فی بوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی بوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله ISI تعیین سیستم مشاوره مبتنی بر کامپیوتر در مراقبت های بهداشتی: یک روش جدید برای رابط کاربر و طراحی تعامل

اختصاصی از فی بوو دانلود مقاله ISI تعیین سیستم مشاوره مبتنی بر کامپیوتر در مراقبت های بهداشتی: یک روش جدید برای رابط کاربر و طراحی تعامل دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

موضوع فارسی :تعیین سیستم مشاوره مبتنی بر کامپیوتر در مراقبت های بهداشتی: یک روش جدید برای رابط کاربر و طراحی تعامل

موضوع انگلیسی :<!--StartFragment -->

<!--StartFragment -->

Specifying computer-based counseling systems in health care: A new approach to user-interface and interaction design

تعداد صفحه :9

فرمت فایل :PDF

سال انتشار :2009

زبان مقاله : انگلیسی

 

سیستم مشاوره مبتنی بر کامپیوتر در مراقبت های بهداشتی نقش مهمی در ابزارهای موجود برای پزشکان به اطلاع بازی، ایجاد انگیزه و به چالش کشیدن بیماران خود با توجه به فی هدف درمانی NED خوبی د. طراحی، توسعه و پیاده سازی چنین سیستم نیاز به همکاری نزدیک بین کاربران، بیماران به عنوان مثال، و توسعه دهندگان. در حالی که این درست است از هر فرآیند توسعه نرم افزار است، آن را می تواند به ویژه در مشاوره میدان، که در آن تخصص های متعدد و گروه های کاربری بسیار ناهمگن وجود دارد به چالش کشیدن. به منظور تسهیل در روش طراحی ساخت یافته برای سیستم مشاوره در مراقبت های بهداشتی، ما را توسعه (الف) سه مرحله خاص فرآیند فی کاتیون تکرار شونده، قادر می سازد که گرفتاری اولیه کاربران بالقوه در فرایند توسعه، و (ب) یک زبان فی کاتیون خاص، که قادر است یک نویسنده به طور مداوم توصیف و فی رابط کاربر NE و طرح تعامل به شیوه ای گام به گام. با توجه به ماهیت رسمی از کاتیونهای خاص ما، اجرای ما برخی از ویژگی های منحصر به فرد، مانند اعدام اوایل نمونه های اولیه، نسل سیستم خودکار و قابلیت های فی کاتیون veri.


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ISI تعیین سیستم مشاوره مبتنی بر کامپیوتر در مراقبت های بهداشتی: یک روش جدید برای رابط کاربر و طراحی تعامل

تحقیق در مورد انواع مهاجرت

اختصاصی از فی بوو تحقیق در مورد انواع مهاجرت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد انواع مهاجرت


تحقیق در مورد انواع مهاجرت

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)


تعداد صفحه:24

فهرست:

انواع مهاجرت

انواع مهاجرت و طبقه بندی آن

زمان

خواست و اراده(ماهیت مهاجرت)

حرکات مکانی جمعیت با پیشرفتهای تکنولوژی و توسعه اقتصادی جوامع نسبت به گذشته افزایش یافته است. وسایل مکانیزه حمل ونقل در جابه جایی انسانها نقش چشمگیر داشته و به خصوص اینکه سرعت و اسایش در وسایط نقلیه به جابه جایی انسان شتاب بیشتری داده و تحرک افزاینده ای برای انسان فراهم اورده است.مهاجرت و یا به عبارت دیگر حرکت در فضای زیستی تنها مختص انسان نیست و حتی برخی از حیوانات نیز اقدام به مهاجرت می نمایند.(اصول و مبانی جغرافیای جمعیت-پروفسور کلارک-1373)

متاسفانه اتفاق نظر کلی در مفهوم مهاجرت بین صاحب نظران وجود ندارد ولی به طور کلی شاید بتوان مهاجرت را از دیدگاه  جغرافیای جمعیت تعریف نمود که(مهاجرت عبارت است از جابه جایی بین دو واحد جغرافیایی و یا به عبارت دیگر ترک یک سرزمین و اسکان در سرزمین دیگر)بدیهی است مهاجرت برای انسانهایی مطرح می شود که استقررار یافته اند و برای مدتی نسبتا طولانی در مکانی ساکن بوده و احتمالا در این مدت تصمیم قطعی برای مهاجرت نداشته اند،در یک مقطع زمانی انگیزه ای اعم از اقتصادی و اجتماعی و یا سیاسی انها را به ترک سرزمین اصلی و اقامت در سرزمین دیگر والی دارد که معمولا قصد بازگشت در ان مطرح نیست بنابراین کوچ نشینها،دوره گردان،کولی ها،توریست ها،افرادی که برای کار،درس،معالجه وغیره به سرزمینهای دیگر مسافرت می نمایند،مهاجر نبوده و نمی توان انها را در زمره مهاجران به حساب اورد.در این صورت اصطلاح مهاجرت فصلی،موقت و غیره از دیدگاه جغرافیای جمعیت مورد قبول نیست.اصطلاح دیگری که بتواند حرکتهای بی شمار فضایی جمعیتها را در بر گیرد نیز وجود ندارد و اغلب اصطلاح مهاجرت برای جابه جایی انسانها و یا حیوانات در هر شکلی که باشد به کار برده می شود.(اصول و مبانی جغرافیای جمعیت-پروفسور کلارک-1373)

گر چه نمی توان مهاجرت را همواره اقدامی انتخابی تلقی کرد و این وضع درباره مهاجرتهای اضطراری بر اثر عواملی رخ می دهد که خارج ار خواست و اراده فرد بوده و بر وی تحمیل می شود،در اغلب موارد می توان مهاجرت را نوعی انتخاب از طرف مهاجر اصلی دانست.در اینجا تفکیک بین مهاجر اصلی و افرادی که همراه وی از محل اقامت خود به محل جدید عزیمت می کنند،ضروری است و چه بسا در مواردی بین خواست و انتخاب این دو گروه همسانی کامل وجود نداشته باشد.افرادی که خود تصمیم گیر اصلی مهاجرت نباشند و به دنبال مهاجر اصلی یا بر اثر مهاجرت وی اقدام به مهاجرت می کنند(مهاجران تبعی)نامیده می شوند.تعداد مهاجران تبعی معمولا بیش تر از مهاجران اصلی است.(مهاجرت-دکتر زنجانی-1380)

 

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد انواع مهاجرت

دانلود مقاله ترجمه شده مدیتیشن و فعالیت مغز از دیدگاه علم زیست-اخلاق زیست

اختصاصی از فی بوو دانلود مقاله ترجمه شده مدیتیشن و فعالیت مغز از دیدگاه علم زیست-اخلاق زیست دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

چکیده
معنویت مردم را به مکان مدیتیشن، دعا، مدیتیشن، رقص مقدس، بالای کوه ها یا فعالیت های معنوی دیگر می کشاند. بعضی از ما معنویت را از طریق مذهب پیدا میکنیم؛ بعضی ها هم آنرا از طریق علم، موسیقی، هنر و یا رابطه با طبیعت پیدا میکنند، درحالیکه بعضی ها هم آنرا در اصول و ارزش های فردی خود پیدا میکنند. این نهاد گریزان، صرفنظر از اینکه چطور تعریف می گردد، شیوه ای را توصیف میکند که ما معنا، امید، راحتی و آرامش درونی را در زندگی خود پیدا میکنیم. داشتن نوعی تجربه عرفانی یا مذهبی یک تجربه انسانی غیر معمول نیست و از نظر بعضی ها، این تجربه می تواند آنقدر شدید باشد که زندگی آنها را برای همیشه تغییر دهد. اما این تجربه به چه معناست؟ آیا این یکی از ترفندهای ساختار مغز، ضمیر ناخودآگاه، یا ابراز حضور یک وجود متعالی است؟ کاوش علمی ناخودآگاه معنوی و احساسات ایجاد شده در مغز و مختص به این تجربه، شکاکیت و نظرات انتقادی را نیز تحریک کرده است. البته آزمایشات در مورد مغز انسان، عصب شناسان را وادار کرده است تا بپذیرند که معنویت به نوعی در درون انسان تعبیه شده است. بنابراین توجه فکری ما، هزاران سال به روابط بین طبیعت، علم، پزشکی، اخلاق و معنویت معطوف بوده است. اما معنویت چه ارتباطی با سلامتی دارد؟ هیچ کس بطور حتم نمی داند اما چون بدن، ذهن و روح با هم مرتبط هستند، بنابراین سلامتی هر کدام از آنها بر روی سلامتی بقیه تأثیر می گذارد. ما دراین مقاله یک دیدگاه علمی-اخلاقی زیست را اتخاذ میکنیم. این دیدگاه مشاهدات اخیر را مورد بحث قرار میدهد که دانشمندان را وادار کرده است تا در مورد عملکرد مغز انسان و توانایی آن برای ارتباط با احساسات معمول انسان مانند خوشحالی، نگرانی، ترس، ناراحتی و دلتنگی دوباره فکر کنند. تحلیلی از تفکر بودایی، نقطه مقایسه ای را تشکیل میدهد. در قسمت نتیجه گیری، هماهنگی جدیدی بین علم دنیوی-مبنا و تکنیک های معنوی، امکان جدیدی را برای پیشرفت سلامتی ذهنی و اجتماعی فراهم می سازد.
1- مقدمه
خصوصیات تکاملی ضروری انسان اندیشه ورز، سبک زندگی هوشمندانه، خلاقانه و اجتماعی است. دانشمندان معتقدند که خلاقیت بیش از هر عنصر دیگری مسئول ایجاد وضعیت غالب ما در همبستگی زندگی است. همچنین تصور می شود که خلاقیت، ابراز هنری خاص، آگاهی اخلاقی و برتری تکنولوژیکی را افزایش میدهد. از لحاظ زیست شناسی، خاص بودن انسان عمدتاً در مغز ما با فرآورده های آن است که دارای عملکرد همزمانی در خانواده و واحدهای قبیله ای، تحصیلات بلند مدت، خودآگاهی، زبان و فرهنگ پیچیده هستند.
تکامل مغز انسان را می توان به سه مرحله اجدادی مجزا تقسیم بندی کرد: مغز نخستین یا خزنده که شامل هسته ضروری عملکردهای بقا است، مغز پستانداری نخستین که شامل لایه اول قشر مسئول رفتارهای اجتماعی و خانوادگی پستانداران است، و مغز پستانداری جدید با توسعه قشری گسترده آن که استدلال و هوش انتزاعی یافت شده در نخستین ها (خصوصاً انسان ها) را ممکن می سازد. باقیمانده فسیل ها نشان میدهد که اندازه مغز انسان در دو میلیون سال گذشته بیش از 2 برابر افزایش یافته است و به 1500 سانتیمتر مکعب رسیده است. این رشد یکنواخت در اندازه مغز، رشد یکنواختی را در هوش، و سلطه بیشتر بر جهان را ایجاد کرده است. اما فقط اندازه نیست. مسئله دیگر اینست که مغز چطور ساختاربندی شده است، که خاص بودن مغز انسان در انعطاف پذیری آن است. هوش انعطاف پذیر توسط توانایی حل مسائل به شیوه های متنوع و پیش بینی نشده اثبات می گردد، که می توان آنها را با بقیه قبیله تسهیم کرد. این اعتقاد وجود دارد که ذهن هوشیار و تحلیل گر بخاطر انعطاف پذیری ذهنی، همراه با علاقه ذاتی برای یادگیری، کاوش و بازی کردن ایجاد شده است. یک نشانه اولیه تکامل انسان، توان استدلال است تا اعمال را نشان دهد و در مسائل پیچیده ای وارد شود. تکامل خودآگاهی نشانه ای از آگاهی و توسعه اخلاق است که بصورت قوانین رفتار انطباقی مشاهده می گردد.
شناخت یک واژه عمومی برای فرآیند های روانشناختی در اکتساب، سازماندهی و استفاده از دانش است، که شامل ادراک، حافظه، توجه، حل مسئله، زبان، تفکر و تصور است. روابط متقابل بین بچه و محیط آن نه تنها رفتار بچه و/یا فیزیولوژی آنرا تغییر میدهد، بلکه تجربه آن از محیط را نیز تغییر میدهد. حافظه این امکان را به تجربه میدهد تا به دانش تبدیل شود. از طرف دیگر، احساس مربوط به احساسات فردی است که هر گونه تلاش برای تعریف اعتراضی را ترغیب می کند و در نتیجه، مدت طولانی در زیست شناسی انسان نادیده گرفته شده است. با اینحال احساسات دارای یک مؤلفه تجربی هستند که بخش ضروری از ماهیت انسان است و نقش اساسی را در رشد و توسعه، روابط اجتماعی، و در تندرستی کلی ایفا میکند. احساسات بخاطر ارزش انطباقی خود، در زمان های اولیه در تکامل با ابراز خود در بخش های قدیمی مغز (تالاموس، بادامه، و هیپوتالاموس) پدیدار شدند. این ساختارها در بین ساقه مغز و قشر تازه مخ قرار دارند، که جدیدترین بخشی است که عمدتاً مربوط به عملرکدهای شناختی بالاتری مانند ادارک و تفکر است (شکل 1). در نتیجه فعالسازی احساسی میتواند از طریق مسیرهای زیرقشری خیلی سریع تر حرکت کند، تا یک واکنش میانی را نسبت به محرک ایجاد کند. همچنین، فعالسازی احساسی بطور خودکار نیازمند وساطت شناختی نیست و ممکن است فرآیند های ذهنی و شناخت را آزاد سازد. این بدین معناست که منشأ هیجان و احساسات همراه با آنها ممکن است برای شناسایی و آگاهی مشکل باشد.
در هر یک از دو نیمکره مغز، قشر بالایی از لحاظ کالبدشناسی به چهار قطعه مجزا تقسیم بندی می گردد: جبهه ای، اهیانه ای، گیجگاهی و پس سری. این قطعه ها دارای عملکردهای خاصی هستند:
الف) قطعه جبهه ای مربوط به برنامه ریزی یک عمل در آینده و کنترل حرکات است.
ب) قطعه اهیانه ای مربوط به احساس جسمی، شکل دهی تصویر بدن، و مرتبط سازی تصویر بدن با فضای فرا-فردی است.
ج) قطعه پس سری مربوط به بینایی اس.
د) قطعه گیجگاهی مربوط به شنوایی است؛ و از طریق ساختارهای عمیق خود (هیپوکامپ و بادامه) با جنبه های یادگیری، حافظه و احساسات مرتبط است.
پیشرفت ذهنی در انسان ها نه تنها توسط گسترش کلی قشر مخ توسعه پیدا کرد، بلکه خصوصاً توسط گسترش جدیدترین قسمت برای پدیداری در تکامل مغز توسعه پیدا کرد (قشر پیش پیشانی واقع در قطعه جبهه ای). قطعه جبهه ای بزرگترین قطعه است که در هر یک از دو نیمکره مغزی شامل می باشد و به عملکردهای بالاتر اختصاص داده می شود، و مسئول کنترل ارادی عضلات مخطط است و بر روی شخصیت تأثیرگذار است. قطعه جبهه ای همچنین با فعالیت های ذهنی برتر مانند برنامه ریزی، قضاوت و مفهوم سازی همراه است. هوش فرآورده عمکلردهای همزمان است که همکاری قطعه جبهه ای، خلاقانه و ارادی است، که منجر به توانایی خاصی برای واکنش نسبت به شرایط چالش انگیز با راه حل های جدید می گردد. در نتیجه، تکامل عقلی اساسی برای آزادی را نیز برای ما فراهم می سازد، که میتوان از آن در فعالیت نمادین (برای مثال هنر)، یا برای آغاز برنامه ریزی، استفاده عمدی از تصور، و حل مسائل توسط استدلال استفاده کرد. نتیجه خالص نه تنها پیشرفت زیستی را بعنوان یک گونه بی نظیر ساخت، بلکه آنرا به یک قدرت تکنولوژیکی قوی نیز تبدیل کرد. مسائلی که این قدرت قوی آنها را ایجاد کرده است یک استراتژی بقا را بر مبنای استدلال، اصول اخلاقی و ایجاد قوانین معنوی ترغیب میکنند.
قطعه های جبهه ای و مغز احساسی حاشیه ای با هم به ما اجازه میدهند تا فکر و احساس، شناخت و هیجان را با هم ادغام کنیم و ترکیب انطباقی از قدرت مغز ذهنی و احساسی ایجاد کنیم. قسمت های عملکردی مغز احساسی شامل تالاموس، هیپوکامپ، بادامه، هیپوتالاموس و غده هیپوفیز است (شکل 1). تالاموس، اطلاعات ورودی از حس ها (چشم، گوش، بینی، لامسه و غیره) را پردازش میکند و اطلاعات احساسی را برای قشر مخ تقویت میکند، پس از اینکه اطلاعات ارزیابی شدند. هیپوکامپ (در مرکزیت عملیات یادگیری و تقویت حافظه) جایی است که اطلاعات تالاموس طبقه بندی می گردد و حافظه های حسی مهم برای ذخیره سازی بلند مدت سازگار می گردند. پیش از هیپوکامپ، بادامه قرار دارد که تجربه ها و واکنش های حسی را پردازش میکند. بادامه در ابتدا نقش مرکزی را در اکتساب و پردازش ترس، عصبانیت، فرار و دفاع ایفا میکرد، اما اکنون در پردازش احساسات ضروری برای ارتباطات اجتماعی نیز حیاتی است. در اینجا است که قضاوت در مورد اهمیت حسی همه اطلاعات ورودی انجام می شود و خاطرات حسی ذخیره می گردد، که نزدیک به ارتباطات کامل با قشر پیش پیشانی است. بادامه رابطه نزدیکی با هیپوتالاموس دارد. هیپوتالاموس، همراه با مسیرهای مغزی دیگر، با مکانیزم های انگیزه و پاداش مرتبط است، و از طریق سیستم غده مترشحه داخلی، اغلب نیازهای داخلی بدن مانند ساعت های مغزی، تنظیم دما، اشتها برای غذا، رابطه جنسی، پرخاشگری و خوشحالی را کنترل میکند. غده هیپوفیز با هیپوتالاموس مرتبط است، که هورمون های پیام آور تأثیرگذار بر ثبات هم ایستایی هر عضو در بدن (از جمله خود مغز) را هماهنگ می سازد.

 


شکل 1 – قسمت های عملکردی مغز حاشیه ای یا حسی (تالاموس، هیپوتالاموس، بادامه، هیپوکامپ، و غده هیپوفیز) ادغام شده با قسمت های ساختاری اصلی دیگر مغز. مغز حسی در مرکزیت حافظه کاری و دلتنگی قرار دارد و همچنین بعنوان یک هدف اصلی برای مواد تغییر دهنده هشیاری/تغییر دهنده حالت عمل میکند.

 

قطعه های جبهه ای، بادامه، و هیپوکامپ همه بصورت گسترده با بدن (و خصوصاً با سیستم ایمنی، سیستم غده مترشحه داخلی، و سیستم عصبی ارادی) مرتبط هستند. درک این روابط متقابل، درک در مورد این را نیز ایجاد میکند که ذهن چطور بر روی بدن تأثیر می گذارد و اینکه هیجان چطور نه تنها بر سلامت روانی تأثیر می گذارد، بلکه بر روی تندرستی و سلامتی فیزیکی ما نیز تأثیر می گذارد.
2- عقاید غربی: دیدگاه تاریخی
تا زمان های اخیر عقاید متداول در علم عصب شناسی به این صورت بود که مغز حاوی همه عصب ها در هنگام تولد است و تعداد آنها در تجربه های زندگی بدون تغییر باقی می ماند. این اعتقاد وجود داشت که تنها تغییراتی که در طی زندگی فرد رخ میدهد، تغییرات در روابط سیناپسی و تسریع مرگ سلول همراه با بالا رفتن سن است. البته در اوایل دهه 1990 عصب شناسان این مسئله را کشف کردند که نورون ها در سراسر طول عمر فرد تولید می شوند و اینکه این نورون های متمایز شده با یادگیری و حافظه جدیدی همراه هستند. مطالعات عکسبرداری با تشدید مغناطیسی (MRI)برای مثال تأیید کرده اند که ناحیه ای از مغز که حرکت انگشت را در دست کنترل میکند در افرادی که فعالیت زیادی با انگشتان خود انجام میدهند افزایش می یابد. بعلاوه، افرادی که آموزش خود را قبل تر در زندگی آغاز میکنند و تمرین بیشتری دارند، تغییرات بارزتری را در مغز خود نشان میدهند. واژه ای که این کشف مهم را توصیف میکند "انعطاف پذیری عصبی" نام دارد و این حقیقت را بیان میکند که مغز بخاطر نتیجه تجربه های ما پیوسته تغییر میکند (چه از طریق روابط عصبی متقابل جدید و چه از طریق ایجاد نورون های جدید).
علم عصب شناسی مدرن آنچه را نشان میدهد که شهودی است؛ که محیط پیوسته بر توسعه مغز تأثیر می گذارد و اینکه مغز از لحاظ عملکردی در سراسر زندگی انعطاف پذیر باقی میماند، و توسعه فیزیولوژی عصب/روانشناسی آن را نسبت به شرایط موجود تنظیم میکند. پزشکی غربی، بعنوان یک قانون، توسعه اجتماعی و توسعه شناخته بچه ها را مجزا از هم تصور می کند، اما ما اکنون میدانیم که وابستگی غیر قابل جداسازی بین این فرآیند ها وجود دارد. برای بهینه سازی رشد فیزیولوژی عصب انطباقی و بالیدگی پیش از تولد و در حین دوران نوزادی، مغز خیلی قبل تر و سریع تر از قسمت های دیگر بدن توسعه پیدا میکند. مغز علیرغم توسعه کلی سریع خود، آخرین عضوی است که از لحاظ کالبدی کامل می شود، و به ناحیه پیش پیشانی اجازه میدهد تا نشانه های اجتماعی و ذهنی تصاعدی زندگی یک بچه را نشان دهد. برای مثال، بچه های بزرگ شده در محیط های پرورشی، واکنش های فیزیولوژیکی مهمی را در تنظیم احساسات نشان میدهند و بالعکس. چون ناحیه پیش پیشانی خیلی انعطاف پذیر باقی میماند، مداربندی آن با تجربه ها و یادگیری بچه ها مطابقت دارد، و سالهای اولیه زندگی روزنه هایی از فرصت برای بدست آوردن مهارت های برنامه ریزی و آگاهی حسی برای زندگی انطباقی است. بچه های مجهز به مهارت های برنامه ریزی خوب در زمانی که در سن 5 یا 6 سالگی به مدرسه می روند، احتمال کمتری دارد که از اختلالات پرخاشگری یا نگرانی رنج ببرند. افکار و تحقیقات مختلف بر روی این مسئله توافق دارند که تحریک حسی غیرکافی و/یا ازدیاد تحریک منفی در مراحل اولیه زندگی احتمال دارد که منجر به ریسک بالاتری از مشکلات سلامت روانی گردد. قرار دادن بچه ها در یک جو عشق و محبت در خانواده و محیط های مدرسه، تا حد زیادی سلامت و تندرستی آنها را افزایش میدهد (خصوصاً اگر هدف ما یک آینده انسانی تر و صلح آمیز تر برای آنها باشد). البته امیدی نیز برای افرادی وجود دارد که در شرایط ایده آل بزرگ نشده اند، چون مغز انسان این توانایی را دارد که در تنظیم هیجانات معمول مانند خوشحالی، نگرانی، ترس، ناراحتی، دلتنگی و در نتیجه تندرستی روحی، دوباره تنظیم گردد.
3- علم عصب شناسی هیجان
علم مدرن توسط توضیح دادن مکانیزم های عصب شناختی که رسوم و مراسم مذهبی را تقویت میکنند، در حال افشای رموز مربوط به معنویت انسان است. این تطابق جدید بین علم و تکنیک های معنوی سودمند است چون برای زنده ماندن بصورت انطباقی، فرهنگ حاضر تا حد زیادی به توانایی ما برای فرصت های جدید نیازمند انعطاف پذیری حسی وابسته است. در عصر پیشرفت های تکنولوژیکی سریع، انعطاف پذیری هوشمند، حس تکامل را ایجاد میکند. البته برای دسترسی به سطحی از آزادی و تندرستی جدید، ما ممکن است مجبور باشیم که محدودیت ها و سیستم های اعتقادی منسوخ را حذف کنیم، حتی اگر این به معنای از دست دادن یا تغییر بعضی از جنبه های میراث با ارزش ما باشد.
تحقیقات نشان داده است که افرادی که سطوح بالایی از فعالیت مغزی در قشر پیش پیشانی سمت چپ خود دارند، احساساتی مانند خوشحالی، اشتیاق، شادی، انرژی بالا و هوشیاری را تجربه می کنند. وقتی که همین افراد ترغیب یا تهدید می گردند، فقط فعالسازی بادامه موقتی و کورتیزول سیار افزایش یافته را تجربه می کنند، که سریعاً به سطوح مبنای خود باز می گردند. از طرف دیگر، افراد با سطح بالایی از فعالیت در قشر پیش پیشانی راست، بیشتر دارای احساسات ناراحتی، نگرانی و دلواپسی هستند. یک نوسان راست نهایی در نسبت فعالیت در این نواحی پیش پیشانی، احتمال بالای افسردگی بالینی یا اختلال نگرانی را در همان نقطه زندگی پیش بینی می کند؛ افراد مبتلا به افسردگی دارای بالاترین سطح فعالسازی در این نواحی پیش پیشانی راست هستند. البته اغلب افراد به حد وسط می رسند وقتی که تنظیم انطباقی لحظه به لحظه نقش مهمی را در تولید هماهنگی فیزیکی و تعادل ذهنی ایفا میکند. وقتی که ثبات حسی مورد تهدید قرار گیرد، مکانیزم های جبرانی فعال می گردند تا توسط سازگاری با شرایط متغیر، تناسب را دوباره بدست آوردند. این سازگاری "تعادل حیاتی واکنشی"، "علائم سازگاری عمومی" یا واکنش "مبارزه یا فرار" نامیده می شود. مشخص شده است که وقتی که کورتیزول در سطوح بالایی در دوره های طولانی موجود است، منجر به بیماری های انحطاط آوری مانند تصلب شریان، فشار خون، دیابت، سرطان، اختلالاتی مانند علائم فشار پس ضربه ای و افسردگی می گردد. هورمون های فشار مانند کورتیزول تأثیرات ریخت شناسی مخالفی بر روی هیپوکامپ دارند چون این ساختار یک سایت هدف گلوکوکورتیکویید است. در نتیجه، فشار روانی مزمن و گوشه گیری منتج از فعالیت های اجتماعی، میتواند به نورون ها در نواحی کلیدی مغز مانند هیپوکامپ و مکانیزم های ذخیره سازی حافظه آن آسیب برساند.
هر کدام از ما نسبت خصوصیتی فعالسازی راست به چپی را در نواحی پیش پیشانی داریم. این نسبت نشاندهنده یک نقطه آغاز حسی میانگین است که روحیه و خلق روزانه ما در اطراف آن می گردد. خلق توسعه همسانی از هیجان در زمان است، درحالیکه هیجان عموماً موقتی است و نسبت به افکار، فعالیت ها و شرایط اجتماعی روز واکنش نشان میدهد. خلق، یا همان وضعیت تعادل حسی، بر روی شیوه ای تأثیر می گذارد که یک فرد دنیا را مشاهده میکند و نسبت به آن واکنش نشان میدهد. البته مهم است که از این مسئله قدردانی کنیم که ما هیجاناتی را تجربه میکنیم که جریانی از روابط عصبی را توسط اعمال آن قسمت از مدار مغز مطابق با این هیجانات ایجاد میکنیم. وقتی که خود این هیجان تکرار میشود، مدار مغز همراه با هیجان تقویت می گردد و با گذشت زمان به الگوی پیش فرض هیجان یا مزاج تبدیل می شود. همچنین اگر ما هیجانات منفی قوی را بدون هیجانات مثبت برابر با آن تجربه کنیم، هیجانات منفی غالب خواهند بود، و فعالیت افزایش یافته ای را در طرف راست قطعه های پیش پیشانی نشان میدهند. همچنین، با تجربه هیجانات مثبت قوی، آنها فعالیت افزایش یافته ای را در طرف چپ قطعه های پیش پیشانی نشان میدهند و بخش هایی از مغز را تقویت میکنند که عصبانیت و ترس را آرام میکند و خوشحالی را فرا میخواند. البته علم مغز راست/چپ آنقدر ساده نیست و هنوز چیزهای زیادی در مورد پیکربندی مغز وجود دارد که ما باید یاد بگیریم.
4- استراتژی های انطباقی: مدیتیشن متمرکز، یوگا، تصویرسازی ذهنی راهنما و شکل های دیگر تکنیک های تفکری
میتوان گفت که مدیتیشن روشی از تمرین ذهنی است که نیازمند توجه متمرکز برای هدف توسعه معنوی و واقعی سازی خود است، که مدتهاست که پذیرفته شده است که میزان سازی بر یک اساس منظم، فشار روانی را کاهش میدهد و میتواند فرد را آرام تر، سالم تر و خوشحال تر سازد. مدیتیشن بصورت یک استراتژی مکمل برای افزایش سلامتی شناسایی شده است که اهداف کلیدی آن شامل قوی سازی برای غلبه بر زوال و افسردگی، و برای حفظ حس شکوفایی در زندگی است. چندین دهه آزمایش بر روی راهب ها و مرتاض ها در آزمایشگاه های غربی، توانایی های قابل ملاحظه ای را برای کنترل تنفس، امواج مغز، یا دمای کلی بدن نشان داده است. روانشناسان اکنون با مطالعه کیفیت های انطباقی روزمره و تأثیرات آنها بر روی تندرستی و سلامتی، بر روی رفتارهای بهنجار (و نه نابهنجار) متمرکز هستند.
مطالعات تجربی بسیاری نشان داده اند که شکل های تکنیک تفکری (مانند مدیتیشن) در غلبه بر وضعیت های فشار روانی مؤثر هستند. رسوم تفکری در بسیاری از فرهنگ ها، باعث فراخوانی کاهش ضربان قلب، تنفس و فشار خون می شود. در مقایسه با کنترل ها، افرادی که مدیتیشن میکنند، از فعالیت امواج مغزی آلفای افزایش یافته، ترتیب افزایش یافته فعالیت مغز، و شکل بی نظیری از هوشیاری متفاوت با وضعیت های آرامش برخوردار هستند. مدیتیشن همچنین تأثیر سلامتی موثری در درمان سرطان دارد، و یک مطالعه نشان میدهد که میزان رشد تومورهای سلولی در بیماران سرطانی که مدیتیشن ذن-بودیسم را انجام میدادند، به مقدار قابل توجهی کاهش پیدا کرد. مطالعات دیگری نیز جزئیاتی از مکانیزم های ممکن را اضافه کرده است، که توسط آنها، مدیتیشن میتواند علائم روانشناختی فشار روانی را کاهش دهد. مدیتیشن آزاد سازی اکسید نیتریک را تحریک میکند، که یک مخالف برای نورادرنالین هورمون فشار روانی آزاد شده در آمادگی برای واکنش مبارزه یا فرار است. اکسید نیتریک رگ های منقبض شده نورادرنالین را منبسط می سازد و جریان خون مؤثر را بازیابی میکند. اکسید نیتریک همچنین با آزاد سازی اندورفین مرتبط است (افیون طبیعی بدن ما که با رنج مبارزه میکند و حس تندرستی را ایجاد می کند). برای جزئیات اساس عصبی مدیتیشن و تأثیرات آن بر روی شیمی بدن و مغز، به مطالعه نیوبرگ و ایورسن (2003) مراجعه کنید. جزئیات بیشتری را نیز میتوانید در کتاب دانیل گلمان (2003) پیدا کنید.
تاکنون علممدرن بر فرمولبندی ترکیبات شیمیایی ابتکاری تمرکز کرده است تا به ما کمک کند تا بر فشار روانی و پیامدهای سمی آن غلبه کنیم، اما از طریق مدیتیشن بودایی و تکنیک های مربوطه، این امکان وجود دارد که به روشهای دیگری نیز دسترسی داشته باشیم. تا اینجا تحقیقات علمی مهم و اصلی در طی ملاقات ها در دارام سلای هند بین دالای لاما و گروهی از دانشمندان و فیلسوفان غربی برنامه ریزی شده است. رهبر تبتی یک سری بحث ها را با مقامات انتخابی از انتظام هایی مانند روانشناسی، فلسفه و علم عصب شناسی انجام داد. هدف آن این بود که بررسی کند که کدام علم میتواند در مورد ذهن و بدن (خصوصاً هیجانات) از سنت 2500 ساله مدیتیشن بودایی اطلاعات بدست آورد. همانطور که در بالا تحلیل شد، ترکیب ذهن-بدن بصورت پیچیده با هم مرتبط است و وضعیت ذهن تأثیرات مستقیمی بر روی سلامت و تندرستی کلی دارد – که مشاهده ای که قرن هاست که توسط فیلسوفان شرقی و خصوصاً بودایی ها کشف شده است. برای مثال، در علم طب تبتی دو عامل مهم تأثیرگذار بر توانایی بیمار برای شفا یافتن، نگرش دکتر و نگرش بیمار است. دالای لاما پیشنهاد کرد که منافع پزشکی و حسی مدیتیشن باید در آزمایشات آزمایشگاهی کنترل شده بررسی شود؛ و مدیتیشن باید از ریشه های مذهبی آن جدا گردد و بصورت جهانی توسعه پیدا کند. بعلاوه، دالای لاما قول داد که اگر علم منافع مدیتیشن را رد کند، او در مورد سنت چند هزار ساله بودایی تجدید نظر خواهد کرد؛ که عین حرف های او به این صورت بود: اگر علم حقایقی را اثبات کند که با درک بودایی مغایرت داشته باشد، آیین بودا باید مطابق با آن تغییر پیدا کند، و ما همیشه باید دیدگاهی را اتخاذ کنیم که با حقایق مطابقت دارد.
5- فعالیت مغزی راهبان بودایی تبت در هنگام مدیتیشن
A- آزمایشات عکسبرداری تشدید مغناطیسیعملکردی (fMRI)
داده های جمع آوری شده در این سری آزمایشات نشان میدهد که انجام مدیتیشن در ایجاد انعطاف پذیری عصبی، بازداری از هیجانات مخرب و پرورش هیجانات مثبت مؤثر است. ماشین های عکسبرداری تشدید مغناطیسی (MRI) استاندارد بطور گسترده در بیمارستان ها استفاده می شوند و تصاویر گرافیکی کاملی از ساختار مغز ارائه میدهند. ماشین های عکسبرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) پیچیده تر، ثبت ویدیوئی مداوم از این را نیز فراهم می سازند که نواحی مغز چطور بصورت پویا سطح فعالیت خود را در هر لحظه تغییر میدهند. MRI معمولی ساختارهای مغز را نشان میدهد، درحالیکه fMRI نشان میدهد که این ساختارها چطور با هم عمل می کنند.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  13  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ترجمه شده مدیتیشن و فعالیت مغز از دیدگاه علم زیست-اخلاق زیست

دانلود مقاله مبانی و روش های تفسیری علامه طباطبایی

اختصاصی از فی بوو دانلود مقاله مبانی و روش های تفسیری علامه طباطبایی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مبانی و روش های تفسیری علامه طباطبایی

 

چکیده :
مرحوم علامه زندگی و سرمایه عمر خود را در راه حقیقت طلبی صرف کرد.
در تفسیر احیای روش تفسیری قرآن با قرآن اهمیت دادن به تفسیر و احیای سنت تفسیر قرآن در حوزه ها، عنایت به گفت و گو و بحث قرآن با مسائل جدید فردی و اجتماعی و یافتن پاسخ قرآن در باب این مسائل،عنایت به سازگاری دین با عقل و علم در فعالیت تفسیری خود، پیرایش پیش فرضها در هنگام تفسیرفعالیت داشتند.
در المیزان در خصوص مسائل امروز جهان و‌ آرا و افکار و مکاتب و ایده‌های گوناگون بحث‌های کافی و مفیدی شده و این مباحث با قوانین اسلام تطبیق و مواقع جرح و تصویب و رد و ایراد و یا نفی اثبات مشخص شده است‌.
وی در مقدمه تفسیر المیزان پس از اشاره به روش‌های مفسران اظهار می‌دارد: شما اگر در تمام روش‌ها و مسلک‌هایی که درباره تفسیر قرآن بر شمرده‌ایم دقت کنید؛ مشاهده خواهید کرد همه آنها در یک نقص که نقص بسیار بزرگی است، شریک هستند و آن این که نتایج حاصل از بحث‌های علمی و فلسفی را بر قرآن کریم تحمیل کرده‌اند بی‌آن‌که آیات دلالتی بر این معانی داشته باشند‌.
علامه طباطبایی در جایی دیگر با اشاره به روش اهل‌بیت(ع) در تفسیر قرآن می‌گوید: پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت‌(ع) گرچه بر طبق نصوص قرآن ، شارح و مفسر و مبین معانی و مقاصد قرآن هستند، ولی اساس بیانات و روش تعلیم و تفسیر ایشان، همان طریق و روش تفسیر قرآن به قرآن بوده که قرآن آن‌را به ما ‌آموخته است
علامه طباطبایی بر‌خلاف تصور برخی مبنای روش تفسیری خود را روایات اهل‌بیت(ع) در کنار آیات قرآن قرار داده و این روش تفسیر آیه به آیه را همان روش تفسیر پیامبر و اهل‌بیت(ع) می‌داند

 

مقدمه :
مرحوم علامه زندگی و سرمایه عمر خود را در راه حقیقت طلبی صرف کرد..
ایشان بیش از آنکه به دنبال منویات و یا جریانهای رایج باشد به دنبال حقیقت بود. هرگاه حقیقت را می یافت و با تامل و تحقیق چیزی را کشف می کرد در بیان و اظهار آن تردید روا نمی داشت چنانکه از آرای ایشان در تفسیر شریف المیزان یا تعلیقات ایشان بر بحارالانوار علامه مجلسی آشکار است.

 


ویژگی های اخلاق علمی علامه :
اخلاق علمی علامه طباطبایی از ویژگیهای خاصی برخوردار است که به برخی از آنها اشاره می شود :
۱) حقیقت طلبی :
---مرحوم علامه زندگی و سرمایه عمر خود را در راه حقیقت طلبی صرف کرد . ایشان بیش از آنکه به دنبال منویات و یا جریانهای رایج باشد به دنبال حقیقت بود. هرگاه حقیقت را می یافت و با تامل و تحقیق چیزی را کشف می کرد در بیان و اظهار آن تردید روا نمی داشت چنانکه از آرای ایشان در تفسیر شریف المیزان یا تعلیقات ایشان بر بحارالانوار علامه مجلسی آشکار است .--- این نکته را نیز باید در مورد علامه تذکر داد که ایشان در بیان حقیقت اهل هیاهو و جوسازی و نبود و از راه تدریس و گفتار و نوشتار متعارف آرا و نظرات خود را مطرح می ساخت .
۲) کنجکاوی و حساسیت نسبت به مسائل :
علامه فردی کنجکاو بود و از کنار مسائل براحتی نمی گذشت . مسائل مهم و قابل توجه مورد تامل و تدقیق ایشان قرار می گرفت و عملا به این موضوعات حساسیت و توجه نشان می دادند: مسائلی از قبیل مسائل هستی شناسی انسان شناسی عرفانی
۳) توجه و استفاده از منابع و اندیشه های متفکران غیرمسلمان :
علامه طباطبایی در عین تسلط بر فلسفه و عرفان و متون اسلامی هرگز خود را در این محدوده محصور نساخت بلکه مرزهای معرفت و تحقیق خود را تا منابع غیراسلامی نیز گسترش داد
آشنایی استاد علامه با معارف دیگر مکاتب و حوزه های فکری دیگر سطحی نبوده و از عمق و غنای قابل توجهی برخوردار بود چنانکه ایشان جلسات پژوهش تطبیقی مذاهب جهان را تشکیل داده و در آن عهده دار تفسیر و بررسی متون دینی مختلف بودند.
۴) انصاف علمی :
علامه در بیان و طرح آرای مخالفان کمال انصاف و امانت را مراعات می نمودند و عقاید و نظرات ایشان را همانگونه که صاحبان آرا در نظر داشتند مطرح و آنگاه نقد و بررسی می کردند حتی اگر این آرا مربوط به مخالفان رسمی دین مانند مارکسیستها می بود، چنانکه حتی پس از انتشار نخستین جز از کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم که در نقد و بررسی آرای فلاسفه غربی و بویژه مارکسیستها نوشته شده بود مارکسیستهای ایران با تشکیل جلساتی تصدیق کردند که مولف در نقل مطالب آنان کمال امانت را رعایت کرده و کوچکترین تحریفی رخ نداده است .
نوآوری های اساسی و پرثمر در حوزه های معرفتی:
علامه دارای برخی از نوآوری ها در حوزه های مختلف معرفتی است که پیامدهای پر بار و اساسی برای آن حوزه ها در برداشته و یا با به کار بردن آنها به دنبال خواهد داشت . برخی از نوآوری های اساسی ایشان از این قرارند :
در فلسفه عنایت به نگارش مباحث فلسفی به زبان فارسی و توام با ساده نویسی و پرهیز از دشوارنویسی، طرح مباحث معرفت شناسی و مقدم داشتن آن بر مباحث هستی شناسی، نشان دادن امکان گفت و گو و بحث فلسفی با دستگاههای فلسفی غربی و شرقی، احیای سنت فلسفی با تقریر و تحلیل جدید از سنت فلسفی، طرح و تالیف فلسفه در قالب اصل موضوعی یا آکسیوماتیک، احیا روش مشائی در طرح و تالیف مباحث فلسفی و پیرایش فلسفه از دخالت دادن گزاره های غیرفلسفی شعری، خطابی، دینی، عرفانی و تلاش برای تفکیک حقایق از اعتباریات در مباحث فلسفی. در علم کلام نیز می توان به مواردی از قبیل : آشکار ساختن خلط حقایق و اعتباریات در تاریخ کلام و مباحث کلامی، پرداختن به مسائل جدید کلامی از قبیل حقوق زن، برده داری در اسلام، تکامل انسان، نظام اجتماعی و سیاسی اسلام و طرح موضوعات جدید کلامی اشاره داشت .
در تفسیر احیای روش تفسیری قرآن با قرآن اهمیت دادن به تفسیر و احیای سنت تفسیر قرآن در حوزه ها، عنایت به گفت و گو و بحث قرآن با مسائل جدید فردی و اجتماعی و یافتن پاسخ قرآن در باب این مسائل،عنایت به سازگاری دین با عقل و علم در فعالیت تفسیری خود، پیرایش پیش فرضها در هنگام تفسیرفعالیت داشتند.
در فقه نیز می توان برای مثال به طرح نظریه اساسی وجود قوانین ثابت و متغیر در دین طرح مسئله دخالت زمان و مکان در تغییر احکام و نیز مسئله مصلحت و دخالت آن در قوانین اشاره کرد.
در اخلاق نیز علامه با طرح ایده مکتب خاص اخلاقی قرآن و تمایز آن از مکاتب اخلاقی عقلی و دینی عام اخلاق را از قالب سنتی و بی روح آن درآورده است . موتور محرک این نوع اخلاق حب و عشق است و غایت آن ذات مقدس الهی است.
نظری به زندگی و برخی آرای علامه طباطبایی:
((علامه طباطبایی در بیان حقیقت اهل هیاهو و جوسازی نبود و از راه تدریس و گفتار و نوشتار متعارف آرا و نظرات خود را مطرح می ساخت .
علامه طباطبایی در علم تفسیر روش تفسیری قرآن با قرآن را احیا نمود و سنت تفسیر در حوزه های علمیه را ارزش و اهمیت بخشید .
علامه طباطبایی فردی کنجکاو بود و از کنار مسائل به راحتی نمی گذشت و در آنها تامل و تدقیق روا می داشت.))
علامه طباطبایی هنگامی که در تبریز بود، تفسیری بر قرآن کریم از اول قرآن تا سوره اعراف تدوین کرد که البته به صورت مختصر بوده است و بر اساس همان تدریس می‌کرد؛ اما پس از آن تصمیم گرفت تفسیری به طور مفصل که شامل نیازهای روز بوده و جهات تاریخ و فلسفی و اخلاقی و بحث‌های اجتماعی و روایی در آن رعایت شود، به سبکی نوین تدوین کند که همان تفسیر «المیزان فی تفسیر القرآن» است‌.
تفسیر المیزان بر اساس روش تفسیری مرحوم آیت‌الله سیدعلی قاضی استاد علامه طباطبایی یعنی تفسیر آیات به آیات تدوین شده است؛ به گونه‌ای که مرحوم قاضی به این سبک، تفسیری را از ابتدای قرآن تا سوره انعام نگاشت و علامه طباطبایی نیز تأکید داشت که این روش تفسیری از مرحوم قاضی به ارث رسیده است‌. در این مقاله‌ای که هم اکنون میخوانید نویسنده برخی از خصایص این روش تفسیری را بررسی کرده است.
روشها و خصایص تفسیری علامه :
نخستین مزیت المیزان همان تفسیر آیات به آیات است، به این معنی که قرآن را با خود قرآن تفسیر کنند. همان‌گونه که در روایاتی از امام معصوم(ع) داریم، «ان القرآن یفسر بعضه بعضاً» آیات قرآن به وسیله برخی آیات دیگر تفسیر می‌شود‌. آیات قرآن همه از یک مبدا نازل شده وکلام واحدی است که سبقت و لحوق بعضی آیات بر بعضی دیگر، دخالت در معنای کلی مستفاد از آیه ندارد، بر این اساس، تمام قرآن به مثابه کلام و خطابه‌ای است که از متکلم واحدی ایراد شده و هر جمله آن می‌تواند قرینه و مفسر هر یک از جملات دیگر آن باشد و بر همین مبنا، اگر در معانی آیات، خفائی به نظر برسد، با ملاحظه و تطبیق و تقارن با آیات دیگر که در این موضوع یا مشابه آن وارد است، این خفاء از بین می‌رود‌.
در تفسیر المیزان آیات قرآن با آیات دیگر این کتاب الهی تفسیر و معنای آیات از خود همین آیات برداشت می‌شود و بر این اساس، معانی استفاده شده از خارج بررسی و موافقت یا مخالفتش با قرآن مشاهده می‌شود‌. نه این‌که ابتدا آن معانی را که در ذهن است اصل و محور قرار دهیم و سعی کنیم آن معانی انتزاعی را با آیات قرآن مطابقت دهیم. همچنان‌که بسیاری از تفاسیر به این روش انجام شده و در حقیقت تفسیر نیستند، بلکه تطبیق معانی ذهنی و مدرکات خارجیه یا علوم فلسفی، اجتماعی، تاریخ و روایات وارده با قرآن است‌. همچنان‌که مشهود است با روش تطبیق به کلی آیات مفهوم و محتوا و اعتبار خود را از دست می‌دهند؛ زیرا هر یک از علما و دانشمندان اعم از نحویون، فلاسفه و دانشمندان علوم تجربی تلاش می‌کنند دانش و علم خود را بر قرآن تطبیق دهند و از قرآن سند و شاهدی برای علم خود دریافت کنند‌. این روش در حقیقت قرآن را مسخ و تفسیر را فاقد ارزش و اعتبار می‌کند، در حالی‌که معنای قرآن را باید از خود قرآن گرفت و این مسأله در المیزان به نحو احسن رعایت شده است‌.
از دیگر ویژگی‌های المیزان، رعایت کردن معانی کلی برای الفاظ موضوعه است، نه در خصوص معانی جزئیه طبیعه و مادیه مأنوس با ذهن انسان‌. همچنین می‌توان گفت ورود به بحث‌های مختلف روایی، اجتماعی، تاریخی، فلسفی و علمی علاوه بر مباحث قرآنی از مهمترین خصوصیات تفسیر المیزان است که در آن هر یک از مباحث به طور جداگانه بدون آن‌که مطالب در هم آمیخته و موضوعات با یکدیگر خلط شوند، مورد نظر قرار گرفته است‌.
در المیزان در خصوص مسائل امروز جهان و‌ آرا و افکار و مکاتب و ایده‌های گوناگون بحث‌های کافی و مفیدی شده و این مباحث با قوانین اسلام تطبیق و مواقع جرح و تصویب و رد و ایراد و یا نفی اثبات مشخص شده است‌.
ضمن این‌که به اشکالات و ایراد‌های وارده بر موضوعات اسلامی که از ناحیه مکتب‌های شرقی و غربی مطرح شده، پاسخ‌های کاملی ارائه شده است و مواضع ضعف و نقاط ابهام و مغلطه تبیین شده است و به طور کلی، قرآن در المیزان محور حقیقت و اصالت و واقعیت قرار گرفته و آرا و اندیشه‌های گوناگون با آن سنجیده می‌شود و در پایان موارد خطا و اشتباه و مغالطه‌های مکتبی و ایده‌های آنان مشخص می‌شود‌.
پاسداری از مکتب تشیع یکی دیگر از ویژگی‌های تفسیر المیزان است که با بحث دقیق، عمیق و نشان‌دادن مواضع آیات، این مهم مورد توجه قرار گرفته است و با بیانی رسا و بلیغ، بدون آن‌که حمیّت‌های جاهلی برانگیخته شود، از روی نفس آیات قرآن و تفسیری که قابل رد و انکار نباشد و نیز به وسیله روایاتی که ازخود عامه نقل شده، مانند تفسیر«الدرالمنثور» سیوطی در هر موضوعی از موضوعات ولایی، مطلب روشن شده است‌.
تفسیر المیزان در مسائل اخلاقی به طور مبسوط و در مسائل عرفانی به طور دقیق و لطیف با اختصار بحث می‌کند و با عباراتی کوتاه و جذاب انسان را به لقاءالله دعوت می‌کند‌. این تفسیر معانی ظاهری و باطنی قرآن و عقل و نقل را بخوبی پیوند داده است و هر یک از آنها در المیزان نقش خاصی دارند‌. المیزان از لحاظ قواعد ادبیات عرب بسیار قوی و استوار بوده و به قدری در حفظ قواعد ادبی و انشاء مسلسل مطالب رسا و محکم است که حتی تشخیص آن در نزد علما و محققان عرب که اهل ادبیات هستند، مشکل است که بتوانند تشخیص بدهند نویسنده آن غیر‌عرب است‌.
این تفسیر در نشان دادن نکات دقیق و حساس و جلوگیری از مغالطه کلمات معاندان و نیز در جامعیت منحصر به فرد است‌.
مرحوم علامه طباطبایی با وجود این‌که روش تفسیر قرآن به قرآن را به عنوان مبنای اساسی و پایه اصلی تفسیر خود معرفی کرده است اما در عین حال ارزش تفسیری سنت (احادیث و روایات) را نیز نادیده نگرفته است و رجوع به روایات را در پاره‌ای موارد لازم و از مقدمات ضروری تفسیر صحیح قرآن می‌داند‌.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 15   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مبانی و روش های تفسیری علامه طباطبایی

دانلود مقاله مقایسه نظریه های یادگیری

اختصاصی از فی بوو دانلود مقاله مقایسه نظریه های یادگیری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 برخی جدالهای اخیر شامل راهبردهای حل مشکل الگوریتمی اکتشافی و برنامه ریزی آموزش قیاسی مباحثه ای است. به هر حال ، تجزیه و کحلیل نشان می دهد که بسیاری از این جدالهای (جدید) شباهت قابل توجهی با جدالهای قدیمی دارد . توجه به این نکته جالب است که بسیار ی از عبار تهای چشمگیر موجود در اموزش ریاضی دارای قدمت زیاری است یانگ هنگان نوشتن درباره تدریس ریاضی تفکیک بسیار مفیدی بین روشها و شیوه های آموزش ( احتمالاّ معادل امروزی اصطلاحات راهبرد ها و فنون است ) قایل شد .
او زیر عنوان روشها ، درمنان سایر روشها ، از روش اکتشافی یا ایتکاری ، روش آزمایشگاهی و روش توضیحی نام می برد درمیان شیوه های او می توان سخنرانی ، مباحثه سقراطی ، ارائه قیاسی و استقرایی و ..رایافت .
درست است که استفاده یانگاز این اصطلاحات گاهی با کاربرد امرزوی آنها متفاوت است ،َ ولی انسان باید در مورد تازه و بدیع بودن بسیا ر ی از نظریات به اصطلاح جدید کمی تامل کند .
این نکته رانیز باید اضافه کرد که کاربرد فعلی بسیاری از این اصطلاحات آنقدر غیر استاندارد است که پی بردن به اینکه آیا تغییراتمهمی در نهادهای زیربنایی نظریه های یادگیری و آموزش ازابتدا ی قرن حاضر روی داده است یا نه واقعاّ آسان نیست.تجزیه و تحلیل بر خی از دید گاههای نظری جاری در باره یادگیر ی و آموزش با توجه به خصو صیات و سر منشا آن ها به روشن کردن این و ضعیت کمک خواهد کرد.( 87 )
موضع رفتار گرایی متمثل در اسکینر:
این دید گاه که نمونه آن را در موضع اسکینر (1961) می بینیم بر تعریفی از یاد گیری مبتنی است که از یاذد گیری ، به عنوان تغییری قابل مشاهد ه دررفتار (که ناشی از بلوغ جسمی یارشد نباشد ) یاد می کند . ساختار فرایند ها ی درونی تفکر و یاد گیری ، بی ارتباط با فرایند آموزش که همانا سازماندهی محیط به منظور به حد اکثر رساندن احتمال یادگیری رفتار مطلوب است تلقی می شود.
رفتارهای مطلوب با یک سلسله تقریبهای متوالی آموزش داده می شود که از رفتاری تثبیت شده شروع می شود و به طر ف رفتار مطلوب ادامه می یابد .این فرایند بر اصل تقوبت که اسکینر بتفصیل شرح داده مبتنی است .[1]
قانـــــــــــــــــــــــــــــــــون اثر ثورندایک :
در سال 1927 ثورندایک چنین بیان میکند. قانون اثربیان این پدید ه مشاهد ه شده است که چنانچه رفتار آثار مطلوب یا خوشایندی ایحاد کند بر احتمال تکرار آن افزوده می شود (( نتیجه منطقی : رفتاری که منجر به آثار ناخوشایند می شود احتمال تکرار آن کم می شود ).
نظریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه تقویت :
اسکینر تقویت رفتار را تامین تقویت کنند ه به منظور افزودن بر احتمال بروز رفتار فرضی دیده شده تعریف کرد
(مانند غذا بری سگی گرسنه به عنوان پاداشی در قبال ((درخواست کردن)). تقویت کنند ه را ((هر شئ یا واقعه ای که تقویت کند )) دانسته است ، یک تعریف دوری دلپذیر. آموزش با شرطی سازی واحدی از رفتار ( یک پا سخ ) است همراه با وضعیت محیطی که بر انگیزاننده آن است (یک محرک ).معلم یا مربی :
1 – محرک را ایجاد می کند .2- پاسخ شاگرد را مشاهده می کند.3- پاسخهای مطلوب را تقویت می کند و پا سخهای نامطلوب را از تقویت محروم می سازد. ( گاهی از تنبیه پاسخهای نامطلوب استفاده می شود ، ولی این کاررا توصیه نمی کنند.))312)
شکل دادن به رفتار :
رفتار های پیجیده ابتدا با تقویت هر رفتار یادگیری شده ای که شبیه رفتار مطلوب باشد شکل می گیرد و در مر احل بعدی فقط تقریبهای نزد یکتر متوالی تقویت می شود . با استفاده ازمثا ل سگ ، این مراحل جنین خواهد بود : نشستن هنگام دیدن غذاء، نشستن روی پاها ، اما با بلند کردن یک دست ، نشستن اما با للا بردن هر دو دست بصورت مو قت ، حفظ تعادل برروی دو پا بری مدت زمانی طولانی تر . در این مثال غذا تقویت کننده است (مربی این کار را باتغذیه نکردن سگ پیش از آموزش انجام می دهد )و همچنین محرکی برای پاسخ ((درخواست کردن )) است ، ولی معمولاّ محرک و تقویت کنند ممکن است دو شئ یا واقعه کاملا ّ مجز ا باشند . به هر حال ، این دو همیشه دارای یک خصوصیت مشترکند آن ها [2]
برای شاگردان خارجی هستند . معلم با دستکاری و کنترول محیط شاگرد رفتار وی را کنترول کرده و شکل می دهد .[3]
[4]
نظــریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه جعبه سیاه :
بنابراین نظریه آموزش اسکینر نیاز مند هیچ نظریه یار گیری که با فرایند های درونی یاد گیری سروکار دارد نیست .با استفاده از اصطلاحات سیستمی ، این نظریه یک نظریه یادگیری درون داد / برون داد است که شاگرد را یک ((جعبه سیاه )) تلقی می کند . دو نوع شرطی سازی . باید بین شرطی سازی عامل اسکینر و شرطی سازی ((کلاسیک )) پاولوف تمیز قائل شد . سگهای پاولوف بروز رفتاری طبیعی و جا افتاده ( ترشح بزاق) را در یک و ضعیت محرک جدید (به صدادر آمدن زنگ ) با ادغام جسورانه محرک جدید زنگ با محرک ((طبیعی )) دیدن غذا لرا گرفتند . شگ اسکینر ، در مثال فوق رفتاری کاملاّ جدید رادر پاسخ به کحرکی آشنا فرامی گیرد.َ


نظــــریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه لانــــــــــــــدا:
دراین جابه تشابه آشکار یبین دیدگاه های لاندا و گانیه برمی خوریم . یادگیری قاعده کانیه معادل یاد گیری الگوریتمهای آماده لاندا به نظرمی رسد .حل مشکل گانیه معادل اکتشاف الگوریتم در نظام لاندا ست .یک وجه تفاوت بین دید گا ه های صاحب نظر مربوطبه اهمیت نسبی این دونوع یادگیری است .(235)
گانیه یاد گیری قاعده را ترجیح می دهد زیرا سریعتر استو معتقد است که روش حل مشکل فقط وقتی که عوامل مهم یادآوری بلند مدت یا انتقال مهارت هاست ارجحیت دارد . چنین به نظر می رسد که لاندا روش اکتشافی راارجح می داند،شاید به این دلیل که به عنوان یک متخصص سیبرنتیک به طور طبیعی دل مشغولیهای او در باره تعمیم و انتقال مهارتها بین رشته های تحصیلی است . این نکته قابل تردید است که لاندامهارتی را که ارزش انتقالیندارد به عنوان یادگیری با ارزش مورد توجه قرار دهد.
دید گاه لاندا درمورد این نکته آخر بسیار به نظر برونر نزدیک است گرچه باید بر تفاوت زیاد بین روش اکتشافی پیشنهادی لانداو اکتشاف آزاد برونر تاکید کرد.روش اکتشافی هدایت شده گانیه بسیار انعطاف ناپذیرتر از روش برونر است . از نطر گانیه هر تمرین اکتشافی هدفهای از پیش تعیین شده دقیقی دارد و معلم صر فاّ وقتی موفق است که شاگرد را برای دستیابی به آنهاهدایت کرده باشد . ولی او فقط به ارائه خط مشیهای کلی در باره اینکه چگونه یک معلم ممکن است این کار را انجام دهد اکتفا می کند . لاند ابسیار فراتر از این می رود . نقدی بر موضع گانیه و همچنین طبقه بیدی هدفهای آموزشی بلوم ( و سایرین ، 1957 ) رامی توان در فراز زیر ازلاندا (1976) ملاحظه کرد .
ملاحظه میکنیم که انواع مختلف مشکل مستلزم توانایی اجرای عملیات شناختی متفاوتی است . این وضعیت مشابه آن وضعیتی است که برای عملیات فیزیکی در طی اشکال مختلف فعالیت فیزیکی اتفاق ی افتد : راند ن اتومبیل مستلزم اطلاع از یک نوع عملیات است ، کار باماشین براش مستلزم اطلاع از نوع دنگری است . اغلب در روانشناسی و منطق توصیف فعالیت شناختی به نشانه های عملیاتی مانند تجزیه و تحلیل ، ترکیب ، تعمیم دادن ، تشخیص و چند مورد دیگر محدود می شود . این توصیف صحیح است ولی کافی نیست . عملیاتهای خاصی که در آنها تجزیه وتحلیل و ترکیب یافت می شود بسیار متفاوتند ( صدهاو شاید هزاران عملیات وجود دارد ) ، و ممکن است که فر د برخی عملیاتهای تحلیلی را بداند و بسیاری دیگررانداند . در روانشناسی ، بخصوص در روانشناسی تربیتی ، نباید به توصیف ساده فعالیت شناختی مانند آنچه و تحلیل و ترکیب است بسنده کرد ، بلکه باید کارهای شناختی خاصی (عملیات) راکه در آنها تجزیه و تحلیل و تر کیت بارزمی شود وبرای حل یک گروه فرضی از مسائل لازم است کشف کرد.
موضع لاندا در ارتباط با هد فهای آموزشی با اصطلاحات فرمانشناسی (سیبرنتیک ) بیان شده است ولی تمام دید گاههای را که تاکنون مورد بحث قراد داده ایم د ربرمی گیرد . لاند ا در سال2976 در ارتباط با هدفهای آموزشمی گوید. چگونه بابد ساختار فرایند هایی را که به منزله هدفهای آموزشی باید در اختیا ر معلم قراد گیرند مشخص کنیم ؟ چگونه می توانیم اجزاءتشکیل دهنده فرایندی را که باید به شاگرد تدریس شود و ارتباط درونی بین این اجزاء راتعیین کنیم ؟ این کار رامی توان به همان روشی انجام دادکه در سایر علوم و بخصوص فرمانشناسی به کار می برند ، یعنی ساختن الگوها. در اینجا فرض می کنیم که مهارتی خاص را می خواهیم تدریس کنیم ، مثلاّ توانایی اثبات این نکته که شیء فرضی عضوی از طبقه ای از اشیاء است .برای اینکه نقشه یک برنامه آموزش بدرشتی کشیده شود ابتدا لازم است اجزاء این مهارت را تعیین کنیم .، و برای این کار لازم است «فرایند اثبات » رابه عملیات مقدماتی تجزیه کنیم تا ساختار آن ها راتعیین کنیم . فرضیه ای براساس ملاحظات رسمی، مشاهدات و در صورت نیاز تجربیات در مورد اینکه اثبات عضویت یک شیءبه یک طبقه خاص یعنی چه ، شکل می گیرد .، به عبارت دیگر سلسله عملیاتی که باید برای ارائه دلیل دنبال شود تعیین می شود . کشف این عملیات و ساختار آنها ساختمان الگوی فرایند مورد سوال را تشکیل می دهد .
الگوی صحیحی از فرایندی فکری باید بدقت ائه شود مانند آنبرنامه فعالیت فکری که شاگرد باید آن را فرا گیرد ، و این الگو باید اساس برنامه آموزشی باشد و باید به عنوان هدف آموزشیدقیق تعریف شده در اختیار معلم قرار گیرد . تاکنون د رمباحث ارائه شده چندین بار به راهبردهای عمومی آموزشی مورد نظرروانشناسان مختلف اشاره کرده ایم ، به تضاد بین گرو ه یاد گیر ی اکتشافی و طرفداران یادگیری دریافتی پی بردیم . طرفدار سرسخت یاد گیری در یافتی آزویل است ، ولی او در این جناح تنها نیست . هس د ر سال 1968 توجه کرد که تمام شاگردان از روشهای اکتشافی سود نمی بردند و تمام معلمان در به کاربردن این روشها مهارت نداشتند.

نظــــــریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه اسکینر:
اسکینر در اثرش که در باره برنامه ریزی حسات و ریاضیات است فقط رفتارهای عینی ، قابل مشاهده و قابل تعریف رادر نظر گرفته است . به عبارت دیگر ، بابرنامه های اولیه فقط راه حل الگوریتمی خاصی برای نوع خاصی از سائل آشناآموزش داده می شد. استثنائاتی نیز وجود داشت ، مثلا ّ برنامه های «تفکر تولیدی » که کاوینگتون و کرچفیلد د رسال (1965) در دانشگاه برکلی تهیه کردند و باآن راهبردهای خاص تفکر خلاق باموفقیت آموزش داده می شد.وچند کوشش دیگر برای تهیه دوره های برنامه ریزی شد ه حل مشکل مکالمه ای که در آن از یکی از انواع «شاخه ای» آموزش برنامه ریزی شده یا روشهای برنامه ای خاص استفاده می شد (مانند ارتباطات ساختاری )حقیقتاّ هیچ دلیلی برای استفاده نکردن از مواد برنامه ریزی شده برای آموزش خاص حل مشکل وجود ندارد ، ولی برای این کار باید از الگوی برنامه نویسی خشک اسکینر فاصله گرف

[5]
نظــــریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه برونر:
در نقطه مقابل ، تاکید برونر بر انواع فرایند هایی قرارداردکه شاگرد یاد می گیرد ( نه نتایج ماث موضوعی که ممکن است کسب کند) یک پاراگراف از کتاب به سوی نظریه ای برای آموزش برونر در سال 1966 عصاره هدفهای آموزشی را ازدید برونر بیان می کند.درنهایت در یک نظریه آموزشی باید این حقیقت رامدنظر قرار دادکه برنامه درسی نه تنها منعکس کننده طبیعت خود دانش ( قابلیتهای خاص ) بلکه طبیعت شاگرد و فرایند کست دانش نیز است . این نقطه ای است که نمی توان بین موضوع درسی و روش تدریس آن تفکیک کرد . یک مجموعه دانش که اعضای هیـات علمی دانشگاه آن رامحترم شمرد ه و در یک سری کتابهای معتبر بیان کرده اند نتیجه فعالیتهای ذهنی قبلی است . آموزش دادن به فرد در این رشته ها به معنای آن نیست که این نتایج را به ذهن خود بسپارد ، بلکه به معنای آن است که به او بیاموزیم در فرایند ی که تشکیل آن دانش را ممکن ساخته شرکت کنند. هدف ما از آموزش ایجاد کتابخانه های کوچک زند ه در باره آن موضوع نیست بلکه می خواهیم به شاگرد بیاموزم برای خود ش به صورت ریاضی فکر کند ، مطالب را مانند یک مورخ بررسی کند ، در فرایند کسب دانش شرکت کند . دانستن یک فرایند است ، نه یک محصول .
نظـــــریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه گانیه :
گانیه در مورد اولویت فرایند ها برمحصو لها به عنوان هدفهای آموزشی با برونر توافق اصولی دارد . ولی تاکید او بر آموزش راهبرد های کلی یا منطق ابتکاری اکتشاف نیست .، او بیشتر با آموزش قواعد یا مهارتهای ذهنی مربوط به حیطه های آموزشی خاصی سروکار دارد . این چنین استد لال می شود.روشن است که راهبرد های به رغم محتوایمشکل در حل مشکل حایز اهمیتند. در برخی نوشته چنین پیشنهاد می شود که راهبردهای به عنوان هدف تعلیم و تربیت از اهمیت ویژه برخوردارند. ولی آیا هدف آموزش رسمی در مدارس نباید آموزش چگونه فکرکردن به شاگرد باشد ؟ اگر راهبرد ها بدقت آموزش داده شوند آیا افرادی تربیت نمی شوند که قادر به استفاده از قابلیتهای برتر حل مشکل در موقعیتهای جدید باشند ؟ گرچه هیچ کس نمی تواند با این هدفها مخالفت کند ، بسیار جای تردید است که بتوان صرفاّ از راه آموزش «راهبرد ها » و «روشها ی » تفکر به شاگردان به آنها دست یافت . حتی اگر این هدفها قابل آموزش باشند و احتمال نیز دارد که باشند با آموزش آنها پایه اساسی تفکر که مجموعه ای از مهارتهایذ مهارتها یا قابلیتهای ذهنی ای هستندکه قابل بیان از نظر گانیه هد فهای آموزش مهارتها یا قا بلیتهای ذهنی ای هستند که قابل بیان از نظر عملیاتی و قابل تجزیه و تحلیل و نهایتاّ قابل تدریس هستند . گانیه بر آن موضع روانشناسی صحه می گذارد که موفقیت آن در پیشنهاد رو شهای تدریس در صورت روشن بودن هدفهابه لحا ظ علمی است . و قتی هدفها بروشنی بیان نشده باشند روایشناس کمک چندانی نمی تواند بکند. هدفهایی که به لحاظ رفتاری روشن بیان شده اند سنگ زیربنای موضع گانیه را تشکیل می دهند .

نظـــریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه آزویل:
آزویل با این نظر که هر نوع فرایند ی، چه راهبرد باشد چه مهارت ، باید دربین هدفهای تعلیم و تربیت اولویت داشته با شد شدیداّ مخالف است . اوطرفدار سرسخت اهمیت تسلط یافتن برمجموعه های سازمان یافته دانش موظوعی به عنوان مهمترین هدف تعلیم و تربیت باقی مانده است . او استدلال می کند که تا انجا که به تعلیم و تربیت رسمی افراد مربوط می شود ، نهاد آموزش و پرورش عمدتاّ با انتقال مفاهیم ،طبقه بندیها و قضایای آماده سروکار دارد. در هر حال روشهای اکتشافی تدریس وسیله ابتدایی موثری برای انتقال محتوای یک رشته علمی نیستند. بنابراین مشاهده می کنیم در حالی که گانیه و آزوبل تمایل دارند بپذیرند که توضیح روش مفید تری برای آموزش است تا اکتشاف، در مورد هدفهای مناسب آموزش با یکدیگر مخالفند .در واقع آزویل از جهت مقدم داشتن نتایج یادگیری ریاضی برفرایند های آن به اسکینر نزد یکتر است ، گرچه آن ها را از نظر محتوای موضوع (برونداد ها )تعریف می کند ، گانیه و برونر مو افقند که فرایند ها مهمتر آز نتایجند ، ولی درمورد نحوه تعریف و اندازه گیری فرایند ها باهم تفاوت دارند.
[6]
تاکنون در مباحث ارائه شده چندین بار به راهبرد های عمومی آموزشی مورد نظر روانشناسان مختلف اشاره کردهایم . به تضاد بین گروه یاد گیری اکتشافی و طرفداران یاد گیری دریافتی پی بردیم. طرفدار سرسخت یاد گیری در یافتی آزویل است ولی او در این جناح تنها نیست . هس در سال 1968 توجه کرد که تمام شاگردان از روشهای اکتشافی سود نمی بردند و تمام معلمان د ربه کاربردن این روشها مهارت نداشتند. نکته ای که همه [7]خاطر نشان کرده اند آن است که تدریس با رو ش اکتشافی نسبت به تدریس با رو ش توضیحی و قت بیشتری می برد . بنا براین فقط و قتی که صرف زمان بیشتر منجر به حصول منافع بیشتری شود می توان بهتر از روش اکتشافی دفاع کرد .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  20  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مقایسه نظریه های یادگیری