فضیلت تواضع است )) اما تنها در فضیلت تواضع نیست ، در انصاف ،
گذشت و جوانمردی تمثیل های ارزنده ای دارد ک هگاهی دستورهای حضرت مسیح ( ع ) را بیاد انسان می آورد:
چرا دامن آلوده را حد زنم
چو در خود شناسم که تر دامنم
مکن عیب خلق ای خردمند فاش
بعیب خود از خلق مشغول باش
از جمله ، حکایت مرد تباهیست که سراسر عمر را با فساد و شر گذرانده بود . روزی حضرت مسیح را می بیند که بصومعه زاهدی فرود می آید ، مجذوب روحانیت او شده بصومعه میرود.ولی عابد که مرد فاسد را میشناخت روی در هم کشیده ویرا ار محضر خود میراند ، در حال از خداوند به عیسی وحی آمد که :
به بیچارگی هر که آید برم
نیندازمش ز آستان کرم
وگر عار دارد عبادت پرست
که در خلد با وی شود هم نشست
بگو ننگ از او در قیامت مدار
که او را به جنت برند این به نار
در بوستان گاهی (( فضایل )) برای ذات خود ستودنیست زیرا زیبا است و زیبائی ، زیان سعدی را بسرودن میگشاید و گاهی از لحاظ اثر وضعی و بیچون و چرائی که بر آن مترتب است . گاهی تواضع و گذشت بصورت عملی پسندیده از روح کریمی سر میزند مانند حکایت مستی که بربط را بر سر پارسائی شکست .
یکی بربطی در بغل داشت مست
بشب بر سر پارسائی شکست
چو روز آمد آن نیکمرد سلیم
بر سنگدل برد یک مشت سیم
که دوشنبه معذور بودی و مست
تو را و مرا بربط و سر کشست
مرا به شد آن زخم و برخاست بیم
ترا به نخواهد شد الا بسیم
و گاهی اثر شوم و زیانبخش غرور و خودپسندی بدین صورت بیان میشود :
یکی در نجوم اندکی دست داشت
و لیک از تکبر سری مست داشت
بر کوشیار آمد از راه دور
دلی پر ارادت سری پرغرور
خردمند از او دیده بر دوختی
یکی حرف در وی نیاموختی
چو بی بهره عزم سفر کرد باز
بدو گفت دانای گردن فراز
تو خود را گمان برده ای پرخرد
انائی که پر شد دگر خون برد ؟
ز دعوی پری ز آن تهی میروی
تهی آی تا پر معانی شوی
ز هستی در آفاق ، سعدی صفت
تهی گرد و باز آی ، پر معرفت
از خواندن حکایت فوق بیماری مزمن خودپسندی که امروز محسوسترین نقطه ضعف ما را
تشکیل میدهد در ذهن شخص مصور میشود . وقتی خوب کاوش کنیم می بینیم همین یک
خوی نکوهیده مصدر بسیاری از ناهنجاریها و ناسازگاریهای اجتماعی ، میباشد : انصاف و مروت در زیر تازیانه آن کرخ میشود ، معایب و نقایص ما در هر ناحیه از زندگانی راکد و سیر تحول و رفتن به سوی کمال متوقف میماند : حکومت تاب شنیدن انتقاد ندارد ، انتقادکننده اعتدال و انصاف را از دست میدهد . نویسنده و شاعر گفته های خود را نمونه کمال پنداشته ، هرگونه خرده گیریرا بر بی انصافی حمل می کند . کار خودپسندی و غرور ما بجائی رسیده است که هر مادری دختر خود را زیباترین دختران شهر میداند . هر پدری پسر خود را نابغه و برتر از تمام جوانان تصور می کند . چنانکه سعدی هم در این باب میگوید :
(( هر کس را عقل خود بکمال نماید و فرزند خود بجمال ))
گاهی حکایت بوستان تصویر زنده ایست از وضع اجتماع مانند سرگذشتی که برای خود سعدی رویداده است و از قراین بر می آید که هنگام سیر و سیاحت در یکی از بلاد غربت بخانه قاضی شهر که عده ای اهل فضل نیز حضور داشته اند وارد میشود ، وصف نعال را اختیار نکرده بر جائی که متناسب شان خود پنداشته است می نشیند . نوکر قاضی که ا زسرووضع سعدی ، او را ولگردی گستاخ تشخیص میدهد از آنجایش بلند کرده در پایین مجلس مینشاند که :
نه هر کس سزاوار باشد به صور
کرامت به فضل است و رتبت بقدر
به عزت هر آنکو فروتر نشست
بخواری نیفتد ز بالا به پست

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  37  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله زندگینامه سعدی

دانلود مقاله کارآموزی رشته حسابداری دانشگاه پیام نور

اختصاصی از فی بوو دانلود مقاله کارآموزی رشته حسابداری دانشگاه پیام نور دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

چکیده
دانشگاه پیام نور به مرکزیت قزوین: چهار استان قزوین، گیلان، زنجان و اردبیل در مجموع چهارده مرکز و سه واحد دانشگاهی را تحت پوشش خود دارد که از اواخر سال 1374 فعالیت خود را جهت تسریع در مسائل امور اداری مالی، آموزشی عمرانی و فرهنگی آغاز نموده است.
از زمان شروع به کار تا اواخر سال 1378 کلیه فعالیتهای مالی منطقه با مسئول مالی و عاملیت ذیحسابی اداره می شد که با سعی و تلاش مسئولین محترم وقت در سازمان مرکزی و مناطق، مدیریت امور مالی موفق شد با استقرار ذیحسابی در مناطق سرعت بیشتری را در انجام امور محموله داشته باشد بخش کوچکی از امور مالی ذیحسابی دانشگاه پیام نور منطقه یک به شرح زیر است :

 

« سرفصلهای حسابهای مستقل و کل دانشگاهها و موسسات آموزش عالی »
1) حساب مستقل وجوه اعتبارات جاری
2) حساب مستقل وجوه اعتبارات عمرانی
3) حساب مستقل وجوه هدایا و کمکهای مردمی
بدون شک برای بهره مندی، ارتقاء کیفیت به روز بودن و هماهنگی های لازم در فعالیتهای مالی منطقه و مراکز تحت پوشش نیازمند برنامه های یکنواخت و محلی در سطح منطقه است.
دانشگاه پیام نور از ساختمانهای مختلفی تشکیل شده است. که یکی از اینها ساختمان اداری است که این ساختمان از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است :
1) قسمت امور اداری و مالی
2) قسمت امور فرهنگی و برنامه ریزی درسی
3) قسمت کارپردازی و امور مالی و انبار
4) قسمت آموزش و امور فارغ التحصیلی دانشگاه
رشته های تحصیلی در دانشگاه پیام نور تشکیل شده است از :
1) رشته های روانشناسی
2) مدیریت و بازرگانی
3) آمار و ریاضی
4) جغرافیا
5) الهیات و اقتصاد
6) مهندسی کشاورزی
7) علوم سیاسی
8) حقوق
در قسمت امور اداری کارهای مختلفی صورت می گیرد که از حسابداری دولتی استفاده می شود که همانطور که قبلاً گفتم : از حساب مستقل وجوه اعتبارات جاری، حساب مستقل وجوه اعتبارات عمرانی و حساب مستقل وجوه هدایا و کمکهای مردمی استفاده می شود ولی بیشتر از همه اینها از وجوه مستقل اعتبارات جاری و وجوه مستقل اعتبارات عمرانی استفاده می کنند.

 

 

 

 

 



فهرست مطالب
چکیده 2
فصل اول
حساب مستقل وجوه جاری 6
نحوه ثبت فعالیت‌های مالی حساب وجوه جاری 8
نحوه به دست آوردن مبالغ برای حساب مستقل وجوه جاری 9
فصل دوم
حساب مستقل وجوه عمرانی 17
نحوه ثبت فعالیت‌های مالی حساب وجوه عمرانی 18
فصل سوم
حساب مستقل هدایا و کمکهای مردمی 21
نحوه ثبت فعالیت‌های مالی حساب مستقل هدایا و کمکهای مردمی 21
فصل چهارم
نکات راهنماییهای لازم در رابطه با نرم افزار حسابداری و افکار سیستم 22
فصل پنجم
نحوه ثبت نام دانشجویان 28
نحوه تسویه حساب دانشجویان 31
جدول 32
فصل ششم
روش پول پرداختی دانشجو و بستن پرونده دانشجویی 33

 

فصل اول
حساب مستقل:
یکی از اصول و استانداردهای مهم حسابداری دولتی لزوم ایجاد ونگهداری واحدهای حسابداری ومالی مستقل تحت عنوان حسابهای مستقل می باشد و علت اصلی نگهداری حسابهای مستقل آن است که سازمانهای دولتی باید برای درآمدها و سایر منابع مالی که برای مصارف خاص و محدود طبق قوانین و مقررات دریافت می نمایند. واحدهای حسابداری جداگانه ایجاد نمایند که به هفت طبقه تقسیم بندی شده است که نحوه نگهداری آن به شرح زیر است:

 


رقم اول کد حساب

 

1
2
3
4
5
6
7
حساب مستقل وجوه اعتبارات جاری
حساب مستقل وجوه اعتبارات عمرانی
حساب مستقل وجوه اعتبارات اختصاصی
حساب مستقل وجوه سایر منابع
حساب مستقل وجوه سپرده
حساب مستقل وجوه بازنشستگی
حساب مستقل وجوه هدایا وکمکهای مردمی

 

 

 

فهرست حساب های حساب مستقل وجوه جاری به سه گروه زیر طبقه بندی می شود:
گروه اول : گروه حسابهای بودجه ای
گروه دوم : گروه حسابهای ترازنامه ای
گروه سوم : گروه حسابهای درآمد و هزینه
در گروه اول، ریز حسابهای بودجه ای تشکیل شده از :
1) جاری با ذیحسابی
2) اعتبارات مصوب
3) اعتبارات تخصیص یافته
4) اعتبارات مصرف شده
5) ذخیره اعتبارات پرداختی های غیر قطعی
در گروه دوم، ریزحسابهای ترازنامه ای تشکیل شده از:
1) حساب بانک پرداخت
2) پیش پرداخت
3) تنخواه گردان پرداخت
4) علی الحساب
5) بدهی به سایر حسابهای مستقل
6) بدهی به سایر سازمانها
7) مازاد

 

در گروه سوم، حسابهای درآمد و هزینه تشکیل شده از :
1) دریافتی از ذیحسابی
« نحوه ثبت فعالیتهای مالی حساب مستقل وجوه جاری »
1) ثبت سند افتتاحیه
2) ابلاغ بودجه
3) دریافت تنخواه گردان از ذیحسابی منطقه
4) ثبت مربوط به پرداخت تنخواه به کارپرداز مرکز
5) ثبت پرداخت علی الحساب
6) ثبت پیش پرداخت
1) ثبت سند افتتاحیه : در آغاز شروع کار با سیستم کامپیوتری ثبت سند افتتاحیه توسط کاربر انجام می شود. برای این منظور مانده حسابهای بانک، تنخواه گردان پرداخت، پیش پرداخت و علی الحساب را از دفاتر دستی استخراج نموده و ثبت مربوطه به شکل زیر انجام می پذیرد :
جاری با ذیحسابی
اعتبارات تخصیص یافته
ذخیره اعتبارات غیر قطعی
بانک پرداخت
تنخواه گردان پرداخت
پیش پرداخت
علی الحساب
مازاد
نکته : تنخواه گردان پرداخت، پیش پرداخت و علی الحساب جزء حساب مستقل ذخیره اعتبارات غیرقطعی است.

 


طرز تهیه بدست آوردن مبالغ برای حسابهای مستقل وجوه جاری :
مانده حسابهای تنخواه گردان به اضافه پیش پرداخت به اضافه علی الحساب را ( در صورت داشتن موجودی) با هم جمع نموده و معادل آن حساب ذخیره اعتبارات غیرقطعی را بستانکار و حسابهای فوق را بدهکار می نمائیم.
سپس در این مرحله با بدست آوردن مانده حسابها ( اعتبارات تخصیص یافته به اضافه ذخیره اعتبارات غیرقطعی ) معادل آن حساب جاری با ذیحسابی را بدهکار و حساب مازاد در بستانکار می نمائیم. که این رقم دقیقاً برابر با جمع مانده حسابهای بانک، علی الحساب، تنخواه و پیش پرداخت می شود.
لازم به ذکر است که ثبت سند افتتاحیه زمانی صورت می پذیرد که سیستم برای اولین بار مورد استفاده قرار گرفته و اطلاعات اولیه باید به صورت دستی وارد کامپیوتر شود. لیکن از سالهای بعد از شروع کار سیستم به صورت اتوماتیک سند افتتاحیه و اختتامیه را ثبت خواهد کرد.
نکته بسیار مهمی که در اینجا لازم به ذکر است این مطلب است که هر یک از حسابهای فوق دارای حساب و یا حسابهای معین می باشد که ثبت آنها در هر یک از حسابهای کل ضروری می باشد.
2- ابلاغ بودجه یا تصویب بودجه : به این مفهوم است که تایید و تجویز برنامه های مالی دولت بوسیله قوه مقننه می باشد. در این مرحله بودجه ای که دولت تهیه و پیشنهاد نموده است قبل از شروع سال مالی اجرای بودجه به صورت قانون در می آید و جهت اجرا به دولت یا سازمان ابلاغ می شود.
برای نوشتن ابلاغ بودجه در کاربر از کد حساب، عنوان حساب ها ، جزء یا مبلغ، بدهکار و بستانکار استفاده می شود. فرضاً ارقام مندرج در کاربر جهت یادگیری عنوان شده است.

 

کد حساب عنوان حسابها جزء بد بس
110 حساب بودجه 000/27228164
1103041 فصل اول 000/67768
1102021 فصل اول برنامه 000/000/400
1102022 سایر فصول برنامه 000/285288
1102031 فصل اول برنامه 000/000/000/1
1102032 سایر فصول برنامه 000/148910
1102991 فصل اول 000/000/200
1102992 سایر فصول برنامه 000/110029
1102062 سایر فصول برنامه 000/335482
1103032 سایر فصول برنامه 000/180687
2 1 حساب اعتبارات مصوب 000/27228168
جمع 000/27228168 000/27228168
3) دریافت تنخواه از ذیحسابی منطقه : معادل مبلغی که از طرف منطقه بر حسب برنامه اعتباری به آن مرکز تنخواه پرداخت می شود. که به این صورت ثبت می شود.
« دریافتی از ذیحسابی و حساب جاری »
جاری با ذیحسابی
فصول اول برنامه
سلیر فصول برنامه
« اعتبارات مصوب بودجه »
اعتبارات مصوب
فصول برنامه
سایر فصول برنامه
بودجه
فصول برنامه
سایر فصول برنامه
« بانک پرداخت، اعتبارات تخصیص یافته »
بانک تجارت جاری
فصول اول برنامه
سایر فصول برنامه
4) ثبت مربوط به پرداخت تنخواه به کارپرداز مرکز : یک مبلغ معینی است که ذی الحساب از محل تنخواه گردان حسابداری به منظور انجام پرداخت های جزئی در اختیار عاملین ذی الحساب که واحد تدارکات و کارپردازی می باشد. که دارای ثبت های زیر می باشد.
«اعتبارات تخصیص یافته و ذخیره اعتبارات غیر قطعی »
اعتبارات تخصیص یافته
سایر فصول برنامه
حساب ذخیره اعتبارات غیر قطعی
سایر فصول برنامه
« تنخواه گردان پرداخت، بانک پرداخت »
تنخواه گردان پرداخت
آقای محسنی
حساب بانک پرداخت
بانک تجارت جاری
5) ثبت پرداخت علی الحساب : یک مبلغ معینی است که بابت پرداخت قسمتی از بهای کالا یا خدمت تحویل شده پرداخت می شود. که دارای ثبت زیر می باشد.
« اعتبارات تخصیص یافته، ذخیره اعتبارات غیر قطعی »
اعتبارات تخصیص یافته
فصل اول برنامه
ذخیره اعتبارات غیر قطعی
فصل اول برنامه
علی الحساب
آقای برزگر
بانک پرداخت
بانک تجارت جاری

 

6) ثبت پیش پرداخت : یک مبلغ معینی است که قبل از دریافت کالا و خدمت پرداخت می شود. که دارای ثبت زیر می باشد.
« اعتبارات تخصیص یافته، ذخیره اعتبارات غیر قطعی »
اعتبارات تخصیص یافته
فصل اول برنامه
ذخیره اعتبارات غیر قطعی
فصل اول برنامه
پیش پرداخت
آقای برزگر
بانک پرداخت
بانک تجارت جاری
7) ثبت اسناد هزینه قطعی تنخواه گردان : هنگامی که تنخواه گردان بابت مخارجی که انجام داده سند می آورد که دارای ثبت زیر می باشد.
« ذخیره اعتبارات غیر قطعی، اعتبارات مصرف شده »
ذخیره اعتبارات غیر قطعی
سایر فصول برنامه

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   36 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کارآموزی رشته حسابداری دانشگاه پیام نور

دانلود مقاله علل تخریب و فرسودگی سازه های بتونی

اختصاصی از فی بوو دانلود مقاله علل تخریب و فرسودگی سازه های بتونی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

علل مختلفی که باعث فرسودگی و تخریب سازه های بتنی می شوند - علائم هشدار دهنده که کار مرمت را الزامی می دارند.
1- علل فرسودگی و تخریب سازه های بتنی
(CAUSES OF DETERIORATIONS)
علل مختلفی که باعث فرسودگی و تخریب سازه های بتنی می شود همراه با علائم هشدار دهنده دیگری که کار تعمیرات را الزامی می دارند، در نخستین بخش از کتاب مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرند:
1-1- نفوذ نمکها
(INGRESS OF SALTS)
نمکهای ته نشین شده که حاصل تبخیر و یا جریان آبهای دارای املاح می باشند و همچنین نمکهایی که توسط باد در خلل و فرج و ترکها جمع می شوند، هنگام کریستالیزه شدن می توانند فشار مخربی به سازه ها وارد کنند که این عمل علاوه بر تسریع و تشدید زنگ زدگی و خوردگی آرماتورها به واسطه وجود نمکهاست. تر وخشک شدن متناوب نیز می تواند تمرکز نمکها را شدت بخشد زیرا آب دارای املاح، پس از تبخیر، املاح خود را به جا می گذارد.
1-2- اشتباهات طراحی
(SPECIFICATION ERRORS)
به کارگیری استانداردهای نامناسب و مشخصات فنی غلط در رابطه با انتخاب مواد، روشهای اجرایی و عملکرد خود سازه، می تواند به خرابی بتن منجر شود. به عنوان مثال استفاده از استانداردهای اروپایی و آمریکایی جهت اجرای پروژه هایی در مناطق خلیج فارس، جایی که آب و هوا و مواد و مصالح ساختمانی و مهارت افراد متفاوت با همه این عوامل در شمال اروپا و آمریکاست، باعث می شود تا دوام و پایایی سازه های بتنی در مناطق یاد شده کاهش یافته و در بهره برداری از سازه نیز با مسائل بسیار جدی مواجه گردیم.
1-3- اشتباهات اجرایی
(CON STRUCTION ERRORS)
کم کاریها، اشتباهات و نقصهایی که به هنگام اجرای پروژه ها رخ می دهد، ممکن است باعث گردد تا آسیبهایی چون پدیدهء لانه زنبوری، حفره های آب انداختگی، جداشدگی، ترکهای جمع شدگی، فضاهای خالی اضافی یا بتن آلوده شده، به وجود آید که همگی آنها به مشکلات جدی می انجامند.
این گونه نقصها و اشکالات را می توان زاییدهء کارآئی، درجهء فشردگی، سیستم عمل آوری، آب مخلوط آلوده، سنگدانه های آلوده و استفاده غلط از افزودنیها به صورت فردی و یا گروهی دانست.
1-4- حملات کلریدی
(CHLORIDE ATTACK)
وجود کلرید آزاد در بتن می تواند به لایهء حفاظتی غیر فعالی که در اطراف آرماتورها قرار دارد، آسیب وارد نموده و آن را از بین ببرد.
خوردگی کلریدی آرماتورهایی که درون بتن قرار دارند، یک عمل الکتروشیمیایی است که بنا به خاصیتش، جهت انجام این فرآیند، غلظت مورد نیاز یون کلرید، نواحی آندی و کاتدی، وجود الکترولیت و رسیدن اکسیژن به مناطق کاتدی در سل (CELL)خوردگی را فراهم می کند.
گفته می شود که خوردگی کلریدی وقتی حاصل می شود که مقدار کلرید موجود در بتن بیش از 6/0 کیلوگرم در هر متر مکعب بتن باشد. ولی این مقدار به کیفیت بتن نیز بستگی دارد.
خوردگی آبله رویی حاصل از کلرید می تواند موضعی و عمیق باشد که این عمل در صورت وجود یک سطح بسیار کوچک آندی و یک سطح بسیار وسیع کاتدی به وقوع می پیوندد که خوردگی آن نیز با شدت بسیار صورت می گیرد. از جمله مشخصات (FEATURES ) خوردگی کلریدی، می توان موارد زیر را نام برد:
(الف) هنگامی که کلرید در مراحل میانی ترکیبات (عمل و عکس العمل) شیمیایی مورد استفاده قرار گرفته ولی در انتها کلرید مصرف نشده باشد.
(ب) هنگامی که تشکیل همزمان اسید هیدروکلریک، درجه PH مناطق خورده شده را پایین بیاورد. وجود کلریدها هم می تواند به علت استفاده از افزودنیهای کلرید باشد و هم می تواند ناشی از نفوذیابی کلرید از هوای اطراف باشد.
فرض بر این است که مقدار نفوذ یونهای کلریدی تابعیت از قانون نفوذ FICK دارد. ولی علاوه بر انتشار (DIFFUSION) به نفوذ (PENETRATION) کلرید احتمال دارد به خاطر مکش موئینه (CAPILLARY SUCTION) نیز انجام پذیرد.
1-5- حملات سولفاتی
(SULPHATE ATTACK)
محلول نمکهای سولفاتی از قبیل سولفاتهای سدیم و منیزیم به دو طریق می توانند بتن را مورد حمله و تخریب قرار دهند. در طریق اول یون سولفات ممکن است آلومینات سیمان را مورد حمله قرار داده و ضمن ترکیب، نمکهای دوتایی از قبیل:THAUMASITE و ETTRINGITEتولید نماید که در آب محلول می باشند. وجود این گونه نمکها در حضور هیدروکسید کلسیم، طبیعت کلوئیدی(COLLOIDAL) داشته که می تواند منبسط شده و با ازدیاد حجم، تخریب بتن را باعث گردد. طریق دومی که محلولهای سولفاتی قادر به آسیب رسانی به بتن هستند عبارتست از: تبدیل هیدروکسید کلسیم به نمکهای محلول در آب مانند گچ (GYPSUM) و میرابلیت MIRABILITE که باعث تجزیه و نرم شدن سطوح بتن می شود و عمل LEACHING یا خلل و فرج دار شدن بتن به واسطه یک مایع حلال، به وقوع می پیوند.
1-6- حریق
(FIRE)
سه عامل اصلی وجود دارد که می توانند مقاومت بتن را در مقابل حرارت بالا تعیین کنند. این عوامل عبارتند از:
(الف) توانایی بتن در مقابله با گرما و همچنین عمل آب بندی، بدون اینکه ترک، ریختگی و نزول مقاومت حاصل گردد.
(ب) رسانایی بتن (CONDUCTIVITY)
(ج) ظرفیت گرمایی بتن(HEAT CAPACITY)
باید توجه داشت دو مکانیزم کاملاً متضاد انبساط (EXPANSION) و جمع شدگی مسؤول خرابی بتن در مقابل حرارت می باشند. در حالی که سیمان خالص به محض قرار گرفتن در مجاورت حرارتهای بالا، انبساط حجم پیدا می کند، بتن در همین شرایط یعنی در معرض حرارتهای (دمای) بالا، تمایل به جمع شدگی و انقباض نشان می دهد. چون حرارت باعث از دست دادن آب بتن می گردد، نهایتاً اینکه مقدار انقباض در نتیجه عمل خشک شدن از مقدار انبساط فراتر رفته و باعث می شود جمع شدگی حاصل شود و به دنبال آن ترک خوردگی و ریختگی بتن به وجود می آید .به علاوه در درجه حرارت 400 درجه سانتی گراد، هیدروکسید کلسیم آزاد بتن که در سیمان پر تلند هیدراته شده موجود است، آب خود را از دست داده و تشکیل اکسید کلسیم می دهد. سپس خنک شدن مجدد و در معرض رطوبت قرار گرفتن باعث می شود، تا از نو عمل هیدراته شدن حاصل شود که این عمل به علت انبساط حجمی موجب بروز تنشهای مخرب می گردد. هچنین انبساط و انقباض نا هماهنگ و متمایز (DIFFERENTIAL EXPANSION AND CONTRACTION)مواد تشکیل دهنده بتن مسلح مانند آرماتور، شن، ماسه و ... می توانند در ازدیاد تنشهای تخریبی نقش مؤثری داشته باشند.
1-7- عمل یخ زدگی
(FROST ACTION)
برای بتنهای خیس، عمل یخ زدگی یک عامل تخریب می باشد، چون آب به هنگام یخ زدن ازدیاد حجم پیدا کرده و باعث تولید تنشهای مخرب درونی شده و لذا بتن ترک می خورد. ترکها و درزهائیی که نتیجه یخ زدگی و ذوب متناوب می باشند، باعث می گردند سطح بتن به صورت پولکی درآمده و بر اثر فرسایش، خرابی عمق بیشتری یابد بنابراین عمل یخ ز دگی بتن و میزان تخریب حاصله، بستگی به درجه تخلخل و نفوذپذیری بتن دارد که این موضوع علاوه بر تأثیر ترکها و درزهاست.
1-8- نمکهای ذوب یخ
(DE-ICING SALTS)
اگر برای ذوب نمودن یخ بتن، از نمکهای ذوب یخ استفاده شود، علاوه بر خرابیهای حاصله از یخ زدگی، ممکن است همین نمکها نیز باعث خرابی سطحی بتن گردند. چون باور آن است که خرابیهای حاصل از نمکهای ذوب یخ، در نتیجه یک عمل فیزیکی به وقوع می پیوندد، غلظت نمکها، موجود بودن آبی که قابلیت یخ زدگی داشته باشد و در کل فشارهای هیدرولیکی و غشایی (OSMOTIC) نقش بسیار مهمی در دامنه و وسعت خرابیها ایفا می کنند.
1-9- عکس العمل قلیایی سنگدانه ها
(ALKALI-AGGREGATE REACTION)
در این قسمت می توان از واکنشهای "قلیایی- سیلیکا" و "قلیایی- کربناتها" نام برد.
عکس العمل قلیایی – سیلیکا(ALKALI-SILICA) عبارتست از: ژلی که از عکس العمل بین هیدروکسید پتاسیم و سیلیکای واکنش پذیر موجود در سنگدانه حاصل می شود. بر اثر جذب آب، این ژل انبساط پیدا کرده و با ایجاد تنشهایی منجر به تشکیل ترکهای درونی در بتن می شود. واکنش قلیایی –کربنات، بین قلیاهای موجود در سیمان و گروه مشخصی از سنگهای آهکی (DOLOMITIC) که در شرایط مرطوب قرار می گیرند، به وقوع می پیوندد. در اینجا نیز انبساط حاصله باعث می شود تا ترکهایی ایجاد شود یا در مقاطع باریک خمیدگیهایی به وجود آید.
1-10- کربناسیون
(CARBONATION)
گاه لایه حفاظتی که در مجاورت آرماتور داخل بتن موجود است، در صورت کاهش PH بتن اطراف، به کلی آسیب دیده و از بین می رود. بنابراین نفوذ دی اکسید کربن از هوا، عکس العملی را با بتن آلکالین ایجاد می نماید که حاصل آن کربنات خواهد بود و در نتیجه درجه PH بتن کاهش می یابد. همچنان که این عمل از سطح بتن شروع شده و به داخل بتن پیشروی می نماید؛ آرماتور بتن تحت تأثیر این عمل دچار خوردگی می گردد. علاوه بر خوردگی، دی اکسید کربن و بعضی اسیدهای موجود در آب دریا می توانند هیدروکسید کلسیم را در خود حل کرده و باعث فرسایش سطح بتن گردند.
1-11- علل دیگر
(OTHER CAUSES)
علل بسیار دیگری نیز باعث آسیب دیدگی و خرابی بتن می شوند که در سالهای اخیر شناسایی شده اند. بعضی از این عوامل دارای مشخصات خاصی بوده و کاربرد بسیار موضعی دارند. مانند تأثیر مخرب چربیها بر کف بتن کشتارگاهها، مواد اولیه در کارخانه ها و کارگاههای تولیدی، آسیب حاصله از عوارض مخرب فاضلابها و مورد استفاده قرار دادن سازه هایی که برای منظورها و مقاصد دیگری ساخته شده باشند، نه آنچه که مورد بهره برداری است. مانند تبدیل ساختمان معمولی به سردخانه، محل شستشو، انباری، آشپزخانه، کتابخانه و غیره. با این همه اکثر آنها را می توان در گروههای ذیل طبقه بندی نمود:
(الف) ضربات و بارههای وارده (ناگهانی و غیره) در صورتی که موقع طراحی سازه برای این گونه بارگذاریها پیش بینیهای لازم صورت نگرفته باشد.
(ب) اثرات جوی و محیطی
(پ) اثرات نامطلوب مواد شیمیایی مخرب
تحلیل سازه اى ساختمان هاى آسیب دیده زلزله بم
زلزله یکى ازمخرب ترین نیروهاى طبیعت است که در قرن گذشته جان میلیون ها نغر از مرد م جهان را گرفته و خرابیهاى زیادى به بار آورده است . در سالیان گذشته این پدیده ویرانگر در کشور ما نیز خسارت جانى و مالى و همحنین تاثیرات منفى اجتماعى و اقتصادى بسیارى را به جا گذاشته است . بنابراین در این مقاله سعى شده است با مشخص نمودن جزییات کامل عوامل تخریب سازه هاى اسکلت فلزى ، بتن آرمه و همچنین بنایى به همراه تصاویر مربوط به آن ها کاهش تلفات زلزله در مناطق زلزله خیز کشور را به دنبال داشته باشد.

 

با نگاهى به نتایج به دست آمده از تحلیل سازه اى ساختمان هاى آسیب دیده ى زلزله بم به راحتى مى توان دریافت که ضعف هاى اجرایى و عدم نظارت دقیق بر مهندسین ناظر عامل اصلى این صدمات جبران ناپذیر شده است .
بنابراین در این مقاله سعى بر آن است تا نمونه هایى از این ضعف ها به همراه تصاویر مربوط به آن ها نشان داده شود تا نگرش هایى جدى بر این قوانین موجود در این امر مهم و حیاتى انجام شود.
1) ساختمانهای اسکلت فلزی :
به طور کلى عواملى که باعث تخریب سازه هاى فولادى بم گردیده است را مى توان در عوامل زیر خلاصه کرد:
1-1) کف ستون ها :
الف) ابعاد نامناسب کف ستون ها ، سخت کننده ها و جوشکارى آن ها
ب) سطح مقطع کم میل مهارها به خصوص در کف ستون هایى که بادبندها به آنها منتهى مى شود
ج) استقرار نامناسب ستون برکف ستون
1-2) تیرها ، ستون ها و اتصال تیر به ستون
الف) اتصالات نامناسب تیر به ستون و کیفیت بد جوشکارى آن ها
ب) در اتصالات مفصلى ابعاد نامناسب اجزاى اتصال ، سخت کننده ها و جوشها
ج) در اتصالات گیردار عدم اجراى سخت کننده هاى جان ستون و تامین طول و بعد جوش کافى براى ورق هاى فوقانی و تحتانی
د) اتصالات نامناسب تیرهایى که داخل سقف صلب قرار نمى گیرند ولى نیروى محورى زیادى براى انتقال بار به سیستم هاى مهاربندى متحمل مى گردند
ه) انتخاب نامناسب ابعاد و فاصله بست ها در ستون ها و کیفیت بد جوشکارى آن ها
و) تقویت هاى برشى و خمشى نامناسب در تیرهاى لانه زنبورى
1-3) بادبندها :
الف) انتخاب مهاربندى هاى لاغر به طوریکه توان کافى براى تحمل سهم نیروى فشارى خود را نداشته باشند
ب) جهت قرارگیرى نامناسب مهاربندها
ج) عدم وجود ورق هاى بست در مهاربندى هاى زوج و یا فاصله زیاد بست ها با همدیگر
د) نقص در وصله اعضای مهاربندى به طوری که تولید خمش در ستون ها بنماید
ه) انتخاب موقعیت نامناسب براى استقرار بادبندها
و) انتخاب ابعاد نامناسب براى ورق اتصال چه در گوشه و چه در اتصال میانى
ز) ابعاد ناکافى ورق اتصال به جهت انتقال تنش به سایر اجزاى سازه
ح) ابعاد ورق اتصال به جهت انتقال تنش از بادبند به ورق و تامین طول جوش کافى در محل اتصال مهاربند به ورق
ت) ابعاد ورق اتصال به جهت انتقال تنش ورق به تیر یا ستون
م) محل نامناسب اتصال ورق اتصال با تیر و ستون به طوریکه باعث پارگى ستون شده است
1-4) انتخاب سیستم نامناسب باربر قایم جهت پوشش سقف ها .
1-5) انتخاب سقف هاى با صلبیت ناکافى براى قاب هاى بادبندى شده .
1-6) انتخاب قاب بندى نامناسب براى باربرى جانبى .
1-7) انتخاب سیستم نامناسب مهاربندى به طوریکه از پایدارى کافى برخوردار نباشد .
1-8) منظور نکردن عملکرد سه بعدى سازه در سازه هاى نامنظم در ارتفاع و در پلان .

 

1-9) عدم تحلیل عملکرد سقف هایى با بازشدگى زیاد .
1-10) استفاده از پرکننده هاى میانقابى با مقاومت ناکافى و اجراى نامناسب آن ها بطوریکه درگیرى کافى به قاب ها نداشته و ایجاد ضربه هایى در سازه بنما ید .
1-11) عدم بکارگیرى درز انقطاع .
1-12) استفاده مشترک از ستون هاى همجوار .
1-13) اجراى نامناسب دیوارهاى نما و دیوارهاى پیرامونی .

 

عکسهای تشریحی از عوامل تخریب در زلزله بم:

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 22   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله علل تخریب و فرسودگی سازه های بتونی

دانلودمقاله طبیعت در ادبیات فارسی

اختصاصی از فی بوو دانلودمقاله طبیعت در ادبیات فارسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 
مقدمه : طبیعت از ابتدا تا امروز همواره یکی از خاستگاه ها و سرچشمه های هنر بوده است. نقاشی مثلا"، از مینیاتورهای چینی و ژاپنی و نقاشی های هندسی آنها بگیریم تا نقاشی ها و مینیاتورهای عصر تیموری و صفوی و تا منظره سازی های نقاشان قرن هفدهم و هجدهم و اوائل قرن نوزدهم مثل "‌‌ترنر " و " کانستبل " و تا نقاشان امپرسیونیست ون گوگ، گوگن،‌‌ مونه،‌ پیسارو و نیز امروزکه در کنار مکاتب گوناگون قرن بیستم آثاری هست که به صورتی نو از طبیعت مایه می گیرد. یا حتی در موسیقی که هنری است شنیداری و در وهله اول چنین به نظر می رسد که با طبیعت هیچ ارتباطش نیست. در صورتی که بسیاری از آثار معروف آهنگسازان نامدار جهان خاستگاهی طبیعی دارد. امثال سمفونی" پاستورال" بتهوون یا"در یچه قوی" چایکوفسکی یـــــا"چهارفصل" ویدالدی، که هر کدام به نحوی بر اثر تاثیر ویژه آهنگساز از طبیعت آفریده شده‌اند و از همه بارزتر در هنر شعر، که نمونه ها و نشانه های آن را از قدیم ترین ایام تا کنون، در آثار منظوم و شاعرانه همه کشورهای جهان می توان دید. از ترانه ها و شعرهای "سافو "و "‌بیلی تیس " در سرزمین سرسبز و سواحل جادویی یونان بگیرید تا شاعران جاهلی عرب مثلا" " امرء القیس " در بیابانهای پر از « ربع و اطلال و دمن » یا تغزلات آغاز قصاید قصیده سرایان قرون پنجم و ششم، مثلا" " فرخی " و " ازرقی " و " خاقانی " و به ویژه " منوچهری " که اصلا" شاعر طبیعت نام گرفته است. تا کلا" همه شاعران رمانتیک قرن نوزدهم سراسر اروپا که دیگر زمینه اصلی و چشم انداز غالب آثار شعر آنها طبیعت رنگارنگ و رویایی است امثال " لامارتین "، "‌ هوگو "، " موسه "، "‌ هاینه "، " بایرون " و بسیاری دیگر، و تا شاعران امروز، مثلا"سن ژون پرس" و رابطه او با دریا و "رابرت فراست" و رابطه او با صحرا و جنگل یا "نیما"‌ و طبیعت مازندران یا "نرودا" که حتی به اجزای طبیعت نیز به چشم اعضای محبوب خود نگاه می کند.
و جز اینان، شاعران دیگر هم. که البته مستقیما"‌ با طبیعت صرف روبه‌رو نیستند. یعنی صرف وصف طبیعت را در شعر آنان نمی توان دید، ولی آنها نیز به نحوی با طبیعت در آمیخته اند و در اشعار آنها، تصویرهای گوناگون طبیعت در حکم ما به ازاء های بیان اندیشه های آنهاست. و البته شاعرانی بوده اند و هستند که مطلقا" با طبیعت سر و کار نداشته اند و طبیعت همواره در حاشیه شعر آنها و در حقیقت تحت ااشعاع دور پروازهای تخیل و تفکر آنها بوده است. مثلاً "فردوسی"‌‌ و "مولوی" و "حافظ" یا "دانته" و "شکسپیر" و "گوته"‌. (طبیعت وشعر در گفتگو باشاعران شاه حسینی،87 و88)
شاید بتوان گفت که در یک دوره از تاریخ، همه انسانها شاعر بوده اند، در آن دوره ای که از رویدادهای عادی طبیعت در شگفت می شدند و هر نوع ادراک حسی از محیط برای آنها تازگی داشت، حیرت آور بود و نام نهادن بر اشیاء خود الهام شعری بود. دیدن صاعقه، با احساس جریان رودخانه و سقوط برگها بدون هیچگونه نسبتی با زندگی انسان، خودبخود تجربه ابتدایی و بیداری شعری و شعوری بود.کشف هر یک از قوانین طبیعت، خود نوعی بیداری است، نوعی تجربه است، نوعی شعر است.
اشعار پر شور بزرگترین شاعر عبری، با تصویرهای وام گرفته از پرستندگان مشرک طبیعت که آنها را احاطه کرده بودند یا در دوران تبعید از دیاری به دیار دیگر می دیدند، سر زده است. در این شعرها هر نمود طبیعت، زنده به نظر می آید، چنان که در اشعار رمی، یونانی، مصری، بابلی و هندی. در ادب (ادبیات) بدوی هندی و در تصاویر اشعار چینی و ژاپنی، طبیعت به مثابه یک کل عظیم خدایی شده، جلوه می کند و در صورتهای جلوه، گر چه در مواردی گوناگون است،‌‌ اما به اشکال مشابه اشارت دارد. (طبیعت وشعر در گفتگو با شاعران شاه حسینی.62)
اولین بار که ادراک نسبی میان عنصری از طبیعت با عنصری دیگر از طبیعت یا زندگی بوجود می‌آید، آن نخستین ادارک کننده نسبت به آن تجربه یا بیداری، شاعر است و آنکه بار دیگر از آن تجربه به همانگونه سخن بگوید، در حقیقت از آگاهی خویش نسبت به آن بیداری اولی سخن گفته است.(طلا در مس، در شعر و شاعری براهنی )
ژراردونروال که می گوید : «آنکه برای نخستین بار روی خوب را به گل تشبیه کرد، شاعر است و دیگران مقلد او».
امروز ناقدان معاصر، بر اساس همین عقیده، می کوشند که شعر را وهنر را تجربه انسان بنامند و قدیمی‌ترین کسی که از شعر به عنوان تجربه یاد کرده است، یکی از ناقدان اسلامی، یعنی ابن اثیر است که در کتاب الاستدراک (1) از ارتباط شعر و تجربه سخن گفته است و در اروپا امیل زولا این تعبیر را رواج داده است.
تجربه شعری چیزی نیست که حاصل اراده شاعر باشد، بلکه یک رویداد روحی است که ناآگاه در ضمیر او انعکاس می یابد، مجموعه ای از حوادث زندگی اوست، به گفته الیوت : خواندن کتاب اسپیوزا وصدای ماشین تایپ و بوی غذایی که برای شام در حال پخته شدن است، همه اینها ممکن است تجربه یک لحظه باشد.
از آنجا که هر کسی در زندگی خاص خود تجربه هایی ویژه خویش دارد، طبعا" صور خیال او نیز دارای مشخصاتی است و شیوه خاصی دارد که ویژه خود اوست و نوع تصاویر هر شاعر صاحب اسلوب و صاحب شخصیتی بیش و کم اختصاصی اوست و آنها که شخصیت مستقل شعری ندارند، اغلب از رهگذر اخذ و سرقت در خیالهای شعری دیگران آثاری بوجود می آورند. (کدکنی. صور خیال در شعر فارسی)
در رابطه با این موضوع و صور خیال و برداشت های شاعران از طبیعت دسته بندی های گوناگونی را می توان انجام دادو همانطور که در ادامه مطالب آورده خواهد شد نوع نگاه شاعر, دوره و زمان زندگی و مسا‌‌ئل اقتصادی وسیاسی و... یا برداشت از طبیعت باعث ایجاد این تفاوتها شده است. برای بیشتر آشنا شدن با این تغییرات در ابتدا به صورت کلی ادوار شعر فارسی و نوع سبکهای بوجود آمده توضیحات مختصری داده خواهد شد و در ادامه به بحث موردی در رابطه با نوع نگاه شاعرانی که بیشترین تاثیراز طبیعت در اشعار آنها دیده می شود می پردازیم : (ابن اثیر. الاستدراک فی الرد علی رساله ابن الدهان، مصر 1958 ص 17 مقدمه.)
ادوار شعر فارسی
ادوار شعر فارسی بنا به آنچه معمول است به صورت زیر تقسیم شده است :
سبک خراسانی، نیمه دوم قرن سوم، قرن چهارم و قرن پنجم
سبک حد واسط یا دوره سلجوقی، قرن ششم
سبک عراقی، قرن هفتم، هشتم و نهم
سبک حد واسط یا مکتب وقوع و واسوخت، قرن دهم
سبک هندی، قرن یازده و نیمه اول دوازده
دوره بازگشت، اواسط قرن دوازده تا پایان قرن سیزدهم
سبک حد واسط یا دوران مشروطیت، نیمه اول قرن چهاردهم
سبک نو، از نیمه دوم قرن چهاردهم به بعد (خلاصه سبک شناسی شعر فارسی، سید)
شعر ایران از آغاز تا قرن ششم هجری
در شعر پارسی این دوره که به سبک خراسانی یا ترکستانی معروف شده است معمولترین قالب شعری قصیده و مثنوی است و از نظر محتوانوع غالب در مثنوی حماسه است ودر قصیده مدح وستایش و وصف طبیعت است وهجو که مسائل اجتماعی و عواطف شخصی شاعر است رادرآن راهی نیست. در این دوره شاهنامه های منظومی چون شاهنامه دقیقی، گرشاسبنامه اسدی توسی، شاهنامه فردوسی و... تالیف شد. ( نوبخت. نظم ونثر پارسی در زمینه اجتماعی)
مختصات فکری سبک خراسانی
شعر این دوره شعری شاد و پر نشاط است و از محیط های اشرافی و گردش و تفریح و باغ و بزم سخن می گوید و دلایل آن یکی روحیه ایرانیان کهن و دوم زندگی شاعران بود که صله های گران می گرفتند و مرفه می زیستند و به دربارها رفت و آمد داشتند. با این همه از پند و اندرز و موعظه خالی نیست. روحیه حماسی بر اشعار این دوره حاکم است برونگراست و هرچند دقایق امور عینی را وصف می کند اما با دنیای درون و احساسات و عواطف و هیجان ها و مسائل روحی سر و کار ندارد. توصیف آنقدر غنی است و از جزئیات طبیعت از قبیل انواع گلها و پرنده ها و باغها و می و مطرب و باده انداختن و برف و تیغ و رنگین کمان توصیفات دقیقی شده است. عینی بودن شعر سبب شده است که شاعران به توصیف جزئیات طبیعت بپردازند و شیوه آنها در این زمینه تشبیه مرکب و تشبیه تفصیلی (تشبیه حماسی) است. (سبک شناسی، شمیسا)
شاعران معروف این دوره رودکی، فردوسی، عنصری، فرخی، منوچهری و ناصر خسرو هستند.
شعر پارسی از قرن ششم تا قرن یازدهم :
درسال 616 هجری مغولان بر ایران تاختند وچون آوار بر سر ایران فرود آمدند وتمدن ایران را به تباهی کشاندند آواره گی مداحان آوازه جو بیشتر شد این آواره گی آنان را با ناکامی ها و تباهی های جامعه آشنا کردو تلخکام و نومید و خیال بافشان ساخت شاعران که دیگر به ندرت خادم خان و امیری مقتدر بودند از الفاظ و معانی رسمی و زبان تشریفاتی آزاد شدند و به جای مفاهیم قالبی گذشته به درد دل پرداختند و به جای قصیده و قطعه که مفهوم ها را منظم و منطقی بیان می کرد متناسب با اوضاع واحوال پریشان روزگار به غزل و رباعی که فاقد تسلسل معانی است توسل جستند. مثنوی های حماسی، جای به مثنویهای روایی تغزلی، عرفانی و اخلاقی داد. نابسامانی ها در ادبیات غزل هم رخ نمود به طوری که هرچه از دوران حمله مغول پیش تر می رویم ابیات غزل مستقل تر می شود که اوج آن را در غزلهای حافظ می بینیم. حافظ خود به آن نظم پریشان می گوید. به جز آن دامنه زیبایی شناسی در غزل سبک عراقی گسترده شد. در کنار عناصری چون کمان ابرو و کمند زلف و ترک غارتگر و... که زمینه های اجتماعی آن در چپاولگری های هلاکویی و تیموری وجود داشت عناصر زیبایی شناسی برگرفته از طبیعت هم جای گرفت. شاعر زیبایی گلزار و آب و رنگ ارغوان را در چهره یار دید گل و سنبل و سرو و بوستان و پرندگان و آهوان و حالات آنها به جای آن که در تشبیت قصیده جای بگیرد وسیله ای شد برای وصف معشوق.
در این دوره عناصر زیبایی شناسی مدام در حال دگرگونی است شاعر دیگر به کمند زلف قانع نیست از موی پیچش آن را می بیند و از ابرو اشارتهای ابرو را.
در دوره مورد بحث (سبک عراقی) غزل عاشقانه و عارفانه در کنار هم می زیستند و یکدیگر تاثیر می گذاردند. هم عاشقان معشوق مجازی از تعبیرات عارفانه سود می جستند و هم شعرای عارف تعابیر مجازی را به طور نمادین برای بیان مقصود به کار می بردند. با آغاز نمادگرایی عرفانی در شعر عناصر زیبایی شناسی یاد شده به صورت نمادهای اسطوره ای جاودانه در آمد. کمند موی نماد عالم کثرت شد و خال که از اسباب حسن بود به عالم وحدت تعالی یافت و نمونه های دیگر از این دست. آن گاه عشق مجازی و حقیقی به هم پیوند خورد و شاعر عارف جلوه معشوق ازلی را در جمال معشوق زمینی دید و به آن تعبیر معروف ماه را در طشت خانه به تماشا ایستاد این ویژه گی سبب شده است که در بسیاری از غزلیات این دوره ,بدون آشنایی با جهان بینی شاعر نمی توان خط قاطعی بین آن دو کشید. (نوبخت. نظم ونثر پارسی در زمینه اجتماعی)
سبک آذربایجانی
به طور کلی از نظر تحول در فکر و مختصات ادبی شعر سبک آذربایجانی در اوج روند تکامل شعری قرن ششم قرار دارد. در شعر سبک آذربایجانی از نظر فکری فاضل نمایی و اشاره به علوم مختلف، تعلیمات گوناگون از جمله به آداب و رسوم مسیحیت (آران همجوار با ارمنستان)، اشاره به فولکور و عقاید عامیانه از جمله طب و نجوم و جانور شناسی عامیانه مطرح است به نحوی که شعر این مکتب غالب محتاج به شرح و تفسیراست. لحن حماسی در شعر این دوره تبدیل به مفاخره شده است و شاعران این مکتب معمولا درستایش خود داد سخن داده اند. شاعران دیگر را قبول ندارند و هجو می کنند و هم چنین نوعی عرفان نزدیک به شرع از نوع عرفان سنایی در اشعار این مکتب هست. دیگر از ممیزات فکری شعر این مکتب ایران دوستی و توجه به معارف ایران باستان است چنان که خاقانی در قصیده ایوان مدائن از مجد و عظمت گذشته ایران یاد کرده است و نظامی متهم به طرفداری از آیین گران و مجوسان بوده است.
نمونه کامل اشعار این مکتب را در قصیده دردیوان خاقانی ودر مثنوی در آثار نظامی می توان جست.(سبک شناسی، شمیسا)
قرن ششم (شعرعرفانی)
بی توجهی شاهان سلجوقی در اوایل کار به شاعران (نسبت به دوره غزنوی) باعث شد که شاعران کم و بیش به غزل هم توجه کنند یعنی به جای مدح ممدوح به مدح معشوق و به جای توصیف طبیعت به بیان عواطف و احساسات خود بپردازند و به طور کلی از قصیده گاهی به تغزل آن بسنده نمایند. اما در دوره های قبل بازار قصیده و مدح و صله داغ بود. (سبک شناسی، شمیسا)
سبک هندی
در سبک هندی چگونگی برخورد شاعر با طبیعت سخت شایان است، شاعر به جای آنکه در طبیعت قرار بگیرد و آن را وصف کند طبیعت است که در روح شاعر تاثیر کرده و شعر بیان این تاثر است. در سبک هندی شاعر نقاش طبیعت نیست آنچه در عالم خارج واقع می شود برای شاعر مهم نیست بلکه مهم حالاتی است که این امور خارجی در ذهن شاعر به وجود می آورد برون نگری جای خود را به درون نگری می دهد. گل با در آغوش شبنم خفتن تر دامن می شود شاخه دشمن دوست نهایی است که زندان بلبل خواهد شد و آبشار دردمندی است که سر به دیوار می کوبد و می گرید اینگونه برخورد شاعرسبک هندی با طبیعت سمبولیستهای اروپا را تداعی می کند (شعر نقاشی نیست بلکه تظاهری از حالات روحی است و تا سرحد امکان باید ازواقعیت عینی به واقعیت ذهنی رسید. سمبولیستها می گویند : نظرات ما درباره طبیعت عبارت از زندگی روحی خودمان است. ماییم که حس می کنیم و نقش روح خودمان است که در اشیا منعکس می شود از دیگر ویژه گیهای سبک معروف به هندی ورود واژه ها و اصطلاحهایی است که تا آن زمان بار ورود به بارگاه شعر را نداشته اند. (سبک شناسی، شمیسا)
عناصر طبیعت در صور خیال
شعر فارسی را در فاصله سه قرن نخستین، یعنی تا پایان قرن پنجم هجری، باید شعر طبیعت خواند. زیرا، با اینکه طبیعت همیشه از عناصر اولیه شعر در هر زمان و مکانی است و هیچگاه شعر را از طبیعت به معنی وسیع کلمه نمی توان تفکیک کرد، شعر فارسی در این دوره به خصوص از نظر توجه به طبیعت، سرشارترین دوره شعر در ادب فارسی است. چرا که شعر فارسی در این دوره شعری است آفاقی و برون گرا. یعنی دید شاعر بیشتر در سطح اشیاء جریان دارد و در ورای پرده طبیعت و عناصر مادی هستی، چیزی نفسانی و عاطفی کمتر می جوید بلکه مانند نقاشی دقیق که بیشترین کوشش او صرف ترسیم دقیق موضوع نقاشی خود شود شاعر نیز در این دوره همت خود را مصروف همین نسخه برداری از طبیعت و عناصر دنیای بیرون می کند و کمتر می توان حالتی عاطفی یا تاملی ذهنی را در ورای توصیفهای گویندگان این عصر جستجو کرد.
به گفته الیزابت درو : «شعری که از طبیعت سخن بگوید درهمه اعصار مورد نظر شاعران بوده است اگر چه نوع آن به اختلاف ذوق هر دوره و حساسیت شاعران، متفاوت بوده است» اما در شعر فارسی‌، با در نظر گرفتن ادوار مختلف آن، هیچ دوره ای شعر به طبیعت ساده و ملموس این مایه وابستگی نداشته ست و این قدر نزدیک نبوده است زیرا که در هیچ دوره ای شعر فارسی اینقدر از جنبه نفسانی انسانی و خاطر آدمی به دور نبوده است و این مساله آفاقی بودن شعر فارسی در این عصر‌، بیشتر به خاطر این است که در این دوره از نظر موضوعی بیشترین سهم از آن شعرهای درباری و مدحی است و یا حماسه ها و در هر دو نوع، «من» شاعر مجال تجلی نمی یابد تا شعر را به زمینه های انفسی و درونی بکشاند.
طبیعت در شعر این دوره به دو گونه مطرح می شود نخست از نظر توصیف های خالص که وصف به خاطر وصف باید خوانده شود و اینگونه وصفها در قطعه های کوتاهی که از گویندگان عصر سامانی از قبیل شعرهای کسایی بر جای مانده به خوبی دیده می شود و بی گمان این شعرها شعرهایی است کامل و نباید تصور کرد که بریده هایی از یک قصیده مدحی است مانند :
آن خوشه های رزنگر آویخته سیاه
گویی همه شبه به زمرد درو زنند
و آن بنگ چزد بشنو در باغ نیمروز
همچو سفال نو که به آبش فرو زنند (عوفی. لباب الاباب، ص272)
و اینگونه قطعه های کوتاه وصفی در شعر شاعران تازی از قبیل ابن معتز و ابن رومی و سری رفاء نمونه‌های بسیار دارد و منظور از آنها وصف به خاطر وصف است و نوعی نقاشی.
از این گونه شعرهای کوتاه که بگذریم قصایدی است درباره طبیعت که مستقیما" مطرح می شود اما به بهانه مدیح یا بندرت موضوعی دیگر در همین حدود، این دسته شعرها را نیز باید از مقوله وصف به خاطر وصف به شمار آورد، از قبیل بیشتر وصفهای منوچهری.
در این گونه وصفها، که حاصل مجموعه ای از تصاویر طبیعت است، جز ترسیم دقیق چهره های طبیعت شاعر قصدی هنری ندارد و اینگونه تصاویر طبیعت گاه به طور ترکیبی در ضمن قصاید ترسیم می شود و گاه جنبه روایی و وصف قصه وار دارد و در این وصفهای قصه وار، اگر چه تنوع کمتر دیده می شود، اما حرکت و حیات بیشتر است، از قبیل بعضی قصاید منوچهری که درآن به طور روایی به وصف طبیعت می پردازد و نمونه دقیق تر آن را باید در مسمط های او جستجو کرد.
درمجموع، همه این انواع توصیف ـ که باید انها را وصف به خاطر وصف خواند ـ تصویرهایی هستند بسیار ساده و آفاقی دور از هر ـ گونه زمینه عاطفی و در بحث ما مجال تحقیق درباره انواع و جزئیات این وصفها نیست، اما یک نکته را در باب اینگونه وصفها نباید فراموش کرد که عناصری که صور خیال را تشکیل می دهد به طور طبیعی از اجزای دیگر طبیعت و دنیای ماده است و این کار نتیجه طبیعی موضوع شعر است، اگر چه در همین نوع شعرها نیز ـ در پایان این دوره ـ گاه، یک روی تصویر طبیعت امور انتزاعی و ذهنی است آنگونه که در اواخر این دوره در شعر مسعود سعد می‌خوانیم‌ :
دوش گفتی ز تیرگی شب من
زلف حور است و رای اهریمن
زشت چون ظلم و بیکرانه چون حرص
تیره چون محنت و سیه چون حزن (دیوان مسعود سعد، ص 457 )
و با اینکه طبیعت یک چیز است برداشت شاعران از آن دگرگون می شود و یادآور آن سخن کالریج است که گفت : طبیعت هرگز تغییر نمی کند بلکه تاملات شاعران درباره طبیعت است که دگرگونی می پذیرد و پیرو احساسات و طبایع ایشان است.
گذشته از وصفهای متنوع و گسترده که در شعر این دوره وجود دارد طبیعت به گونه ای دیگر در صور خیال گویندگان این عصر تجلی دارد که از نظر مجموعه تصاویر شعری این دوره قابل بررسی است، بدینگونه که گویندگان، گذشته از وصفهایی که از طبیعت می کنند، در زمینه های غیر از طبیعت ـ یعنی در حوزه بسیاری از معانی تجریدی و یا تصاویری که از انسان و خصایص حیاتی اوست ـ باز هم از طبیعت و عناصر آن کمک می گیرند. در اینجاست که رنگ اصلی عنصر طبیعت در تصاویر شعری این دوره روشن تر و محسوس تر آشکار می شود، زیرا در وصف مستقیم طبیعت از طبیعت کمک گرفتن امری است بدیهی اما به هنگام سخن گفتن از چیزهایی که بیرون از حوزه طبیعت است اگر شاعری از طبیعت و عناصر آن کمک بگیرد در آنجاست که شعرش بیشتر عنوان شعر طبیعت می تواند پیدا کند و این نکته اغلب از نظر ناقدان و شاعران عصر ما نیز مورد غفلت واقع شده است که تصور می‌کنند سخن گفتن مستقیم از روستا، تصاویر یا دید شاعر را روستایی می کند. همچنین اگر گوینده‌ای درباره جبر یا اختیار یا مرگ و زندگی سخن گفت دید فلسفی دارد، در صورتی که در چنین مواردی، نفس موضوع است که روستا است و نفس موضوع است که فلسفه است.
جستجوی عناصر طبیعی در شعر گویندگان این عصر نشان می دهد که دید گویندگان این دوره بیشتر دید طبیعی است و نه تنها در وصفهای طبیعت بلکه در زمینه های دیگر نیز توجه شاعران به طبیعت نوعی تشخص و امتیاز دارد و در هر زمینه ای از زمینه های معنوی شعر، در تصویرهای شعر، عنصر طبیعت بیشترین سهم را داراست. البته این طبیعت در این سه قرن تحولاتی دارد که نباید فراموش شود زیرا در دوره نخستین تا نیمه اول قرن چهارم ـ بجز موارد استثنایی ـ ساده و زنده است و در شعر نیمه دوم قرن پنجم ـ بجز در موارد استثنایی ـ طبیعتی است مصنوعی، ولی در هر دو دوره، طبیعت امری آشکار است. چنانچه در مدیحه های منوچهری خصایل روانی ممدوح با طبیعت و عناصر طبیعت سنجیده می شود و تصاویری از اینگونه در شعر او و معاصرانش بسیار می توان دید :
الا یا سایه یزدان و قطب دین پیغمبر!
به جود اندر چو بارانها، به خشم اندر چو آذرها
بهار نصرت و مدحی و اخلاقت ریاحینها
بهشت حکمت و جودی و انگشتانت کوثرها (دیوان منوچهری، 2)
که تصاویری از نوع «به جود اندر چو بارانها» و «به خشم اندر چو آذرها» و یا «بهار نصرت و مدح» و «ریاحین اخلاق» همه تصاویری هستند ساخته از عناصر طبیعت و معانی انتزاعی و این جنبه گسترش عناصر طبیعت را در تصاویر این دوره، در شریطه های قصاید بیشتر می توان احساس کرد چنانکه در این شریطه فرخی :
همی تا در شب تاری ستاره تابد از گردون
چو بر دیبای فیروزه فشانی لؤلؤ لالا
گهی چون آینه ی چینی نماید ماه دو هفته
گهی چون مهره سیمین نماید زهره زهرا
عدیل شادکامی باش و جفت ملکت باقی
قرین کامکاری باش و یار دولت برنا (دیوان فرخی، 3 )
دیده می شود و در وصفهایی که فرخی و دقیقی و دیگر گویندگان این عصر از معشوق در تغزلهای خود دارند، رنگ طبیعت و زمینه عناصر طبیعی را در تصاویر ایشان به روشنی می توان احساس کرد :
شب سیاه بدان زلفکان تو ماند
سپید روز به پاکی رخان تو ماند
به بوستان ملوکان هزار گشتم بیش
گل شکفته به رخساران تو ماند
دو چشم آهو، دو نرگس شکفته به بار
درست و راست بدان چشمکان تو ماند
ترا بسروین بالا قیاس نتوان کرد
که سرو را قد و بالا بدان تو ماند
دقیقی (لازار، اشعار پراکنده، 147)
که اگر چه به ظاهر طبیعت را با معشوق قیاس کرده ولی منظور ارائه تصاویری از زیبایی معشوق است و در همه این تصاویر یک روی ترکیب خیال، طبیعت است و این گسترش عناصر طبیعت در تصویرها به تصاویر شعرهای غنایی و مدحی محدود نمی شود حتی در حماسه نیز بیشترین سهم، از آن تصاویری است که اجزای آن را عناصر طبیعت تشکیل می دهد چه در تصویرهایی که به گونه اغراق ارائه می شود از قبیل :
سپاهی که خورشید شد ناپدید
چو گرد سیاه از میان بر دمید
نه دریا پدید و نه هامون در کوه
زمین آمد از پای اسبان ستوه (فردوسی، شاهنامه، ج 2؛ ص117)
و چه در تصویرهایی که جنبه تشبیهی یا استعاری دارد مانند :
زگرد سواران هوا بست میغ
چو برق درخشنده پولاد تیغ
هوا را تو گفتی همی برفروخت
چو الماس روی زمین را بسوخت
به مغز اندرون بانگ پولاد خاست
به ابر اندرون آتش و باد خاست (فردوسی، شاهنامه، ج 1؛ ص123)
و از آنجا که شعر این دوره، بیشتر، آفاقی است و به ندرت نمونه شعری که گرایش به بیان انفسی داشته باشد می توان یافت ـ مگر در اواخر این عهد در بعضی شعرهای مسعود سعد و در رباعیهای خیام که بیانی کاملا" انفسی دارد ـ در شعر این دوره بیشترین عنصر، عنصر طبیعت است که دید گویندگان همواره در کار پیوستن اجزای آن است چه در وصفهای عمومی و چه در ساختن تصویرهای دیگر، از این روی هیچ جای اغراق نیست اگر بگوییم شعر فارسی در این دوره شعر طبیعت است هم از نظر وسعت عناصر طبیعت در تصاویر گویندگان این عصر و هم از نظر توجه به سطح و قشر ظاهری طبیعت که طبیعت را در شعر این دوره ملموس و ساده محفوظ نگه داشته و شاعر به هیچ روی در آن سوی تصاویر طبیعت امری معنوی را جستجو نمی کند.
البته میزان دلبستگی گویندگان این دوره به طبیعت یکسان نیست و بر اثر همین اختلاف در زمینه دلبستگی به طبیعت است که تصاویر شعری بعضی از گویندگان از قبیل منوچهری در قیاس با گویندگانی از قبیل عنصری از نظر مواد طبیعت غنی تر است و این تفاوت در قیاس شعر گویندگان قرن چهارم با گویندگان نیمه دوم قرن پنجم نیز به خوبی آشکار است هم از نظر توجه به وصف طبیعت ـ چه وصفهای کوتاه که آن را وصف به خاطر وصف خواندیم، و چه از نظر وصفهای دیگر ـ و هم از نظر استفاده از عناصر طبیعت؛ مثلا" قیاس شعر فرخی سیستانی با ابوالفرج رونی می تواند نماینده خوب این اختلاف باشد که نخستین می کوشد مسائل بیرون از حوزه طبیعت را با کمک تصویرهای طبیعت حسی کند و دومی می کوشد طبیعت ملموس را از رهگذر تصویرهای انتزاعی تازگی و لطافت و رقت بیشتری ببخشد و این کوشش او شعرش را از جنبه ملموس بودن و حسی بودن دور کرده و به صورت مجموعه ای از تصاویر پیچیده و گاه نامفهوم در آورده است و همچنین مسعود سعد سلمان، در قیاس با منوچهری. 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   63 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله طبیعت در ادبیات فارسی