
دانلود پاورپوینت رشته فناوری اطلاعات با عنوان مدیریت ارتباط با مشتری در محیط الکترونیکی
در 16 اسلاید
قابل ویرایش
دانلود پاورپوینت رشته فناوری اطلاعات با عنوان مدیریت ارتباط با مشتری در محیط الکترونیکی

دانلود پاورپوینت رشته فناوری اطلاعات با عنوان مدیریت ارتباط با مشتری در محیط الکترونیکی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :35
بخشی از متن مقاله
شیوه های فرزندپروری
خانواده سمبل امنیت و آرامش
در قسمت قبل به مطالب سرکوب نیازهای دوران کودکی ، حمایت های افراطی و احساس امنیت و مشاجرات والدین پرداخته شد . اینک در ادامه می خوانیم ...
بسیاری از افراد در جامعه ما تربیت فرزند را وظیفه مادر می دانند. گویا این تنها مادر است که باید خانه داری کند ، وسایل راحتی افراد خانواده را فراهم کند و در برخی موارد حتی بیرون از منزل مشغول به کار باشد و پدر با یک یا دو شیفته کار کردن ، منزل را محل استراحت خود تلقی کرده و می انگارد ورود به منزل به معنای رزرو یک اتاق در هتل است . در این گونه موارد کدبانوی خانه است که با وجود کار و مشغله فراوان مجبور است فشار بی امانی را تحمل کند . این گونه روابط ( که این روزها در بسیاری از خانواده ها مرسوم شده است ) از دو جهت به تربیت صحیح و اصولی فرزندان لطمه وارد می کند . اول این که کودک هیچ یک از والدین را به اندازه کافی نمی بیند و محبت لازمه را دریافت نمی کند و در نتیجه ی این کمبود محبت ، در بزرگسالی دچار عقده های روانی شده و نمی تواند محبت خود را به دیگران ابراز دارد . ثانیاً مادر در اثر تحمل فشارهای بی امان زندگی ممکن است شکیبایی خود را از دست داده و در برابر شیطنت های کودکان حرکات نادرستی از خود بروز دهد ؛ حتی بازی بچه ها را با فریادهای رعدگونه بر هم زده و با تمام این رفتارها ، تنها پرخاشگری را به کودکان خود بیاموزد . ( علاوه بر این کودک ، رفتارهای پدر را الگو قرار داده و در بزرگسالی برای زن و فرزند احترامی قائل نخواهد شد . در نظر او جنس مؤنث تنها برای ایجاد رفاه حال مذکران آفریده شده ، همانطور که مادرش بود ) از تمام اینها گذشته ، شاید بتوان از کمی ساعات حضور پدر در منزل در دوران کودکی چشم پوشی کرد ؛ اما وقتی فرزند به سن نوجوانی رسید دیگر حضور مادر کافی نیست . در این بُرهه ، احتیاج عاطفی به حضور پدر کاملاً مشهود است . البته واکنش دختران و پسران به عدم حضور پدر متفاوت است . دختران در سن بلوغ به جنس مخالف گرایش پیدا می کنند . آنها چون نیاز به محبت پدرانه را در خانه دریافت نکرده اند ، سعی می کنند چنین محبتی را بیرون از منزل به دست آورند . پسران نیز ممکن است الگوهای نادرستی را برای خود ملاک رفتار مردانه قرار داده و رفتارهای ناسازگارانه ای از خود بروز دهند . فردی که از کودکی مورد بی مهری والدین و اطرافیان قرار گیرد الگویی برای ابراز محبت به دیگران را نمی آموزد و نمی تواند عواطف و احساسات خود را به دیگران منتقل کند . حال پسرکی را در نظر بگیرید که در محیط منزل به هر شکلی از عواطف و احساسات پدر محروم است ( پدر حضور فیزیکی و یا عاطفی کمتری در منزل دارد ) . او برای جلب محبت دیگران خصوصاً پدر دست به هر کاری می زند و چون می بیند تنها هنگامی که مرتکب کار خطایی می شود مورد توجه قرار می گیرد ، پس شروع می کند به واکنش های منفی ، لجاجت ، پرخاشگری ، بد دهنی و در نوجوانی بزهکاری . این ناسازگاری ها زمانی به اوج خود می رسد که نوجوان اسیر باندهای بزهکارانه شده و با اندکی محبت از طرف آنها ، جذب شخصیت دروغینشان شده، کم کم از پرخاشگری کلامی به قتل ، دزدی ، اعتیاد و دیگر مفاسد اجتماعی کشیده می شود . زیرا انحرافات اخلاقی مثل دایره ای ، تسلسل وار هستند . دزدی به دنبال نیاز ، گاه نیاز در اثر احتیاج به پول برای تهیه مواد مخدر ، اعتیاد در اثر دوستی با دوستان ناباب و....
جامعه
محیط اجتماعی در حد قابل توجهی در چگونگی تکوین شخصیت و زندگی انسان تأثیر دارد ؛ چنانچه کودک در محیط نامناسبی پرورش پیدا کند ، جایی که پرخاشگری ، اولین و آخرین راه حل هر کاری است . کودک روش زندگی خود را از محیط می آموزد و یاد می گیرد چگونه رفتار کند . کودکی که در محیطی نامناسب رشد کند یاد می گیرد برای رسیدن به مقصود ، پرخاشگرانه رفتار کند . پس در کودکی تیر و کمان را به عنوان وسیله دفاعی با خود حمل می کند و در نوجوانی چاقو و یا دیگر آلات در دسترس (اسلحه سرد). زیرا محیط زندگی خود را ، محیطی ناامن تلقی می کند و طبیعی است به نوعی از خود دفاع کند و از آنجا که دفاع منطقی را نیاموخته از همان روش معمول بهره می جوید که دیگران ( اطرافیانی که رفتار آنها را برای خود الگو قرار داده ) استفاده می کرده اند .
مسئله وراثت و محیط
بعضی از محققان معتقدند بزهکاری های نوجوانان و حتی بزرگسالان تنها در اثر زیستن در شرایط نامساعد نیست . بلکه تا حدی زمینه ارثی در بروز این مشکلات وجود دارند . این تفکر از فرهنگ های باستانی شروع شده وتا به امروز ادامه یافته است .
آنچه امروزه در یک دید واقع بینانه به اثبات رسیده آن است که توارث ، عامل مهمی در تعیین چگونگی واکنش شخص در مقابل محیط است ، اما عامل اصلی نیست .
چند توصیه
اصلاح وضعیت اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خانواده ها گامی است مهم در جهت پیشگیری از بروز اعمال شنیع و جنایتکارانه در افراد جامعه . جامعه شناسان جنایی لوح ضمیر کودک را همچون آئینه ای پاک و شفاف می دانند که هر گونه نقش نیک و بد را در خود می پذیرد . از آنجا که خانواده به عنوان ابتدایی ترین محیط رشد و تکامل و والدین اولین الگوهای رفتاری کودک به حساب می آیند و می توانند تأثیر شگرفی در نحوه زندگی و افکار و عقاید فرد به جا بگذارند ، لذا رفتار صحیح خانواده و توجه به شناخت نیازها ، علائق و خواسته های کودک ، بسیار اساسی به نظر می رسد. این اصلاح موقعیت خانواده در درجه اول با آموزش ، میسّر می شود . بسیار مفید است که برای مادران باردار قبل از تولد نوزاد کلاس های آموزشی جهت رفتار با کودک تشکیل شود . زمانی که دختران قبل از ازدواج ، آموزش شیرینی پزی و آشپزی را به عنوان نکته ای مثبت برای زندگی می دانند ، آیا تربیت فرزند که بسیار اساسی تر و حساس تر از این امور است کلاس آموزشی نمی طلبد ؟ معمولاً مراکز بهداشت و تنظیم خانواده در بیمارستان ها ، خصوصیات ظاهری ، قد ، وزن و بیماری های کودکان را کنترل می کنند ؛ چه خوب است اگر در کنار این مراکز بهداشت جسمی ، مکان هایی نیز جهت بهداشت روانی افراد خانواده تشکیل شود تا هرگاه مادران با مشکل تربیتی مواجه شدند از طریق این مکان ها رهنمودهای لازم را دریافت کنند .
پرورش نونهالان و آموزش چگونه واکنش نشان دادن نسبت به موقعیت های مختلف در جامعه ، از اهمیتی به مراتب بالاتر برخوردار است . آموزگاران به عنوان مربیانی که ساعات زیادی را در مدرسه صرف تربیت نوجوانان می کنند بیش از هرکس دیگر قادرند انحرافات اخلاقی را در نوجوانان تشخیص داده و در مراحل اولیه کنترل کنند . پس بیایید یک بار دیگر رسالت عظیم والدین و آموزگاران را به آنها یادآور شویم [1].
چقدر در کنار فرزندتان هستید؟[2]
نخستین دنیایی که کودکان ما با آن آشنا می شوند محیط خانواده است. آنها از ما و از خلال هزاران لحظه ی ظاهراً کوچک و کم اهمیت زندگی خانوادگی می آموزند که چگونه رفتار کنند، برای چه چیزی ارزش قائل شوند و از زندگی چه انتظاراتی داشته باشند. کودکان ما اغلب بعضی از مهمترین پیامها را درباره ارزشها و اعتقادات ما زمانی برداشت می کنند که ما به هیچ وجه متوجه آنها نیستیم.
یک محیط خانوادگی دوستانه جایی است که تلاش های کودک شناخته می شود و مورد توجه و تشویق قرار می گیرد. جایی که اشتباهات، کوتاهی ها و تفاوت های فردی تحمل می گردد. محیطی که با کودک منصفانه و صبورانه رفتار می شود و وی می تواند با تفاهم و صمیمیت در آن زندگی کند و مورد توجه قرار گیرد.
مطمئنا مواقعی پیش می آید که لازم است ما اقتدار پدرانه یا مادرانه خود را در برابر کودکان خود به کار گیریم ولی می توانیم به گونه ای عمل کنیم که این اقتدار به جای سرد و تحکم آمیز بودن، گرم و صمیمانه باشد. ما می توانیم محیط خانوادگی گرمی ایجاد کنیم که افراد آن یار و غمخوار یکدیگر بوده و در عین حال همه بدانند که برای اعمال و رفتارشان حدود معینی وجود دارد. زندگی خانوادگی امروز ما الگوهای کودکان ما را برای زندگی آنها در بزرگسالی می سازد.
ما می خواهیم روابط سالمی را با فرزندانمان به وجود آوریم که برای تحمل لحظات اجتناب ناپذیر برخوردهای خانوادگی به اندازه کافی انعطاف پذیر و برای دوام آوردن تا هنگام بزرگسالی ، به اندازه کافی محکم و قوی باشد.
ما می خواهیم آنها از دور هم جمع شدنهای خانوادگی در تعطیلات ، حتی پس از آن که خود تشکیل خانواده دادند لذت ببرند. ما می خواهیم آنها را با دید مثبتی پرورش دهیم که به آنها کمک کند جایگاهشان را در جهان پیدا کنند و از آنچه زندگی به آنها عرضه می کند لذت ببرند.
*** متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است ***

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :36
بخشی از متن مقاله
99 گونه از قرص های روان گردان اکستاسی
قرصهای ام.دی.ام.آ (MDMA) که با نامهای اکستاسی Ecstasy، اکس X، اکستیسی XTC و ... نیز شناخته میشوند، جزو اصلی گروه مواد مخدر توهمزا و سرخوشیآور به شمار میروند که از مواد شیمیایی ساخته میشوند. در سطح خارجی این قرصها اغلب اشکال و حروفی دیده میشوند که به همراه رنگ و ترکیبات رنگی، شدت و مدت زمان تاثیر و نوع ماده موثر آن را برای مصرف کننده مشخص میکند هر چند درستی این کدها قابل اطمینان نیست! علاوه بر بیپروایی در رفتار و گفتار، احساس داشتن قدرت و نیروی فوقالعاده و بروز رفتارهای هیجانی، یکی از خطرات مصرف اکستاسی از بینبردن قابلیت مهار جنسی در افراد است که این عامل بخصوص در اکس پارتیها، بسیار خطرناک بوده و تبعات ناگواری بویژه برای زنان در بر دارد.اکستاسی را میتوان «جادوی مرگ» در قرن حاضر خواند. تاثیر این قرص نیروزا آنقدرها باقی نمیماند و وقتی به پایان برسد دیگر از شور و هیجان خبری نیست. آنچه باقی میماند بیقراری، اضطراب، خستگی و کوفتگی عضلات، بیانگیزگی و بیتفاوتی، افسردگی و احساس بیهودگی است. احساسی که ممکن است فرد را تا حد مرگ به جنون بکشاند!
تعریف :
قرص های شادی بخشاکس تاسی(ecstasy) یک داروی روان گردان مصنوعی از دسته داروهای محرک , با دو خاصیت تحریکی شبه آمفتامین و توهم زای شبه LSD است .نام های خیابانی این ماده XTCقرص شادی ،عشق و آتش فرشته می باشند . فرمول شیمیایی آن متیلن دی اکسی آمفتامین بطور مخفف MDMA است . این ماده برای سیستم عصبی سمی بوده و در دوزهای بالا قادر است درجه حرارت بدن را خیلی سریع افزایش دهد که منجر به تخریب عضلات ، کلیه و سیستم قلبی عروقی خواهد شد . از اعضاء دیگر خانواده اکستاسی, میتوان آمفتامین و کوکائین را نام برد.
سابقه مصرف
در جنگ جهانی اول انگلیسی ها این دارو را برای سربازانشون تهیه کردند تا در جنگ احساس شادی کنند, بعد از جنگ هم یک مدتی مصرف کردند ولی چون دریک سال 15نفرتلف شدند, داروجمع آوری شد. مجددا درسال 1980 تولید دارو در اروپا شروع شد, و از آن زمان به بعد تولید غیر رسمی این دارو در بعضی کشور ها ادامه دارد. بطور کلی میتوان گفت مصرف این قبیل دارو از دهه 1980, به ویژه در مجالس رقص و کلوپ ها افزایش یافته است.
مکانیزم دارو:
تحقیقات انجام شده با استفاده از تصویربرداری مغز در انسانها نشان داده است که MDMA در مغز به سلولهای عصبی که با واسطه شیمیایی سروتونین عمل می کنند آسیب می رساند . واسطه شیمیایی سروتونین نقش مهمی در تنظیم خلق ، پرخاشگری ، فعالیت جنسی ، خواب و حساسیت به درد ایجاد می کند.
عوارض دارو
این داروباعث احساس شدید خوب بودن و افرایش انرژی, بالا رفتن خلق, بیش فعالی (overactivity) , پر حرفی, بی خوابی, اضطراب وخشکی دهان و بینی میشود. مردمک ها متسع شده, ضربان قلب و فشار خون بالا رفته و در دوز های بالا بد کار کردن ریتم قلبی و کاهش فشار خون ممکن است دیده شود. فعالیت بیش از حد ممکن است باعث از دست رفتن آب بدن شده بالعکس نوشیدن آب فراوان برای جبران کم آبی میتواند باعث تجمع آب در بدن شود. گاهی بیماران احساس غیر طبیعی دال بر احساس حرکت حشرات در زیر پوست دارند(formication).
مشکلات مصرف طولانی:
مصرف طولانی مقادیر زیاد این داروها میتواند منجر به اختلال درک و تفکر شود. به ویژه در مورد آمفتامین ممکن است رفتار های بدبینانه بیمار گونه ای همراه با هذیان های گزند و آسیب , توهمات شنوائی و بینائی ...و گاهی رفتار های تهاجمی ایجاد کند. معمولا این حالت 1-2 هفته پس از قطع دارو رفع میشود. اما گاه ماه ها طول میکشد.. در برخی از این موارد به جای جنون داروئی اشتباها تشخیص بیماری جنون حقیقی گذاشته میشود. ممکن است افسردگی نیز به دنبال مصرف طولانی داروهای محرک دیده شود. ecstasy در صورت مصرف مکرر میتواند به اعصاب بدن که از مغز و نخاع به همه جای بدن گسترش یافته اند, آسیب جدی و دائمی ایجاد کند.
*** متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است ***

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :44
بخشی از متن مقاله
ابتذال فراگیر
درد این نسل را باید درک کرد
راه درمان اساسی این است که اول ما درد این نسل را بشناسیم ، درد عقلی و فکری، دردی که نشانه بیداری است یعنی آن چیزی را که احساس می کند و نسل گذشته احساس نمی کرد. مولوی می گوید:
در گذشته درها بروی مردم بسته بود، درها که بسته بود سهل است، پنجره ها هم بسته بود، کسی از بیرون خبر نداشت، در شهر خود که بود از شهر دیگر خبر نداشت، در مملکت خود که بود از مملکت دیگر خبر نداشت، امروز این درها و پنجره ها باز شده، دنیا را می بیند که رو به پیشرفت است، علوم مختلف دنیا را می بیند، قدرتهای سیاسی و نظامی دنیا را می بیند و دموکراسی های دنیا را می بیند، برابریها را می بیند، حرکت ها را می بیند، قیام ها و انقلاب ها را می بیند، جوان است احساسش عالی است و حق هم دارد، می گوید ما چرا باید عقب مانده تر باشیم به قول شاعر:
سخن درست بگویم نمی توانم دید که می خورند حریفان و من نظاره کنم.
دنیا این طور چهار اسبه بطرف استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و عزت و شوکت و حرمت و آزادی می رود و ما همچنان نظاره گری خواب آلوده باشیم، یا از دور تماشا کنیم و خمیازه بکشیم؟نسل قدیم این چیزها را نمی فهمیدند و درک نمی کردند نسل جدید حق دارد بپرسد چرا ژاپن بت پرست و ایران مسلمان که در یکسال و در یک زمان بفکر افتادند که تمدن و صنعت جدید را اقتباس کنند ولی ژاپن رسید به آنجا که با خود غرب رقابت می کند و ایران دراین حد است که می بینیم؟!
ما ولیلی همسفر بودیم اندر راه عشق، او به مطلبها رسید وما هنوز آواره ایم آیا نسل جدید حق دارد این سئوال را بکند یا نه؟
نسل قدیم سنگینی بار تسلط های خارجی را روی دوش خود احساس نمی کرد، ولی نسل جدید احساس می کند؟ آیا این گناه است؟ خیر گناه نیست بلکه خود این احساس یک پیام الهی است، اگر این احساس نبود معلوم میشد ما محکوم به عذاب و بدبختی هستیم، حال که این احساس پیدا شده نشانة این است که خداوند تبارک تعالی میخواهد ما را از این بدبختی نجات دهد.
در قدیم سطح فکر مردم پایین تر بود، کمتر در مردم شک و تردید و سئوال پیدا می شد، حالا بیشتر پیدا میشود، طبیعی است وقتی که سطح فکر کمی بالا آمد سئوالاتی برایش طرح می شود که قبلاَ مطرح نبود.
باید شک و تردیدش را رفع کرد و به سئوالات و احتیاجات فکریش پاسخ گفت.
نمیشود به او گفت بر گرد به حالت عوام، بلکه این خود زمینة مناسبی است برای آشنا شدن مردم با حقایق و معارف اسلامی، با یک جاهل بی سواد که نمیشود حقیقتی را در میان گذاشت.
بنابراین در هدایت و رهبری نسل قدیم که سطح فکرش پایین تر بود ما احتیاج داشتیم به یک طرز خاص بیان و تبلیغ و یکجور کتابها، اما امروز آن طرز بیان و آن نوع کتاب ها پاسخگوی سوالات ذهن نیست، باید و لازم است رفورم و اصلاح عمیقی در این قسمت ها به عمل آید، باید با منطق روز و زبان روز و افکار روز آشنا شد و از همان راه به هدایت و رهبری مردم پرداخت.
نسل قدیم آنقدر سطح فکرش پایین بود که اگر یکنفر در مجلسی ضد و نقیض حرف می زد کسی متوجه نمیشد و به او اعتراض نمیکرد، اما امروزه نوجوانی که تا حدود کلاس 10 و 12 درس خوانده همین که برود پای منبر یک واعظ پنج شش تا و گاهی ده تا ایراد بنظرش میرسد، باید متوجه افکار او بود و نمیشود گفت خفه شو، فضولی نکن.
از ده گفتار استاد شهید مطهری
می گویند جوامع در حال گذر از سنت به مدرینته اجباراً مراحلی را در زمینه های اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، اخلاقی،اجتماعی و علمی طی می کنند که با تشبیه این گذر به زایش های مکرر انتظار دردهای فراوان و زحمتهای بسیار را انتظاری دائمی و قابل پیش بینی دانسته و می دانند.
و چه بسیار از این زایمان های دوران گذر،طبیعی ،و فرزندان (مولودهای ) سالم و چه بسیار از آنها غیر طبیعی و با عمل سزارین و یا مولودهای ناسالم و ناقص بوده و خواهند بود.
با این دیدگاه دیگر جای تعجب از مشاهده پدیده های جدید و نو ظهور در زمینه های مختلف باقی نمی ماند. « عجب روزگاری شده ها» دیگر معنای دیگری خواهند داشت و چه بسا کمتر به زبان آیند.
شک در بدیهیات عقلی،اخلاقی،و عرفی تبدیل ناهنجاریهای گذشته به هنجار و بالعکس،طوفانها و زلزله های شدید اقتصادی و اجتماعی، ایجاد طبقه های جدید در اجتماع از نظر اقتصادی و فرهنگی، کاهش لطافتهای روحی و خشک شدن چشمها ناشی از سنگ شدن دلها و …همه مظاهر این زایش های دوران گذار از سنت به مدرنیته هستند. قطعاً نمی توان این حرکت به سمت مدرنیته را سقوط نامید.
جهت صحیح است مشکل تعداد زیاد مولودهای نارس است. اگر جوامع پیشرفته و توسعه یافته طی دوران مشخص بارداری و سیر منظم مراحل تغییر، از سنتها به دوران مدرن وارد گردیدند جوامعی مانند جامعه ما زایمان را تقلید می کنند و نطفه ها درست منعقد نمی گردند و شتابی ناشی از مشاهده زیبایی ها و زرق و برقهای ظاهری جوامع پیشرفته باعث زایمان های زودرس و مصنوعی می گردد.
در اینجا قطعاَ توجه داریم که جوامعی که امروز بنام جوامع توسعه یافته شناخته می شوند در زمینه های دینی و اخلاقی بسیار کژ رفته اند و آنچه که برآیند فشارهای دوران گذارشان در این زمینه ها برایشان آورد، کم ارزشی دین و اخلاق و ارزشمندی منافع فردی و مادی بود که پس از سالها این مولود ناقص تمامی دستاوردهای مثبت آنها را تحت الشعاع خود قرار داده و مورد تهدید جدی قرار داده است.
در عالم معنا چنانچه جوامعی همچون ما، ارزش گوهرهایی را که داریم دریابیم و به آنها افتخار کنیم و دوباره و چند باره به طور عمیق و دقیق در آنها و با تکیه بر آنها بدنبال راه صحیح بگردیم و از تجربیات مثبت دیگر جوامع با چشم باز استفاده کنیم و از انواع خود باختگی ها رهایی یابیم بسیار پیشرفته تر و توسعه یافته تر از جوامعی به این نام هستیم.
روسپی گری و فاحشگی و زنان و دختران خیابانی در جامعه ما ضمن آنکه مشابهت هایی با دیگر جوامع دارند با توجه به خصوصیات ویژه ایرانی، اسلامی، انقلابی جامعه مان باید مورد بررسی قرار گیرند.
انحرافات زیر پوستی در جامعه
ندهند. مشمول حج واجب باشند و نروند و …و در عین حال مسلمان باشند، یعنی وقتی دینشان را سئوال کنی می گویند که مسلمانند، حتی شاید عزاداری مفصلی هم برای امام حسین(ع) می گیرند و به زیارت امامان و امامزاده ها هم زیاد می روند و ….
آیا اما می توانیم وجود چنین جریانی را در اجتماع تحت عنوان جریان فساد تلقی نمائیم و روی آن بحث کنیم و از حکومت اسلامی انتظار برخورد قانونی با آنها را داشته باشیم؟ جواب شما در این رابطه اکثراً جواب منفی است. زیرا خواهید گفت که افراد در انجام اعمال عبادی خود آزادند و ما نمی توانیم از نیتهایشان جستجو کنیم، و هر کس مسائل مربوط به خود و خدایش را باید در پیشگاه خداوند متعال پاسخگو باشد. اگر چنانچه نوعی تظاهر به مثلاً روزه خواری و یا بنمایدکه تأثیر اجتماعی اش کوچک شمردن و توهین به احکام الهی باشد آن زمان باید با وی توسط حکومت و مردم برخورد صورت گیرد، در غیر این صورت او را به عنوان مسلمان در جامعه می پذیریم، و حتی شاید جایگاهی اجتماعی به عنوان یک مسلمان دو آتشه هم بیابد.
این مقدمه برای این بود که توجه نمائیم آیا ارتباطات جنسی هم جزء اعمالی است که چنانچه مخل و مضر به دید عمومی جامعه نسبت به اخلاقیات و شئونات اسلامی نگردد، افراد در انجام شرعی و یا غیر شرعی آن ارتباطات آزادند و جستجو نسبت به نوع ارتباطات لزومی ندارد، و چنانچه زن و مرد یا دختر و پسری با رضایت ارتباط جنسی برقرار کردند، کافی است که آن را صحیح بدانیم و تصور نمائیم که حتماَ مسائل شرعی اش را رعایت کرده ا ند، و در غیر این صورت خودشان باید در پیشگاه الهی پاسخگو باشند. آیا در اینجا هم این استدلال و تصور صحیح و کافی است ؟(دقت کنید)
فرق عقد وازدواج و ارتباط جنسی شرعی با ارتباط جنسی حرام (زنا)در چیست؟ غیر از ا ین است که انجام اعمال جنسی در هر دو یکی است ولی نیتها و قراردادها و تعهدات و شرایط و کلمات بکار برده شده متفاوت است؟
پس آنچه که ماهیت این دو نوع ارتباط را در عین ظاهر تقریباَ مشابه شان تغییرمی دهد اول نیتها و دوم قرار دادها و تعهدات و عوارض آن نیتها و قرار دادها و تعهدات است؟
به عنوان مثال دیگر در این رابطه فرق قرض الحسنه و ربا در چیست؟ غیر از نیتها و قراردادها، در هر دو وجهی بین طرفین رد و بدل می گردد، فشار روانی حرمت ربا و حتی جا افتادن ربا خواری به عنوان بدتر از زنا با محارم در خانه خدا، بتدریج ما را به جایی رسانده، است که کمتر کسی پیدا میشود بگوید مستقیماَ ربا می دهم، بلکه انواع و اقسام فروش اقساطی و عناوین دیگری که ابداع کرده اند همان محتوای رباخواری را دارد، ولی ظاهری شرعی و اسلامی به آن داده اند.
2) با مثالهای مذکور در قسمت 1 بخشی از انحرافات زیر پوستی در جامعه و اثرات آن را عرض می نمائیم:
همانطوریکه اثر اعمال به نیات عمل کنندگان بر می گردد و این ا صل مسلم و قطعی است که تجربه و وجدان آن را تأیید می نماید و از بدیهیات فقه اسلامی ماست، اگر ممالک اسلامی عقب مانده اند و اکسیر اعمال و اخلاقیات و عقاید اسلامی مس آنها را زر نمی کند، دقیقاً در همین جا مشکل دارند، که اکثراً به ظاهری اسلامی بسنده کرده اند، و از باطن اعمال که نیات است غافلند ، و قطعاَ چنین اعمال ظاهری کمترین تأثیر را خواهند داشت، و حتی چه بسا دلخوشیهایی را در جوامعی این چنینی ایجاد نمایند، که این کافی است، و از مغز دین غافل شوند، و شاید نهضت های عمیق و واقعی اسلامی از میان مردمی بپا گردد که تحت عنوان جامعه اسلامی شناخته نمی شوند!!
ما بیشتر وارد مثالهایی که زده شده نمی شویم و به مطلب خودمان بر می گردیم که چطور شد رباخواری و نزولخواری علنی و صریح کاهش یافت و جای خود را به فروش اقساطی کالا و یا پوشش های دیگر دارد؟ چرا این ارتباطات مالی بین نزولخوار و نزولگیر که رابطه ای بین خودشان بود تبدیل به رابطه ای با پوشش اسلامی شد و طرفین به انجام یک سری قرار دادها و تعهدات و ….راضی شدند غیر از فشار روانی و حرمت نزولخواری و جا افتادن نزولخوار به عنوان دشمن خدا و زناکار با محارم در خانه خدا چیز دیگری نبود . این فشار روانی شاید نیتها را عوض نکرد ولی آنها را مجبور به انجام اعمال ظاهراً شرعی کرد.
*** متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است ***

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :11
بخشی از متن مقاله
اثرات آرامشبخش موسیقی
موسیقی با تأثیر روی مغز، اندورفینها (مورفینهای داخلی) را افزایش میدهد و به این ترتیب روی گیرندههای عصبی تأثیر میگذارد. در واقع اثر موسیقی روی بدن ناشی از اثر آن روی مغز است. مغز جایی است که احساس آرامش از آن نشأت میگیرد. استرس و اضطراب را کاهش میدهد و یک محیط آرام ایجاد میکند. نه تنها موسیقی به افراد کمک میکند که آرامش داشته باشند، بلکه به گروههای بزرگ در اجتماعیشدن و برطرف شدن انزواطلبی کودکان نیز کمک میکند.
علاوه بر این، از موسیقی برای بیان احساسات نیز میتوان استفاده کرد. احساساتی نظیر خشم غیر قابل کنترل، غم و غصه ناشی از دست دادن یک عزیز یا در مورادی که فرد دچار شکست و از هم پاشیدگی درونی شده است، با در اختیار گذاردن آلات موسیقی این امکان را به او میدهیم که چنین احساساتی را بیرون بریزد و خود را تخلیه کند.
در مطالعات انجام شده، بیشتر از موسیقی کلاسیک برای ایجاد آرامش استفاده شده است. گرچه به نظر میرسد چنین اثراتی برای موسیقی سنتی ایرانی نیز قابل مشاهده است.
تأثیر روی عملکرد حرکتی
اعصابی که عملکرد حرکتی را کنترل میکنند از میان نیمه جلویی Corpus Callosum (کلاف مرکزی فیبرهای عصبی که دو نیمکره مغز را به هم متصل میکند) عبور میکند. تحقیقات نشان داده که Corpus Callosum در مغز موسیقیدان ها به طور معناداری بزرگتر از غیر موسیقیدانها است و برای آنهایی که از کودکی یادگیری را آغاز کردهاند، این قسمت از مغز 10 تا 15% ضخیمتر از غیر موسیقیدانها است. نواختن یک ساز هماهنگی حرکتی دقیقی بین دو دست ایجاد میکند. بنابراین میتوان به این نتیجه رسید که یادگیری موسیقی در سنین پایین میتواند موجب رشد سریعتر این قسمت از مغز شود.
تاثیر روی یادگیری، تفکر و یادآوری
در مغز افراد نرمال PLanum Temporal (قسمتی از مغز که در لوب گیجگاهی مغز قرار دارد) در قسمت چپ بزرگتر از سمت راست است. در موسیقیدانها این قسمت به طور قابل توجهی چشمگیر است. به نظر محققین این قسمت نه فقط در گویش بلکه در تشخیص و آنالیز آواها نقش دارد به همین دلیل است که موزیسین ها در تشخیص زیر و بمی صداها با سایرین تفاوت دارند.
علاوه بر این، شواهد محققین مغز و اعصاب بر وجود تغییرات در نوار مغزی و MRI در افرادی که موسیقی را یاد گرفتهاند دلالت دارد. در تحقیقات انجامشده، نشان داده شده که با آموزش مداوم موسیقی برای کودکان به مدت 5 هفته فعالیت قشر مغز، الگوی منحصر به فردی پیدا میکند و الگوی نوار مغزی کودکان آموزشدیده متفاوت میشود. این تغییر در الگوی نوار مغزی قابلیت پیشبینی دارد. به طور کلی نیمکره چپ بیشتر به فرایندهای صدا نظیر ملودی حساس است، در حالیکه در نیمکره راست، فرایندهای مربوط به سرعت نظیر ریتم، تحلیل میشود. با افزایش سن، این نیمکرهها به طور اختصاصی توسعه پیدا میکند. علاوه بر این افزایش توانایی در تجسم فضایی، بهبود حرکتی- بصری، افزایش در مهارت خواندن و درک ریاضی و تقویت حافظه و تحریک کلامی از جمله این مواردند.
با این تغییرات فیزیکی مغز گمان میرود که موسیقی روی سه کارکرد اصلی مغز یعنی یادگیری، تفکر و یادآوری تأثیر بگذارد. گرچه معنای این تغییرات فیزیکی در مغز الزاماً در مورد نوع عملکرد شناختی به طور شفاف معین نیست، ولی شواهدی از وجود ارتباط محکم بین آموزش موسیقی و بهبود عملکرد در حوزه شناختی وجود دارد. از جمله این تحقیقات میتوان به اثر موزارت و تحقیق دیگری که دال بر افزایش هوش کودکان این تئوری و تأثیر موسیقی را بر روی تفکر را تایید میکنند، اشاره کرد.
تعلیم موسیقی به کودکان قبل از سن شش سالگی موجب افزایش هوش آنان میشود
پدیده موزارت (1993) بیانگر آن است که گوش دادن به موسیقی کلاسیک یا غیر کلاسیک، به مدت 10 دقیقه، ضریب هوشی افراد را بالا میبرد. بنابر نتایج تحقیقات متعدد، گوش دادن به موسیقی میتواند موقتاً تواناییهایی نظیر خلاقیت، عملکرد شناختی، تواناییهای استدلال فضایی و توانایی حل مسأله را افزایش دهد. گرچه بعضی از محققین معتقدند که بهبود این توانمندیها در واقع مربوط به تغییر و بهبودی در خلق (mood) فرد است و ناشی از اثر مستقیم گوش دان به موسیقی روی هوش شخص نیست.
اشلنبرگ نیز طی تحقیقی افزایش میزان IQ را در مورد کودکان زیر شش سالی که به مدت نه ماه آموزش موسیقی داشتند، مشاهده کرد. طی این تحقیق کودکان به چهار گروه تقسیم شدند؛ در مورد گروه اول هیچ مداخلهای وجود نداشت. گروه دوم برای نمایش آموزش دیدند و به گروه سوم و چهارم به ترتیب آموزش نواختن ساز و آواز داده شد. پس از گذشت نه ماه ضریب هوش همه گروهها بالا رفته بود. ولی ضریب هوش افرادی که آموزش موسیقی داشتند 3 درجه بالاتر از سایرین بود.
هوش موسیقیایی یکی از هوشهای هشتگانه است که بر اساس تئوری هوشهای چندگانه در شیوههای آموزشی نوین به کار گرفته میشود. بر اساس این تئوری افرادی که هوش موسیقیایی بالایی دارند حساسیت بالایی نسبت به ریتم، تون و ملودی دارند و میتوان از این ویژگی برای یادگیری موضوعات مختلف استفاده کرد.
*** متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است ***